﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>جامعه نو                             -      قلم به دست سابق</title>
    <description>baniasadi's description</description>
    <link>http://baniasadi.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>gholamreza baniasadi</managingEditor>
    <lastBuildDate>Mon, 14 May 2012 12:40:35 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>کلام فردوسی حصاری از غیرت است</title>
      <description>&lt;div id="ctl00_content_NewsContainer"&gt;
&lt;div id="ctl00_content_NewsContent" class="newsTitleContainer"&gt;
&lt;div class="NewsPreTitle"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div id="newsTitle" class="NewsTitle"&gt;کلمات امانت خدایند و خداوند -جل&amp;nbsp; و علا- خود بهتر می&amp;nbsp;داند این امانت گران&amp;zwnj;سنگ را در ذهن و زبان کدام انسان به ودیعت بگذارد تا جهانی را برانگیزاند. کلمات از جنس علم و دانش&amp;zwnj;اند، همان که در کلام آسمانی به نور تعبیر شده است؛ &amp;laquo;العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء&amp;raquo; علم روشنی است، روشن بخش است و خداوند آن را در هر قلبی که -که صاحب آن قلب، پیشتر قلب خود را برای پذیرش نور آماده کرده باشد- قرار می&amp;nbsp;دهد. چنان که مولوی،حافظ، سعدی و... امانت&amp;nbsp;دار این کلمات شدند و در این میانه، قامت بلند مردی چشم را می&amp;nbsp;نوازد که کلامش رهین علم بود، علمی از جنس نور؛ حکیم ابوالقاسم فردوسی که اهل نظر ،کلام او را جان یافته در قرآن و نهج&amp;nbsp;البلاغه می&amp;nbsp;دانند و راز حماسه آفرینی سخنش را نیز بی&amp;nbsp;ارتباط از آیات جهاد و خطبه&amp;nbsp;های بیداری بخش و ایستادگی آفرین مولا علی(ع) در نهج&amp;nbsp;البلاغه نمی&amp;nbsp;دانند و بزرگمرد عرصه علم و نهج&amp;nbsp;البلاغه پژوه بزرگ، استاد جعفر شهیدی -که خدایش با صاحب نهج&amp;nbsp;البلاغه محشور گرداند- میان سطور فردوسی و خطبه&amp;nbsp;های نورانی نهج&amp;nbsp;البلاغه، رابطه&amp;nbsp;ای عمیق یافته است و چنان که در کلام این بزرگ می&amp;nbsp;توان یافت که نورانیت کلام فردوسی، به دلیل روشنی جستن از نهج&amp;nbsp;البلاغه است، پس تکریم شاهنامه، ادای احترام به نهج&amp;nbsp;البلاغه و قرآن است که هر چه نور است از آن است و نورانیت کلام انسان نیز به دلیل نور نیوشیدن از کلام حضرت حق است و کلام حق است که باعث خیزش در انسان می&amp;nbsp;شود، چنان که باعث رویش در طبیعت و وقتی زمان می&amp;nbsp;تواند تازه شود و زمین می&amp;nbsp;تواند هر سال فصل به فصل جامه نو کند و هر بار آیتی و نشانه&amp;nbsp;ای برای دوست باشد، چرا انسان چنین نشود و چرا کلام ملهم از آیات خداوندی با انسان چنان نکند که او گوش هوش به پیغام اهل راز کند و چرا کلام سراسر حماسه فردوسی بزرگ، ما را بر سر پیمان به غیرت نیاورد؟ آری، فردوسی، با کلامش، در همه زمان&amp;nbsp;ها، به دور زمین ایران، حصاری از غیرت کشیده است، که هر گاه بیگانه به این سوی چشم بد داشته باشد، به تیر آرش گرفتار خواهد شد و هر زمان، ضحاک وار بخواهد بر این ملک پای بگذارد، کاوه&amp;nbsp;ها، درفش بر خواهند کشید و بنیان او را برخواهند افکند و اگر همه جهان استکبار توران شود و همه سربازانش، افراسیاب، همه ایرانی&amp;nbsp;ها رستم خواهند شد و پا در رکاب رخش خواهند گذاشت و تورانیان جدید را خواهند تاراند و چنان با همه جان و توان به دفاع از ایران بر خصم خواهند تاخت که حتی سهراب دلبستگی&amp;nbsp;شان هم آنان را از وظیفه دور نکند که در مرام رستم&amp;nbsp;ها، سهراب، زمانی عزیز است که سرباز میهن باشد اما اگر - به هر دلیل - در جبهه مخالف بود، مهر پدری بر او نخواهد جنبید و تیغ حکم خواهد کرد بایدها را. اگر دشمن هزار دیو به میدان آورد و هفت خان خطر بگستراند، باز رستم همه را در هم خواهد کوفت و به سلامت خواهد گذشت تا ایران سرافراز بماند. رستم فردوسی، یک نماد است از همه ایرانیان غیرتمند که هرگز نمی&amp;nbsp;میرند که هر بار در آوردگاه، با شهادت جانی تازه می&amp;nbsp;گیرند و در هر زمان در قامت بلند سرداری رشید چهره می&amp;nbsp;کنند تا ایران اسلامی سرفراز بماند. چنان که مانده است، چنان که در عاشورای هشت ساله دفاع مقدس فرزندان غیرت ایرانی، هر کدام رستم شدند در برابر دشمن، فرامرز شدند، یل شدند، بهمن شدند و دشمن را در هم شکستند. گیو و توس و... فردوسی، در قامت صیاد شیرازی، کاوه، چمران، قرنی، بابایی، همت، باکری، شوشتری... تجلی یافتند و راه دشمن را سد کردند پس، بعید نیست اگر این بیت فردوسی، را که گفت:&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="newsPartsContainer"&gt;
&lt;div class="NewsPartBody"&gt;
&lt;p&gt;بسی رنج بردم در این سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;را این جور بخوانیم که رنج سی ساله فردوسی نه تنها زبان فارسی را نجات داد که روحیه دلاوری و شجاعت اسلامی ایرانی را نیز ارتقا بخشید. هنوز این بیت نورانی و غیرت افزاکه در زمان دفاع مقدس هم حرکت آفرین بود، بسیارمان را در یاد مانده است که؛&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر سر به سر تن به دشمن دهیم از آن به که کشور به دشمن دهیم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و بی&amp;nbsp;مناسبت نخواهد بود اگر در کنار این کلام فردوسی، یادی بکنیم از امام قهرمان و غیرتمندمان، حضرت روح&amp;nbsp;ا... که می&amp;nbsp;گویند وقتی یکی از فرماندهان نظامی -به گمانم تیمسار ظهیرنژاد- نقشه جبهه را پهن کرده بود و توضیح می&amp;nbsp;داد که فلان مناطق را گرفته&amp;nbsp;ایم و فلان منطقه از ایران هنوز در دست دشمن است، امام دست خویش بر نقشه گذاشت و فرمود آقای ظهیرنژاد -یا فرماندهی که توضیح می&amp;nbsp;داد- من ترجیح می&amp;nbsp;دهم دستم قطع شود اما به اندازه یک دست هم از خاک ایران جدا نشود. این البته قریب به مضمون است اما عین حقیقت است. امام هرگز اجازه نمی&amp;nbsp;داد یک وجب از خاک ما در اختیار دشمن قرار بگیرد اجازه هم نداد و نسل ما رستم&amp;nbsp;وار بر دشمن تاختند تا او را از این خاک برانداختند و درس آموخته از مکتب نبوی و علوی همچنان راست قامت ایستاده&amp;nbsp;اند...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چنان که اگر فردوسی امروز بود در شرح قهرمانی&amp;nbsp;هاشان &amp;laquo;شجاعت نامه&amp;raquo; می&amp;nbsp;سرود و باز می&amp;nbsp;تواند، شاهنامه او را هم شرح این رشادت&amp;nbsp;ها دانست که کلام ویژگی&amp;nbsp;های بزرگی دارد و آن را در گوش همه زمان&amp;nbsp;ها و زمین&amp;nbsp;ها می&amp;nbsp;شود خواند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و حرف آخر؛ کلام فرودسی، هسته غیرت داشت. هر شعرش، بمب هسته&amp;nbsp;ای سرفرازی بود، برای ایران، پس شاهنامه را به یاد شهیدان و در بزرگداشت دانشمندان و قهرمان امروز خوانش باید کرد...&lt;/p&gt;
&lt;div class="NewsSubTitle"&gt;ویژه&amp;zwnj;نامه - ویژه نامه بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی - مورخ دوشنبه &lt;span dir="ltr"&gt;1391/02/25&lt;/span&gt; شماره انتشار 18118/صفحه105&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://baniasadi.persianblog.ir/post/2243</link>
