گرسنه ای کنار خیابان
ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:


دو واژه هست که از هر طرف بنویسی یا بخوانی، فرقی نمی کند. یکی «نان» است که از هر طرف بخوانی می شود «نان» و دیگری«درد» که باز از هر طرف بخوانی درد است و عجیب رابطه این دواست، فراوانند دردمندانی که غم نان توان بر پای خاستن را هم از آن ها گرفته است. فراوانند کسانی که لقمه های نان را با درد به دست می آورند و راستی روزگار شما چطور است. نان را چگونه به دست می آورید؟ اهل درد هستید یا نان بی دردیتان را می خورید؟ من که از بس در بازخوانی خبرها گاه سرم درد می گیرد، نمی توانم لقمه نانی را که به هزار زحمت به دست می آید نه این که به حلاوت بخورم که اصلا از گلو پایین دهم. وقتی رنگ زرد چهره خواهران و برادرانم رونق از فصل سبز بهار می برد، اصلا وقتی در خاطره گروهی از مردم هیچ خط سبزی به چشم نمی خورد، مگر بهار می تواند بیاید... بگذریم. روزگار برخی از هموطنان خوش  نیست اما آن قدر ایمان بلند دارند و توکل که همه دشواری ها را مومنانه پشت سر می گذارند و چه فراوانند اینان که هرگز فقر را مجوز خروج از دایره شرع و اخلاق نمی دانند و من خود از این قبیله، قصه های فراوانی می دانم و مفتخرم به همنفسی با این ها که هرگز خبری از آن ها به صفحات حوادث راه نمی یابد که آنان بزرگ تر از آنند که «نیاز» آن ها را از «حضرت بی نیاز» غافل کند و به شکارگاه شیطان بکشاند. آنان گرسنه می مانند اما با لقمه حرام خود را سیر نمی کنند. این خبر که در پی می آید هم از جنس این مردم است، بخوانید. کادر اورژانس تهران، پسر ٢٠ ساله شهرستانی را که به دلیل گرسنگی مفرط، نیمه جان شده بود، پس از انجام درمان سرپایی، به بیمارستان انتقال داد.
به گزارش ایسنا، «رضا» ٢٠ ساله که حدود سه ماه پیش برای پیدا کردن کار از ارومیه به تهران آمده بود، ظرف سه روز گذشته، اندک پولی را که به همراه داشت خرج کرد و پس از آن که تلاش هایش برای پیدا کردن کار به نتیجه نرسید، آواره خیابان های شلوغ پایتخت شد تا این که پس از سه روز بی غذایی، در یکی از بوستان های تهران در حالی که لب هایش از فرط گرسنگی خشکیده و آویزان شده بود، از حال رفت.
مردمی که شاهد این اتفاق بودند، بلافاصله با اورژانس تهران تماس گرفتند و امدادگران و کادر درمانی اورژانس نیز خود را به محل رساندند و رضا را تحت درمان اولیه سرپایی قرار دادند.
کارشناس همراه تیم درمانی اورژانس تهران درباره وضعیت جسمانی این جوان به خبرنگار ایسنا گفت: از آن جایی که وی بیش از سه روز غذا نخورده، دچار ضعف عمومی، افت فشار خون، بی حالی، بی حسی و خشک شدگی لب ها شده است.
وی گفت: این جوان پس از انجام معاینات اولیه، به بیمارستان منتقل می شود.
از این دست آدم های غیرتمند در این دیار فراوانند اما هستند افرادی که گرسنگی نکشیده هار می شوند و به جان و مال مردم می افتند و صفحات حوادث پر است از شرح ماجراهایشان. سرقت های مسلحانه، آدم کشی، زورگیری، کیف قاپی و نیز حق خوری های پاستوریزه، با چهره های معمولی. هستند اینان و اگرچه کمند اما همین کم هم زیاد است. خیلی زیاد مثل لکه سیاهی که در جامه سفید خیلی به چشم می خورد... بگذریم، دیروز که داشتم این خبر را می خواندم، همکارم تماس گرفت که برای پی گیری خبر دستگیری سارق معتاد باتری خودروها به کلانتری می رود و وقتی دو خبررا کنار هم گذاشتم، باز سرم درد گرفت که چرا بعضی ها ، از حق مردم می خواهند روزگار بگذرانند ؟ به سایت های خبری و حوادث نگاه می کنم، خواندن تیترهایش به اندازه کافی سر آدم را به درد می اندازد پس بگذارید دردسر و سردرد برای ما باشد، سر شما سلامت؛ اما یادتان باشد، باید به فکر نیازمندان جامعه که هرگز دردنان، وجدانشان را نمی کشد، بلکه وجدانشان آنان را با وجود درد نان، سر بلند نگه می دارد و آبرومندانه زندگی می کنند، بود. باید در مقابل فزون خواهان که جز تیغ و دشنه منطقی ندارند و جز زبان زور نمی فهمند هم از قانون کمک گرفت و ایستاد تا آن ها از پا بیفتند، پیش از آن که بتوانند کسی را از پا بیندازند. بازهم بگذریم، فقط یادمان باشد، از حوادث باید عبرت گرفت و بی حادثه زندگی کرد. زیبا زندگی کرد. قشنگ و سرشار از آرامش زندگی کرد....(ص-١٣)