نامی همتای عشق
ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: کشف ،مطهری ،معلم ،استعداد
یکم: شان نگارش این نوشتار، دو مسئله است. اول؛ سالگرد شهادت استاد مطهری که از بزرگان اندیشه و مردم داری و از معلمان انقلاب بود. و دوم : نامی است که پس از شهادت استاد بر این روز گذاشته شد؛ روز معلم . پس شایسته است در این مختصر به هر دو اشارتی داشته باشیم.
دوم: عالمان بزرگی آمده اند و جهان را به نور خویش روشن کرده اند و رفتنشان هم ثلمه ای برجهان اندیشه وارد کرده است. اما کمتر بوده اند کسانی که مثل شهید علامه مطهری نگاهی فراگیر، اثرگذاری گسترده، شناخت زمانه و زمینه ها و گسترش جامعه مخاطبان و... همه را یک جا داشته باشند، چه بزرگان معمولا جامعه مخاطبان خود را از میان فرهیختگان جامعه برمی گزینند و فرهیختگانند که حلقه واسط آنان با بدنه جامعه می باشند و شاید در طول تاریخ به ندرت می توان یافت عالمی را در اندازه مطهری که مستقیما کودکان و نوجوانان را هم به عنوان جامعه هدف برای پیام رسانی در نظر گرفته باشد. اما مطهری بزرگ برای بزرگی بخشیدن به همه آحاد جامعه، مطابق با فضای ذهنی و توان معرفتی آنان ، پیام تولید کرده است به گونه ای که هم آستانه فهم جامعه را بالا ببرد و هم آنانی که در سطح پایین ترند ، بی پیام نمانند. لذا شاهد تولید آثاری با زبان های مختلف اما با جوهره واحد از آن بزرگواریم، از داستان راستان گرفته تا اصول فلسفه و روش رئالیسم، از حجاب تا خدمات متقابل اسلام و ایران و... به هر حال گستره کار به گونه ای است که هر کس در آثار مطهری که به فرموده امام همه آن ها مفید است، برای خویش کتابی بیابد . علامه مطهری ، عالمی باوقار بود و جامعه را هم باوقار می خواست لذا از ظرفیت رسانه ای مکتوب زمان شاه نیز استفاده کرد تا از وقار و متانت زن ایرانی دفاع و از اعتقاد او حراست کند که کتاب حجاب استاد، شرح آن نوشته هاست و ... گفتن از بزرگی چون او ، هم قلمی بزرگ می خواهد و هم مجالی فراخ اما این قلم کمترین در این مجال مختصر به همین بسنده می کند و بقیه می ماند ذهن پرسشگر مخاطبان فهیم و امکاناتی که برای شناخت اندیشه استاد وجود دارد.
سوم: شاید کسی را نشود یافت که در طول دوران تحصیلی خود انشایی درباره «علم بهتر است یا ثروت» ننوشته باشد و عجیب این که همگان بر رجحان علم بر ثروت تاکید می کنند، هرچند قدیم ترها علم و ثروت را متنوع و جدا از هم می انگاشتندو با وجود تاکید برعلم بیشتر به دنبال ثروت می رفتند و هر چند از منظر بعضی ها امروزه میان علم و ثروت از آن جا که برخی نگاه صنعت به علم دارند، رابطه خویشاوندی حاکم است، اگر قرار باشد دوباره و هزارباره در این زمینه انشاء بنویسیم باز هم برای هزارمین بار بر ارجحیت علم بر ثروت تاکید خواهم کرد و اگر روزگاری فرضا برایم دستیابی به یکی از این دو، میسر باشد، قطعا به سمت علم خواهم رفت که اهلش در چشمم چنان بزرگند که ثروت به غبار راهشان نمی ارزد.
من بارها با افتخار دست اهل علم را و معلمان و استادان را بوسیده ام اما به یاد ندارم که به احترام ثروت یک نفر از جا برخاسته باشم. پس باز می گویم که طرفدار علم هستم، هرچند به تولید ثروت منتهی نشود. هرچند ثروت را اگر به عدالت و رفاه و آسایش مردم منتهی شود قابل تقدیر می دانم، در افق نگاهم عالمان و علم جایگاهی بی همانند دارند.
چهارم: معلم، این نام، در خاطر همه با لحظه های شیرین همراه است و همگان با احترام به معلم، شیرینی آن لحظه ها را مرور می کنند... جامعه ای هم که به معلمانش قدر بگذارد، تقدیری پرشکوه خواهد داشت. جامعه ای که معلمانش بر صدر بنشینند، صدر نشین جهان خواهد شد. پس نگاه به معلم باید بهینه سازی شود و حتی کسانی که صرفا نگاه هزینه- فایده اقتصادی دارند هم باید بیش از همه به معلم احترام بگذارند چرا که معلمانند که با تبدیل افراد-از طریق دانش آموزی- به نیروی انسانی و منبع انسانی، امکانی زوال ناپذیر را در اختیار جامعه می گذارند که همه امکانات را پیامد دارد، چه اگر استعداد انسان کشف نشود، نه معدنی کشف می شود، نه کارخانه ای ساخته می شود و نه جهانی توسعه می یابد پس پیشرفت و توسعه جهان رهین شکوفایی استعداد انسان است و انسان هم این شکوفایی را از معلم دارد، معلمانی که با جان می کوشندو کاری پیامبرانه می کنند در تعلیم، پرورش و شکوفایی انسان. پس شایسته است جامعه نیز قدر این کاشفان بزرگ را بداند. حیف است وقتی فردی به خاطر کشف یک معدن، یک شیء، یک اختراع و ... مورد تقدیر قرار می گیرد که باید این گونه باشد، کاشفان استعدادهای انسانی، دغدغه ای جز این داشته باشند. باید کاری بکنیم که معلم جز دغدغه تعلیم بهتر و پرورش گسترده تر دغدغه ای نداشته باشد و این نیازمند عزمی برنامه مند و مستمر برای رفع دغدغه های معیشتی معلمان است.(ص-۲--۱۲/۲/۸۷)