      <author>gholamreza baniasadi</author>
      <comments>http://baniasadi.persianblog.ir/comments/3621/9438172/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-3621.post-9438172</guid>
      <pubDate>Mon, 14 May 2012 12:40:35 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>فردوسی، از معماری سخن تا مهندسی فرهنگ</title>
      <description>&lt;div class="NewsTitle"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class="News"&gt;
&lt;div class="NewsAbstract"&gt;
&lt;p&gt;تنها ساختمان&amp;nbsp;ها و بناها نیستند که به معماری نیاز دارند، تنها کارخانه&amp;nbsp;ها و سازه&amp;nbsp;ها نیستند که نیازمند مهندسی&amp;nbsp;اند که از قضا زبان، به عنوان معیار انسانی و تمیزدهنده آن از دیگر موجودات بیش از هر چیز دیگر به معماری و مهندسی نیاز دارد و رفیع&amp;nbsp;ترین کاخ&amp;nbsp;ها و بلندترین برج&amp;nbsp;ها و باروها در ساحت انسانی با کلمات شکل می&amp;nbsp;گیرد و در این رهگذار، حکیم ابوالقاسم فردوسی، از بلندآوازه&amp;nbsp;ترین معماران کلام و مهندسان اندیشه است که نامش با مانایی زبان پارسی و آوازه دیارش با فرهنگ ایرانی چنان عجین است که نام بردن از هر یک، یاد دیگری را هم تداعی می&amp;nbsp;کند و کیست که زبان به قندزبان پارسی شیرین کند اما به یاد حلاوت فردوسی پاکزاد نیفتد؟ کیست که تاریخ و فرهنگ ایران زمین را بخواند و به احترام حکیم فرزانه توس، برنخیزد؟ و این نیز یکی از رازهای ماندگاری کلمه و کلام است که در رهگذار تاریخ، شاهان و حاکمان فراوان آمده&amp;nbsp;اند و همه هم رفته&amp;nbsp;اند، آن چه اما مانده است &amp;laquo;شاهنامه&amp;raquo; است و در طول اعصار و قرون بناهای زیادی سر به فلک کشیده&amp;nbsp;اند اما جز ویرانی، سرانجامی نداشته&amp;nbsp;اند ولی بنایی که فردوسی بزرگ پی افکنده است، نه تنها از باد و باران گزند ندیده است که هر روز بیشتر قامت می&amp;nbsp;کشد و چشم&amp;nbsp;ها را به تماشا می&amp;nbsp;خواند و چه پرشکوه گفت خود حکیم که؛&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;... پی افکندم از نظم کاخی بلند / که از برف و باران نیابد گزند...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و گزندی نیافت نیز و ما پس از قرن&amp;nbsp;ها، زیر این بنای امن زبان و فرهنگ خویش به سلامت داریم و تاریخ هفت هزارساله ایران را نیز روایت و نمایندگی می&amp;nbsp;کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فردوسی، نه تنها معمار سخن بلکه معمار اندیشه و فرهنگ هم بود و بنیان&amp;nbsp;های کلام او ریشه در آموزه&amp;nbsp;های رفیع دینی دارد تا جایی که بزرگان او را در شمار بهروان جدی از کلام خداوند و نهج&amp;nbsp;البلاغه دانسته&amp;nbsp;اند و زبان پاک و نگاه شسته و پیراسته او را نیز می&amp;nbsp;توان برخوردار از روشنایی کلام حق دانست که با وجود عظمتی که برای دلاوران ایران قائل است هرگز حتی دشمن را به بدنامی و هتک و دشنام یاد نمی&amp;nbsp;کند جایی که می&amp;nbsp;خواهد از سرانجام نبرد رستم و اسفندیار بگوید؛&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;...ببینیم تا اسب اسفندیار / سوی آخور آید همی بی&amp;nbsp;سوار&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و یا باره رستم جنگجوی / به ایوان نهد بی&amp;nbsp;خداوند روی...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و این خود درس روشن قرآن مجید است؛ &amp;laquo;ای کسانی که ایمان آورده&amp;nbsp;اید، برای خدا، حق گفتن را به پا خیزید و به عدالت گواهی دهید و دشمنی با گروهی دیگر وادارتان نکند که عدالت نورزید. عدالت ورزید که به تقوا نزدیک&amp;nbsp;تر است و از خدا بترسید که او به هر کاری که می&amp;nbsp;کنید، آگاه است&amp;raquo; ماعده، آیه۸&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آری فردوسی پاک&amp;nbsp;زاد و پاک نهاد و پاک&amp;nbsp;زبان در برابر افراسیاب هم مروت روا می&amp;nbsp;دارد و همواره با معماری کلام و نظم در سخن و رفتار، چهره انسانی را ترسیم می&amp;nbsp;کند که تجسم عمل به وصیت مولا علی(ع) است که می&amp;nbsp;فرماید: &amp;laquo;اوصیکم به تقوی ا... و نظم امرکم&amp;raquo; و اهل نظم زبان به تقوای طهارت می&amp;nbsp;دهد، آن گونه که فردوسی داد و در خاک پای نبی و وصی قامت می&amp;nbsp;کشد به جاودانگی آن گونه که حکیم سخن بدان رسید و هر که می&amp;nbsp;خواهد به این ساحت بلند ره یابد، باید همان راهی را برود که خداوندگار شاهنامه رفت و ایران نیز به چنین فرزندانی احتیاج دارد، در همه ادوار و امروز به آنان محتاج&amp;nbsp;تر است. در روزگاری که بمب&amp;nbsp;های دروغ، فریب، نیرنگ و ریا از هر سو می&amp;nbsp;بارد و بنای اعتقادی و اخلاق جامعه را هدف گرفته است به فردوسی و شانی نیاز دارد که پی&amp;nbsp;اندازند از نظم کاخی بلند، که از دروغ و فریب گزند نبیند و حتی سیاوش سان از آتش تهاجم به سلامت بگذرد...&lt;/p&gt;
&lt;div class="NewsSubTitle"&gt;خراسان رضوی - مورخ دوشنبه &lt;span dir="ltr"&gt;1391/02/25&lt;/span&gt; شماره انتشار 18118 /صفحه۵/سرای حکیم سخن&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://baniasadi.persianblog.ir/post/2241</link>
      <author>gholamreza baniasadi</author>
      <comments>http://baniasadi.persianblog.ir/comments/3621/9436364/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-3621.post-9436364</guid>
      <pubDate>Mon, 14 May 2012 07:56:29 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>آقای رئیس جمهور! به این اساسی ترین مطالبه توجه کنید!</title>
      <description>&lt;div class="NewsPartSubTitle"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class="NewsSubTitle"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class="NewsSubTitle"&gt;این جا پایتخت است، نه بسان پایتخت&amp;nbsp;های دیگر. این جا پایتخت است به حرمت آفتابی که هرگز غروب نمی&amp;nbsp;کند و سریری که جز مشهد به جای دیگر نمی&amp;nbsp;رود چنان که کعبه در مکه ماندگار است و انوار بیت&amp;nbsp;ا... الحرام از آن جا تا اقصای جهان می&amp;nbsp;رود. این جا مشهد است آقای رئیس جمهور! پایتخت همه جمهوری که شما نه به ریاست که به خدمتگزاری آنان افتخار می&amp;nbsp;کنید و باید هم بکنید چه ملتی که به فرموده امام انقلاب از مسلمانان عهد رسول&amp;nbsp;ا... بهترند خدمتگزاری آنان هم افتخاری بزرگ است. لذاست که اوتاد و اولیاءا... همواره خدمت به زائران امام رضا(ع) و مشهد را هم وظیفه می&amp;nbsp;دانند و هم سعادت و حالا این وظیفه برای شما نوشته شده است تا با انجام شایسته آن، سعادت نیز تقدیرتان شود.آقای احمدی&amp;nbsp;نژاد! در این چند روز از نیازها و مطالبات مشهد و خراسان رضوی کم نگفته&amp;nbsp;اند و کم ننوشته&amp;nbsp;اند و کم هم نشنیده&amp;nbsp;اید شما، من هم سر بازگویی آن&amp;nbsp;ها را ندارم فقط به انتظار می&amp;nbsp;نشینیم برنامه&amp;nbsp;هایتان را و چشم می&amp;nbsp;دوزیم به تحقق برنامه&amp;nbsp;ها که مطالبات را به انجام رساند و ما را بر آستانه تکلیف قرار دهد برای انجام وظیفه مشهدی بودن و آفتاب نشین حضرت شمس&amp;nbsp;الشموس شدن.