اهلیت در انتخابات
ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ اسفند ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: اهلیت ،خلبان ،خبرنگار ،پزشک

شرط اصلی یک نامزد برای نمایندگی «اهلیت» است، البته هرکس خود را «اهل» می داند و هوادارانشان نیز بر این نکته تاکید دارند.
اما به باور من اهلیت افراد را باید به نسبت شانی که می خواهند داشته باشند سنجید، چه ممکن است فردی، پزشک حاذقی باشد، اما چون شهره شهر است در علم طب، نباید از او انتظار کار مهندسی هم داشت و کار را هم به او سپرد. چه او برای طبابت اهل است اما این اهلیت را در کار مهندسی ندارد. یا دیگری مهندس قابلی است سدهای عظیم می سازد و عمران و آبادی را پدید می آورد و اهلیت او هم این است که آن جا باشد نه این که به مثل، او را جای خلبان بنشانیم و دیگری خلبان ماهری است و صاحب تجربه و اهل پرواز و دارای این اهلیت که می شود سرنوشت صدها تن را در پرواز به او سپرد اما نمی شود او را پشت میز یک تحریریه نشاند و از او نوشتن و تحلیل امور طلب کرد، چه او با وجود اهلیت وثیق در خلبانی، در جایگاه خبرنگاری، اهلیت چندانی ندارد.
در بحث انتخابات هم وقتی انسان با فهرست بلند و بالایی از نام ها و ... مواجه می شود، در می یابد که بزرگواران کم نیستند و در جایگاه خود نیز دارای اهلیت وثیق و عمیق، اما برای واگذاری نمایندگی به آنان، این خود ما، آحاد جامعه ایم که باید عیار اهلیت نامزدها را برای منصب نمایندگی بسنجیم و ترازوی افکار را به کار گیریم که آیا فلان فرد، توان به انجام رساندن وظایف نمایندگی را دارد یا نه و یا این توان به چه میزان است، آیا او می تواند، با وضع قوانین و با نظارت فراگیر خود در توسعه کشور اعمال نقش کند؟
آیا می تواند برای حراست از بیت المال از همه توان خود بهره گیرد و آیا همه توان او به اندازه ای می باشد که بتواند در برابر فزونخواهی، سدی بلند بکشد.
آیا جامعه هدف را می شناسد تا قوانینی را که تصویب می کند، نقش گره گشایی برای آحاد جامعه داشته باشد؟
آیا ظرفیت های کشور را می شناسد تا برای به فعلیت رساندن آن ها قانون بنویسد؟ آیا توان گسترده انسانی کشور را بررسی کرده است که بتواند برای توسعه معنوی و علمی آن گام بردارد؟آیا از ظرفیت مدرس شدن برخوردار است تا در برابر فزونخواهی قدرت های خارجی دچار تب و لرز نشود و افزون طلبی داخلی ها او را از خود بی خود نکند؛ و خیلی آیاهای دیگر...
به باور من باید اول مجلس معیار و نماینده معیار را برای خود باز تعریف کنیم، سپس اهلیت نامزدها را با معیارها بسنجیم و آ ن گاه «اهل ترین» ها را برگزینیم ... اگر بتوانیم مجلس معیار را تشکیل دهیم آن وقت ثمره آن را در زندگی خود هم خواهیم دید.
در کشور خود هم خواهیم دید و در خانه خود نیز هم. چه اگر نمایندگانی در قامت «نمایندگی ملت ایران» به مجلس بفرستیم آن وقت با قانون گذاری و برنامه ریزی کاری خواهند کرد که کشور آباد شود و در کشور آباد، شهرمن و خانه من هم آباد خواهد شد اما اگر ما نماینده ای منطقه اندیش داشته باشیم، منطقه ما هم چندان آباد نخواهد شد که آبادی یک کاخ در جمع صدها کوخ، هیچ حلاوتی نخواهد داشت.(ص-۴--۲۳/۱۲/۸۶)