ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸٢   کلمات کلیدی:

سلام !نفرين به سفر که رنگ بوم است/بر جاده که نام جاده شوم است/....اين يک بيت از مثنوی احمد عزيزی بود که حالا سرنوشت جاده های ما شده است.من در روزنامه خراسان امروز در يادداشتی ماجرای جاده ها مخصوصا جاده های خراسان را نوشته ام.

آقاي خرم! خون، جاده ها را خرم نمي كند!  
اين ديگر سياه نمايي نيست، سياه بيني هم نيست، «سرخ بيني»است. اين«خون سرخ» مردم است كه بر«سياه فرش آسفالت» نقش مي بندد تا ايران مقام اول تلفات حوادث رانندگي را از آن خود كند؛ يعني«نحس ترين مقام اولي دنيا!» نمي دانم چقدر بايد داد بزنيم تا كسي بشنود. نمي دانم بيمارستاني هست كه«جنون جاده» را درمان كند؟ نمي دانم كسي مي تواند خود را جاي كساني بگذارد كه در حوادث جاده اي سياه پوش مرگ سرخ عزيزان خود مي شوند؟ نمي دانم كسي مي تواند بفهمد رانندگي در جاده هاي خراسان، سيستان و بلوچستان، خوزستان و... چقدر هم آغوش شدن با مرگ را در ذهن تداعي مي كند؟ نمي دانم اين آمار را كسي در دفترچه مسئوليت خود ثبت مي كند كه فقط در خراسان در 93 روز 106 كشته و نمي دانم اصلا كسي مي داند در جاده ها چه مي گذرد؟ مي داند جاده ها چگونه ساخته مي شود؟ مي داند وسايل نقليه از رانندگان خود پيرتر هستند؟ مي داند به رغم چند برابر شدن انواع خودروها و مسافران، بسياري از جاده ها همچنان به اندازه سي سال پيش است. بهترين نمونه اش جاده مشهد به بيرجند و زاهدان كه قبل از انقلاب ساخته شد و اقدامي بايسته در توسعه آن انجام نگرفته است و همين جاده در همين امسال بارها و بارها قرباني گرفته است و تنها در سال گذشته دو هزار و 38 كشته و 21 هزار و 77 مجروح روي دست مردم گذاشته است. بگذريم از خسارت هاي سنگين مالي آقايان! مسئولان! بزرگان! بزرگواران! تصميم سازان، تصميم گيران بالا غيرتا بياييد به حرمت انسانيت به جان انسانها احترام بگذاريد. باور كنيد تنها در حوادث رانندگي دو راننده مقصر نيستند بلكه همه ما به اندازه مسئوليتي كه در اين قبال داريم مسئوليم و بايد پاسخگو باشيم.
اين جاده، اين وضعيت«سرخ» و«سياه» آفرين، در خور شأن نيست، نه براي ايران، نه براي مسلماني، نه براي انسانيت. باور كنيد! قرار نيست فقط مسائل سياسي در حافظه تاريخ بماند، تاريخ اين را هم شهادت خواهد داد كه در سال 82 فقط در جاده هاي خراسان روزانه 6 نفر جان باخته اند!
جاي سئوال را هم از همه استانداراني كه آمده و رفته اند، از نمايندگاني كه بر صندلي هاي قرمز تكيه زده و رفته اند از مديراني كه برگمارده شده و نوبت به ديگري داده اند، از همه و همه باقي خواهد گذاشت كه براي جاده ها و مخصوصا جاده هاي خراسان چه كرده ايد؟
آقايان، خانم ها! به ياد داشته باشيد كه اولا جاده هاي خراسان هر سال بيش از يك چهارم جمعيت كشور را از خويش عبور مي دهد و در چهار سال بيش از تعداد جمعيت كشوري از اين جاده آمدوشد مي كنند پس نگاه به اين ماجرا بايد ملي باشد. ثانيا مشهد دومين كلان شهر مذهبي جهان است و اين جاده ها نه در خور شأن چنين مكاني است.
ثالثا، به خدا بحث جاده نه مسئله تقسيم استان است نه مسئله اي سياسي كه حضرات در كنار هم نمي ايستند و اين سنگ بزرگ را بر نمي دارند! آقايان دست از يقه هم برداريد و همين معضل جاده را حل كنيد، بگذاريد تاريخ از شما خاطره اي خوش و عاري از خطر در ذهن بگيرد! آقايان! مشكل جاده را حل كنيد و جان مردم را از هجوم اين جاني جنون زده اي كه جاده ناميده مي شود نجات دهيد، همه وعده هايي كه داده ايد پيشكش! نگذاريد در محكمه عدل الهي و پيش از آن وجدان خويش در جايگاه متهمي بنشينيد كه خودش هم به قصور يا تقصير جرم خويش را مي پذيرد و براي«مجرم» هم در هر نظام حقوقي مجازاتي درنظر گرفته مي شود... نگذاريد مردم به عنوان«خواهان» شما را نفرين كنند.
* اين ديگر سياه خواني و سياه بيني نيست، چه رسد به سياه نمايي، بلكه اين خون سرخ انسان است كه بر تن سياه آسفالت جاده ها جاري است. آيا كسي را توان تماشاي اين تابلوي وحشتناك است؟
آقاي خرم! وزير محترم! خوش وخرم باشيد، اما خرمي زندگي بسياري از انسانها در جاده هاي شما در اندك زماني به خزان مي رسد!
آقاي خرم! سرتان سلامت، خرمي سهم باغ وجود شما! اما در هر استان يك جاده مرگ داريم، خبر كه داريد جاده هاي شما با خون خرم مي شود!
«خرم مرد» همتي كن! تا خرمي زندگي مردم چنين ارزان به تاراج مرگ دچار نشود! راستی شما چه فکر می کنيد؟حرف شما چيست؟خداکند هيچ وقت سياه پوش جاده نشويد.خدا کند....