اما آقای دکتر! رئیس محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی، یک حرف را اجازه دهید این قلم بنویسد و آن این که &amp;laquo;پایتخت معنوی ایران&amp;raquo; باید نه تنها برای ایران که برای جهان، فرهنگ تولید کند، پیام بسازد و بفرستد و هم جامعه را و هم کشور را و حتی جهان را بر اساس فرهنگ رضوی مدیریت کند. آقای دکتر! بر خلاف بسیاری که &amp;laquo;مدیریت جهان&amp;raquo; را تنها یک شعار می&amp;nbsp;دانند من باور دارم، ما می&amp;nbsp;توانیم با تولید پیام&amp;nbsp;های رضوی، جهان را مدیریت کنیم که آیات حق جاری شده در کلام ائمه نه برای یک عصر و یک نسل و یک سرزمین که برای همه زمان&amp;nbsp;ها و زمین&amp;nbsp;ها و عصرها و نسل&amp;nbsp;هاست اگر پیام تولید نکنیم، اگر از آفتاب در آفتاب انوار محمدی و علوی و حسینی و صادقی و رضوی و مهدوی، بهره نگیریم و اگر نتوانیم هندسه انسان کامل را ترسیم کنیم، آن وقت &amp;laquo;مدیریت جهان&amp;raquo; یک شعار خواهد بود، چه ما نه قدرت فائقه نظامی هستیم و نه اقتصادی، اما می&amp;nbsp;توانیم و باید قدرت برتر فرهنگی شویم و این از کشوری با دیرینه سالی ایران با فرهنگ غنی اسلامی و ایرانی و مخصوصا با دریای معارف رضوی هم برمی&amp;nbsp;آید و هم انتظار است. برای تحقق این انتظار هم همه امکانات باید فراهم باشد تا صاحب&amp;nbsp;نظران و جستجوگران نور و پژوهشگران فرهنگ رضوی، بتوانند با تولید پیام، قدم&amp;nbsp;های بلندی در این راستا بردارند. آقای رئیس جمهور! باور دارم اگر ما بتوانیم در زلال فرهنگ رضوی جان جلا دهیم هم مشکلات جان خودمان و جامعه&amp;nbsp;مان حل خواهد شد و هم خواهیم توانست برای اصلاح جهان قدم برداریم که آن وقت ما &amp;laquo;ذات یافته از هستی بخش&amp;raquo; خواهیم بود که &amp;laquo;توان هستی بخشی&amp;nbsp;مان هم صد چندان خواهد شد&amp;raquo;.آقای احمدی&amp;nbsp;نژاد! مشهد و فرهنگ رضوی را دریابید، آن وقت قله&amp;nbsp;ها زیر گام&amp;nbsp;های ایرانیان خواهد بود...والسلام&lt;/div&gt;
&lt;div class="NewsSubTitle"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class="NewsSubTitle"&gt;خراسان - مورخ یکشنبه &lt;span dir="ltr"&gt;1391/02/24&lt;/span&gt; شماره انتشار 18117 /صفحه اول و۲&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://baniasadi.persianblog.ir/post/2240</link>
      <author>gholamreza baniasadi</author>
      <comments>http://baniasadi.persianblog.ir/comments/3621/9430487/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-3621.post-9430487</guid>
      <pubDate>Sun, 13 May 2012 07:24:17 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>چشم هایت درس زندگی می دهد، مادر!</title>
      <description>&lt;p&gt;چشم&amp;nbsp;هایم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به دست توست مادر&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که زمین را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به آسمان&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گره می&amp;nbsp;زند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به فصل قنوت&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و اجابت می&amp;nbsp;شود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به مهربانی خداوند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تا ترجمه کند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مهر را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به همه زبان&amp;nbsp;هایی که&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فرزندان می&amp;nbsp;خوانند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و می&amp;nbsp;فهمند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چشم&amp;nbsp;هایم به دست&amp;nbsp;های توست مادر&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که باران آسمان&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و جوشش چشمه&amp;nbsp;های زمین را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;درس زلالی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و جاری شدن می&amp;nbsp;دهد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دست&amp;nbsp;های تو&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کتاب مهر خدایند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که هر خط&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هزار درس می&amp;nbsp;دهند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و هر درس زندگی ساز می شود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چشم&amp;nbsp;هایم به دست&amp;nbsp;های توست مادر&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که وقتی باز می&amp;nbsp;شود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مهربانی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اندازه همه زمین&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همه زمان&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وسعت پیدا می&amp;nbsp;کند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و جغرافیایی معرفت&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شکل می&amp;nbsp;گیرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مادر!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ای زیباترین نام&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چشم&amp;nbsp;هایم به دست&amp;nbsp;های توست&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که اشارت&amp;nbsp;هایش&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حق را نشان می&amp;nbsp;دهد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و چشم&amp;nbsp;هایت&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که چشمه تعلیم است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و من در نگاه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به چشم&amp;nbsp;هایت&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که معلم زندگی است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;درس می&amp;nbsp;آموزم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چگونه زیستن را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و حتی چگونه مردن را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس به احترام&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بر زمین می&amp;nbsp;افتم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تا خاک پایت را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که خداوند بزرگ&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پاک آفریده است