صحنه را به هم بزنیم!
ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: جریمه ،صحنه ،سدمعبر ،افسر

نگاه مرد راننده به جای این که به جلو باشد به باند مخالف بود، آنجا که دو خودرو با هم تصادف کرده بودند و جمعیت جمع بود، نمی دانم چه حادثه ای اتفاق افتاده بود اما هرچه بود باعث راه بندان در باند کنار شده بود و صدای بوق های ممتد رانندگان، خبر از کاهش صبوری شان و اعتراض به راه بندان می داد. راننده خودروی ما اما نگاهش به آن صحنه بود که متوجه ترمز کردن خودروی جلویی نشد و به آن کوبید، خودروی پشت سری هم به خودروی ما زد و... چند خودرو به هم خوردند و این باند هم بند آمد، حال  آن که اگر رانندگان متوجه کار خود بودند این اتفاق نمی افتاد و شاید اگر رانندگان باند دیگر در صورت امکان، راه بندان ایجاد نمی کردند، تصادف های بعدی هم اتفاق نمی افتاد چه مشاهده کرده ایم بسیاری وقت ها که حادثه ای اتفاق افتاده است، تصادف های بعدی را هم به دلیل جلب توجه رانندگان درپی داشته است؛ حال آن که می شد و می شود لااقل جلوی حوادث بعدی را گرفت. یادم هست، چندی پیش حادثه ای اتفاق افتاده بود و مرد ناراحت بود، می گفت هم تصادف کردم، هم جریمه شدم. خب تصادف حادثه است اتفاق می افتد اما این که بعد از تصادف، آدم را جریمه هم بکنند از آن حرف هاست آن هم به خاطر «سدمعبر» و ایجاد راه بندان. گفتم خب راه بندان ایجاد نمی کردی. گفت: صحنه تصادف به هم می خورد، گفتم مگر خدای نکرده کسی فوت کرده بود، کسی مجروح شده بود، گفت نه. خسارت هم چندان نبود اما به هر حال صحنه را که نمی شود به هم زد قبل از آن که افسر بیاید، اما از شانس ما ... گفتم این بحث شانس نیست عزیز. افسر هم اعمال قانون کرده است. مگر نمی دانی وقتی تصادف صرفا خسارتی است نباید راه را به اسم حفظ صحنه بند آورد. گفت پس چکار کنیم. گفتم، در چنین مواقعی باید خودرو را به منتهی الیه سمت راست هدایت کرد تا افسر بیاید و نظر بدهد والا اگر هر طرف تصادف خودرو خود را منتقل نکند، جریمه می شود. گفت این دیگه غوز بالا غوزه، هم تصادف کنی و هم این جوری جریمه شوی. گفتم اول این که باید با رعایت قانون و مقررات، امکان تصادف را کاهش دهیم و دوم این که بعد از حادثه، با رعایت قانون امکان وقوع تصادف های دیگر را کاهش دهیم و نکته سوم هم این که همیشه و در همه جا هم بر خود باید مسلط باشیم و هم قانون را رعایت کنیم و هم به حق دیگران احترام بگذاریم...مرد سری تکان داد با این قول که سعی می کنم چنین باشم و این را هم یاد آور شد اگر ما به هم اعتماد کنیم و گناه را گردن هم نیندازیم و نظر کارشناس را بپذیریم، آن وقت صحنه را هم می شود برهم زد چون کسی دروغ نمی گوید و ناحق نمی کند و شرکت های بیمه هم حق افراد را می دهند و درست هم می گفت مرد، اگر به هم اعتماد کنیم زندگی هم راحت تر می شود.(ص-۱۳)