؛تاکسی
ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: تاکسی ،بانوان ،طلاب ،عربده


عربده کشان را باید، عربده در گلو شکست. با چاقوکشان باید کاری کرد که جرات عرض اندام نداشته باشند. باید به زور یقه زورگیران را گرفت و سر جایشان نشاند تا هر کس جرات نکند به کلفتی گردن و قوت بازو به هر کاری دست بزند. در این شک نکنید. اما با زورگیران، با اراذل و اوباش «پاستوریزه» که گاه صدا بلند نمی کنند اما زندگی افراد را یکجا بلند می کنند هم باید برخورد کرد.
این ها حرف های پژوهشگری بود که معتقد بود، مقابله با ناامنی آفرینان، بالا و پایین شهر نباید داشته باشد و نمی شود وقتی یک گرسنه به انبار احتکاری فلان تاجر بزند، او را مجازات کرد اما از این نپرسید که احتکار چرا؟ نباید ماجرا این باشد که با جوان پایین شهری که با موتور ویراژ می دهد برخورد کرد اما با بنز سوار بالاشهری که هیچ حریمی را رعایت نمی کند نه بلکه باید با همه آنانی که آرامش مردم را برهم می زنند طبق قانون عمل کرد.
درست هم می گفت این پژوهشگر که حرف های دیگری هم داشت که آن هم درست بود. اما این صحبت ها مرا یاد گفته های تنی چند از بانوان پایین شهر انداخت که می گفتند شما همیشه در صفحه حوادث تاکید می کنید بانوان از تاکسی و وسایل حمل ونقل عمومی برای رفت وآمد استفاده کنند، حرف درستی هم هست اما اگر شما در مناطق پایین شهر مشهد، تاکسی پیدا کردید، سلام ما را هم برسانید، انگار استفاده از خودروی عمومی که برای آن از یارانه عمومی استفاده می شود هم حق بالاشهری هاست والا در التیمور، قلعه ساختمان، طلاب و... کمتر می شود تاکسی پیدا کرد. ما هم مجبوریم سوار خودروهای شخصی شویم نتیجه اش هم گاه می شود خبرهای تلخی که شما در صفحات حوادث می نویسید.
اگر خود شما هم به آرشیو مطالبتان مراجعه کنید درخواهید یافت که ربودن زنان و دختران با خودروهای شخصی در کدام مناطق بیشتر است. باند صدمتری، پیکان کرم رنگ و... در کجا به شکار زنانی پرداخته اند که منتظر تاکسی بودند؟ خب اگر تاکسی باشد که ما سوار خودروهای ناشناس نمی شویم.اگر اتوبوس به اندازه کافی باشد که باز در خیابان سرگردان نمی مانیم تا بلایی به سرمان آید که تا همیشه نتوانیم سر بلند کنیم. نمی دانیم باید حرفمان را به کجا بریم و به که بگوییم اما بدانید که اگر توزیع امکانات عادلانه باشد، بسیاری از جرایم شکل نمی گیرد تا شما مجبور باشید صفحه سفید روزنامه تان را با آن سیاه کنید و واژه های شرمگین را برای بازگویی آن به کار گیرید.
اگر توزیع امکانات عادلانه باشد، امنیت و آرامش هم فراگیر می شود... بسیار اتفاق افتاده است که حرف برخی بانوان به بغض نشسته است و خواسته اند حرفشان به گوش تصمیم گیرنده ای برسد حالا من نوشتم، تو هم اگر خواندی و مسئولی پهلویت بود به او بگو مردم حرفشان این است... .(ص۱۳)