را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ببوسم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بوسه باران کنم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که بهشت را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به من نشان می&amp;nbsp;دهد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بهشتی که&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پر از سلام خداوند است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و من می&amp;nbsp;توانم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هر لحظه در این سلام&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سلامت را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و سعادت را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و بزرگی را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و مهربانی را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جشن بگیرم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و شکرانه این بشکوه نیز&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سجده&amp;nbsp;ای است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بر خاک&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;- به شکر خداوند-&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که آدمی را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تا افلاک بر می&amp;nbsp;کشد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و من&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;افلاک نشین&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خاک بوی گام&amp;nbsp;های توام مادر&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ای ترجمه مهر خداوندی ....&lt;/p&gt;
&lt;div class="NewsSubTitle"&gt;خراسان - مورخ شنبه &lt;span dir="ltr"&gt;1391/02/23&lt;/span&gt; شماره انتشار 18116 /صفحه۹/اجتماعی&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://baniasadi.persianblog.ir/post/2239</link>
      <author>gholamreza baniasadi</author>
      <comments>http://baniasadi.persianblog.ir/comments/3621/9424963/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-3621.post-9424963</guid>
      <pubDate>Sat, 12 May 2012 08:12:21 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>زن زندگی است</title>
      <description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وقتی حروف الفبا را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تحریر کردند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حرف اول &amp;laquo;زن&amp;raquo; را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از اول &amp;laquo;زندگی&amp;raquo; گرفتند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و دومین حرفش را نیز&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تا زن&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با زندگی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هم معنا شود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و زن&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زندگی است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این دنیا&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که لحظه&amp;nbsp;هایش را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خشت بنای زندگی می&amp;nbsp;کند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تا خانواده&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در اوج&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رفعت تعالی را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حس کند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و به بندگی برسند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و از آن تا اوج آزادی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و آزادگی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یک نفس&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پرواز کنند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که زن را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;توان باز کردن پرها&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و پرواز دادن است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و او را دامنی است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پاک&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گره خورده با معراج&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که مردان را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اوج می&amp;nbsp;رساند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چنان که پیش از این&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چنین کرده است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و هیچ مردی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به بزرگی نرسیده است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مگر آن که کودکی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و کوچکی خود را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با عصای دست زنی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به نام پرشکوه مادر&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پا به پا رفته&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و شیوه راه رفتن آموخته است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و هیچ شهیدی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جان پرشکوه نکرده است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مگر آن که&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از جان زنی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به نام پرشکوه مادر&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شهد ننوشیده باشد ...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زن زندگی است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از جان&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تا جهان&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و تا جنان&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وقتی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بر صراط مستقیم فاطمه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;- سلام ا... علیها -&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عارفانه گام بر می&amp;nbsp;دارد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و کوثر می&amp;nbsp;شود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و جاودانه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تا باطل باورانی که&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حقیقت را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پیامبر را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ابتر می&amp;nbsp;دانستند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هم بفهمند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کوثر&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در قامت فاطمه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قد می&amp;nbsp;کشد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و در نسل فاطمه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جاودانه می&amp;nbsp;شود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و زن&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این جاودانگی را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نسل به نسل&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و عصر به عصر&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;باز می&amp;nbsp;خواند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و به فرزندان خویش&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;می&amp;nbsp;آموزد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که زندگی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بر صراط مستقیم فاطمه(س)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جاودانگی است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ابتر کسی است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که فاطمه را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سلام ا... علیها&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نمی&amp;nbsp;شناسد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و لب&amp;nbsp;هایش&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;- هرگز -&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از کوثر&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جرعه&amp;nbsp;ای ننوشیده است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ابتر کسی است که&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زنده است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و زندگی نمی&amp;nbsp;کند ....&lt;/p&gt;
&lt;div class="NewsSubTitle"&gt;خراسان رضوی - مورخ شنبه &lt;span dir="ltr"&gt;1391/02/23&lt;/span&gt; شماره انتشار 18116 /صفحه۶/جامعه&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://baniasadi.persianblog.ir/post/2238</link>
      <author>gholamreza baniasadi</author>
      <comments>http://baniasadi.persianblog.ir/comments/3621/9424887/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-3621.post-9424887</guid>
      <pubDate>Sat, 12 May 2012 07:57:43 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>سفرهای درون شهری و فرهنگ رضوی</title>
      <description>&lt;div class="NewsTitle"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class="News"&gt;
&lt;div class="NewsAbstract"&gt;
&lt;p&gt;روزانه یک میلیون و ۵۰۰&amp;nbsp;هزار سفر درون شهری در مشهد با اتوبوس انجام می&amp;nbsp;شود، حالا اگر میانگین این سفرها را ۱۰&amp;nbsp;دقیقه در نظر بگیریم، با رقم تأمل&amp;nbsp;برانگیز ۱۵ میلیون دقیقه زمان مواجه خواهیم شد، یعنی ۲۵۰ هزار ساعت، یعنی یک سرمایه عظیم زمانی که به مثل آن را با طلا مقایسه می&amp;nbsp;کنند و بارها شنیده&amp;nbsp;ایم و خوانده&amp;nbsp;ایم که &amp;laquo;وقت طلاست&amp;raquo; حرف درستی هم است. طلا هم که خیلی ارزش دارد و به گاه فروش نیز ما به ازای آن قابل توجه است. حالا باید پرسید وقت طلا&amp;nbsp;گونه شهروندان مشهدی، هزینه چه می&amp;nbsp;شود؟ و آیا نمی&amp;nbsp;شود برای این وقت برنامه&amp;nbsp;ریزی کرد؟ یادم هست چندی پیش در یک نشست در این باره به برخی مسئولان شهری تذکر دادم و گفتم: به اتوبوس و فرصت سفر، به مثابه یک رسانه نگاه کنیم و با تولید پیام&amp;nbsp;های متناسب به ازای &amp;laquo;طلای وقت مردم&amp;raquo;، گوهر ارزشمندتر دانش و روش درست شهروندی بیاموزیم، مسئولان البته در آن جلسه، از این نگاه استقبال کردند اما... فکر می&amp;nbsp;کنم همین ۳ نقطه خیلی چیزها را برساند و یکی از آن چیزها این که کاری نشده است و ما همچنان روزانه، ۲۵۰ هزار ساعت زمان قیمتی&amp;nbsp;تر از طلا را که سرمایه&amp;nbsp;ای تجدید ناشدنی است به هیچ تبدیل می&amp;nbsp;کنیم، حال آن&amp;nbsp;که می&amp;nbsp;شود و باید برای این زمان برنامه&amp;nbsp;ریزی کرد، از جمله برنامه&amp;nbsp;ها می&amp;nbsp;تواند این باشد که هر روز یک آموزه، یک حدیث، یا یک مطلب کوتاه از امام&amp;nbsp;رضا(ع) یا درباره ایشان، به مردم آموخت و شناخت آحاد جامعه را نسبت به حضرت شمس&amp;nbsp;الشموس(ع) ارتقا داد. حیف است، در کنار آفتاب بود و کور زندگی کرد. کفران نعمت است تشنه لب از کنار دریا گذشتن، پس بیایید و بیاییم از وقتی که در اختیار داریم، برای شناخت بهتر امام و درس گرفتن از حیات طیبه ایشان برای زندگی خودمان کاری بکنیم و در ازای طلای زمان و سرمایه تجدید&amp;nbsp;ناپذیر وقت، سعادت و فلاح دو جهان به دست آوریم و دیگر این که وقتی مردم دیگر کشورها و دیگر دیار شناخت&amp;nbsp;شان نسبت به آثار باستانی، مفاخر و مواهب دیارشان آن قدر کامل است که هر کدام می&amp;nbsp;توانند هم بلد شهر خود باشند و هم سفیر آن، ما نباید همه دانسته&amp;nbsp;ها و داشته&amp;nbsp;هایمان از امام&amp;nbsp;رضا(ع) در اندازه یک نشانی دادن از حرم باشد بلکه ما مشهدی&amp;nbsp;ها باید آن&amp;nbsp;قدر در مورد امام(ع) بدانیم و دانسته&amp;nbsp;ها را به عمل دربیاوریم که نه تنها نشانی حرم را بدانیم و بگوییم که خود به نشانه&amp;nbsp;ای سر راه کسانی تبدیل شویم که می&amp;nbsp;خواهند در فرهنگ رضوی، جان، تابناک و جهان خویش را بر اساس هندسه معرفتی حرم بنا کنند. آری هر مشهدی باید یک نشانه از فرهنگ رضوی و یک شاخص برای شناخت امام باشد و برای این خیلی باید کوشید و هیچ زمانی را نباید از دست داد و ماجرای زمان سفر و اتوبوس می&amp;nbsp;تواند آغازی باشد بر اصلاح نگاهمان تا هم ارزش زمان را بدانیم و هم به ازای آن ارزش والاتر شناخت معصوم را به دست آوریم و از آن در ذهن و زندگی خود چراغی بسازیم که هیچ&amp;nbsp;گاه، دچار سیاهی و تباهی و گمراهی نشویم، بلکه همواره هم سالک راه حق باشیم و هم دلیلی برای دیگران که ما را ببینند و راه را بیابند و همه رضوی شویم...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حرف آخر همان حرف اول است؛ روزانه ۲۵۰ هزار ساعت- حداقل- زمان در اختیار مدیران شهری است و شایسته است با برنامه&amp;nbsp;ریزی از آن برای ارتقای دانش و اخلاق شهروندان استفاده کنند...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خراسان رضوی - مورخ پنج&amp;zwnj;شنبه &lt;span dir="ltr"&gt;1391/02/21&lt;/span&gt; شماره انتشار 18115 /صفحه ۶/جامعه&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://baniasadi.persianblog.ir/post/2237</link>
      <author>gholamreza baniasadi</author>
      <comments>http://baniasadi.persianblog.ir/comments/3621/9419523/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-3621.post-9419523</guid>
      <pubDate>Fri, 11 May 2012 08:01:26 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>تولید ملی باید افتخار ملی باشد</title>
      <description>&lt;div id="newsTitle" class="NewsTitle"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class="NewsPartSubTitle"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class="NewsSubTitle"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class="NewsSubTitle"&gt;بگو نان از چه می&amp;nbsp;خوری تا بگویم دینت چیست، این یک ضرب&amp;nbsp;المثل است با این سویه نگاه که میان دین با لقمه&amp;nbsp;ای که می&amp;nbsp;خوریم و دیانت با سفره&amp;nbsp;ای که می&amp;nbsp;اندازیم رابطه&amp;nbsp;ای عمیق وجود دارد، آن قدر که بدون توجه به مناسکی که دین&amp;nbsp;مداران بدان همت می&amp;nbsp;کنند، می&amp;nbsp;توان با عنایت به شیوه کسب روزی آنان حکم به چیستی دین و چگونگی دین&amp;nbsp;داری افراد کرد حالا با این سویه نگاه به بازار تولید توجه کنیم. فکر می&amp;nbsp;کنید به چه نتیجه&amp;nbsp;ای خواهیم رسید؟ من قصد داوری ندارم، اما وقتی یک کالایی را می&amp;nbsp;خریم و مصرف می&amp;nbsp;کنیم و با زوایای آن آشنا می&amp;nbsp;شویم، خود به خود نسبت به مارک و برند آن داوری خواهیم کرد و این قضاوت در مواجهه&amp;nbsp;های دیگر با آن کالا هم اثرگذار خواهد بود. اگر یک کالایی با مارک خاص، صاحب کیفیت باشد به سوی آن جذب خواهیم شد و اگر بد باشد از آن روی بر خواهیم تافت و از خرید آن دست خواهیم شست. این البته یک روی سکه است. روی دوم سکه داوری است که نسبت به سازندگان کالا خواهیم کرد، که اگر کالا خوب باشد آنان را افرادی صاحب علم، خردمند، مومن و توانا خواهیم خواند که با تولید کالای خوب، دین خویش را نیز تبلیغ کرده&amp;nbsp;اند اما اگر کالایی بد باشد، باز به بدخویی و بدکاری و بددینی صاحبان آن توجه خواهیم داشت چه باور داریم افراد مومن هرگز کالای بد تولید نمی&amp;nbsp;کنند و کسانی که به آبروی خود و آبروی کارخانه خود و در فرازی بالاتر به آبروی کشور خود توجه دارند، همه تلاش خود را خواهند کرد تا کالایی که تولید می&amp;nbsp;کنند، از کیفیت بالا برخوردار باشد و هم آنان را آبرو افزاید و هم بسان نشان کشورشان باشد تا هر کجا که دروازه صادرات امتداد می&amp;nbsp;یابد همواره پرچم کشورشان را در اهتزاز داشته باشد. آری انسان مومن، درعرصه تولید، ایمان خویش را تبلیغ می&amp;nbsp;کند، هویت خود را نشان می&amp;nbsp;دهد و اعتماد جهانی را نیز کسب می&amp;nbsp;کند، پس خوب است بلکه واجب است و بلکه اوجب واجب است در سالی که عنوان &amp;laquo;تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی&amp;raquo; بر پیشانی دارد همه تولیدکنندگان علاوه بر رسالت اقتصادی، بار سنگین تکلیف فرهنگی و ملی را هم بیش از گذشته بر شانه حس کنند و برای به سلامت رساندن این بار به مقصد نیز برنامه&amp;nbsp;ریزی کنند. این که رهبر انقلاب، نگاه&amp;nbsp;ها را به این سو توجه داده&amp;nbsp;اند، یک اتفاق ساده نیست یک رویکرد مبارک است، یک هوشیار باش و هشدار است تا بیدارمان کند تا بدانیم &amp;laquo;تولید ملی&amp;raquo; باید &amp;laquo;افتخار ملی&amp;raquo; هم باشد. به گونه&amp;nbsp;ای که کالای ایرانی هر جا می&amp;nbsp;رود، نام پرآوازه کند و افتخار بازآورد. &amp;laquo;صدور انقلاب&amp;raquo; که تنها درعرصه سیاسی و فرهنگی نیست، در عرصه اقتصاد نیز صدور انقلاب باید وجهه همت جهادگران عرصه تولید باشد. کالای خوب و باکیفیت وقتی به دست مصرف کننده خارجی برسد بسیار بیشتر از چند مقاله و سخنرانی نتیجه می&amp;nbsp;دهد چه سخن حرف است که ناآزموده می&amp;nbsp;نماید اما کالا سخنی است به رفتار درآمده و آزمون شده، پس توجه صدچندان باید کرد در عرصه تولید که برای محقق شدن &amp;laquo;حمایت از کار و سرمایه ایرانی&amp;raquo; باید &amp;laquo;تولید ملی&amp;raquo; به افتخار ملی تبدیل شود و این نیز نیازمند این است که تولیدکنندگان ما، خود به این باور برسند و آن را به عمل درآورند. پیامبر بزرگوار تنها به سخن ابلاغ و تبلیغ دین نمی&amp;nbsp;کرد بلکه وقتی سنگ&amp;nbsp;های قبر را محکم چید، همگان را به این باور دینی توجه داد که هر کاری که انجام می&amp;nbsp;دهید باید بهترین باشد، حتی اگر قبری می&amp;nbsp;سازیم که مرده&amp;nbsp;ای در آن است باید کار را درست انجام دهیم هر چند سستی بنای قبر هم نه به مرده و نه به دیگران ضربه نمی&amp;nbsp;زند اما به باور تولید و کار خوب و به اعتماد مردم لطمه می&amp;nbsp;زند و عجیب هم لطمه می&amp;nbsp;زند. لذا هر جا که هستیم، هر کالایی و حتی هر خدماتی که تولید و ارائه می&amp;nbsp;کنیم، باید همواره بهترین باشد و در مسیر بهترشدن، این هم آموزه&amp;nbsp;ای دینی است و هم رسالتی انسانی و ایرانی. پس برای تولید خوب تلاش کنیم تا جایی که مصرف کننده وقتی وارد بازار شد خرید کالای ایرانی، اولویت نخست او باشد، هم در بازار داخل ایران و هم در بازار جهانی، ایران را به محصول خوب و ایرانی را به کار خوب باید بشناسند واین نیازمند این است که اول خود ما باور کنیم باید خوب تولید کنیم، پس باور کنیم و برای فراگیرشدن این باور هم بکوشیم که تولید ملی با کیفیت هم وظیفه دینی است هم تکلیف ملی و هم رسالت انسانی.....&lt;/div&gt;
&lt;div class="NewsSubTitle"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class="NewsSubTitle"&gt;خراسان - مورخ دوشنبه &lt;span dir="ltr"&gt;1391/02/18&lt;/span&gt; شماره انتشار 18112 /صفحه اول و۲&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://baniasadi.persianblog.ir/post/2236</link>
      <author>gholamreza baniasadi</author>
      <comments>http://baniasadi.persianblog.ir/comments/3621/9397681/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-3621.post-9397681</guid>
      <pubDate>Mon, 07 May 2012 07:23:44 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>مسافر بهشت</title>
      <description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;هیچ سروی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به بلند بالایی تو سراغ ندارم شهید&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که هر سرو&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در برابر باد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;لااقل سر شاخه&amp;nbsp;هایش تا می&amp;nbsp;خورد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما تو چنان قامت راست می&amp;nbsp;کردی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که توفان می&amp;nbsp;شکست&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و شکست سهم دشمن بود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هر جا&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نام تو به میان می&amp;nbsp;آمد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و خودت به میدان&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و ا...اکبر&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که پیروزی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مترادف نام مردی بود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که عشقی بزرگ به حسین داشت&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به نام عبدالحسین&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و عشقی بزرگ&amp;nbsp;تر&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به بی&amp;nbsp;بی&amp;nbsp;فاطمه زهرا(س)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که می&amp;nbsp;شد او را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;عبدالزهرا&amp;raquo; هم نامید&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و پسر زهرا(س) نیز هم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که همه شهدا&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فرزندان بلافصل عقیدتی بی&amp;nbsp;بی&amp;nbsp; هستند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که اگر نبودند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زیر باران بمب و گلوله&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قامت نمی&amp;nbsp;کشیدند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و برای احیای راه حسین(ع)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جان نمی&amp;nbsp;باختند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر این نسبت نبود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نام بی&amp;nbsp;بی&amp;nbsp;زهرا(س)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به رمز&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;راز پیروزترین عملیات&amp;nbsp;ها نمی&amp;nbsp;شد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ورق بزنیم تقویم دفاع مقدس را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از بیت&amp;nbsp; المقدس&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تا والفجر ۸&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تا کربلای ۵&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و تا ...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هر جا رمز&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نام زهرا بود - سلام ا...علیها -&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;غیرت چنان به جوش می&amp;nbsp;آمد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که جز شکست&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای دشمن رقم نمی&amp;nbsp;خورد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و تو عبدالحسین&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عبدالحسین برونسی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خود یک رمز بودی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از یک راز&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که هر که حلال اندیش&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حلال گفتار&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و حلال کردار باشد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و از حرام روی بگرداند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;لیاقت می&amp;nbsp;یابد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خود را فرزند اعتقادی زهرا(س) بداند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و بی&amp;nbsp;بی&amp;nbsp; نیز او را بپذیرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چنان که تو را پذیرفت&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و در همه زندگی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سایه پر مهر چادرش&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بر سرت بود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از شهر تا جبهه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تا سخت&amp;nbsp;ترین عملیات&amp;nbsp;ها&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تا عبور از میدان مین&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تو هر جا رفتی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مادر پناهت بود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به مهربانی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به غیرت&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و مگر غیرت&amp;nbsp; فاطمی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تو را به یاری حسین(ع) نخوانده بود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس مگر می&amp;nbsp;شود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مادر حسین(ع)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تو را تنها بگذارد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نه، تو تنها نبودی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حتی وقتی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تنها به شهادت رسیدی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و پیکرت سال&amp;nbsp;های سال&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تنها در میان رمل&amp;nbsp;ها ماند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تو همواره&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زیر سایه مهر مادر بودی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و شک ندارم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فرشتگان&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اذن بی&amp;nbsp;بی&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زائر مزارت بودند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برونسی بزرگ&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در رفتنت&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رمزی بود به نام هجرت&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در طریق حسین&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و در باز آمدنت&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رازی به نام رجعت&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در مسیر فاطمیه(س)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و ما در تابوتت&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عطر یاس فاطمی را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;استشمام کردیم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بویی از بهشت ...&lt;/p&gt;
&lt;div class="NewsSubTitle"&gt;خراسان رضوی - مورخ یکشنبه &lt;span dir="ltr"&gt;1391/02/17&lt;/span&gt; شماره انتشار 18111 /صفحه۷/هدیه یاس&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://baniasadi.persianblog.ir/post/2235</link>
      <author>gholamreza baniasadi</author>
      <comments>http://baniasadi.persianblog.ir/comments/3621/9392328/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-3621.post-9392328</guid>
      <pubDate>Sun, 06 May 2012 07:49:03 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>معلمی ، کشف ستاره هاست</title>
      <description>&lt;div id="ctl00_content_NewsContainer"&gt;
&lt;div id="ctl00_content_NewsContent" class="newsTitleContainer"&gt;
&lt;div class="NewsPreTitle"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class="NewsPreTitle"&gt;بزرگی تو&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="newsPartsContainer"&gt;
&lt;div class="NewsPartBody"&gt;
&lt;p&gt;و معلمی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کار تو کشف ستاره&amp;nbsp;هاست&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نه در آسمان&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که در زمین&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تا شکوفا شوند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و بر آسمان هم حتی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نور بیفشانند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آن چنان که فرشته&amp;nbsp;ها&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به تماشا&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پنجره آسمان را بر زمین بگشایند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و هرکدام از ستاره&amp;nbsp;های تو&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نشانه&amp;nbsp;ای باشند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای راهی روشن&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به مقصدی روشن تر&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;* بزرگی تو&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;معلمی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و کشف ستاره&amp;nbsp;ها&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هنری است که خداوند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;- به عشق و حکمت-&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در نگاه و زبان و دست تو قرار داده است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و تو را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به رسالت عشق&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مبعوث فرموده&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تا در شهر و روستا&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و حتی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کوهها و بیابان&amp;nbsp;های دور&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در میان عشایر&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از ییلاق&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تا قشلاق&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به کشف ستاره&amp;nbsp;ها بپردازی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و آنان را بپردازی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آنقدر که هرکدام&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خود چراغی شوند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فرا راه امروز و فردا...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;*&amp;nbsp;بزرگی تو&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و معلمی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کشف ستاره ها کار توست&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و رمز طلوع صبح&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نیز از چشمان تو می&amp;nbsp;تراود...&lt;/p&gt;
&lt;div class="NewsSubTitle"&gt;خراسان - مورخ سه&amp;zwnj;شنبه &lt;span dir="ltr"&gt;1391/02/12&lt;/span&gt; شماره انتشار 18107 /صفحه اول&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://baniasadi.persianblog.ir/post/2234</link>
      <author>gholamreza baniasadi</author>
      <comments>http://baniasadi.persianblog.ir/comments/3621/9364495/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-3621.post-9364495</guid>
      <pubDate>Tue, 01 May 2012 07:28:29 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>صبح با چشمان تو آغاز می شود، معلم</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;&amp;nbsp;فقط برای آن&amp;nbsp;هایی که معلمی را عشق می&amp;nbsp;دانند نه شغل&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;الف ... ب،پ&amp;raquo;...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به هر حرفی که می&amp;nbsp;آموزی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;معلم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بینایی می&amp;nbsp;بخشی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و بصیرت نیز&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که کور&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فقط آن نیست که نبیند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آن که نخواند و نفهمد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کورتر از کور است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که کوری چشم را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به بینایی جان&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;می&amp;nbsp;توان درمان کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;می&amp;nbsp;توان راه را یافت&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;می&amp;nbsp;شود رفت&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما کوری جان را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بی&amp;nbsp;سوادی را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نفهمیدن را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سخت&amp;nbsp;تر می&amp;nbsp;شود درمان کرد...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;الف...ب... پ&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به هر حرف که می&amp;nbsp;آموزی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;معلم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نور می&amp;nbsp;افشانی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به هر کلمه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خورشید نقاشی می&amp;nbsp;کنی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و &amp;nbsp;آدم&amp;nbsp;ها را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;به صبح می&amp;nbsp;رسانی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و صبح تنها آن &amp;nbsp;نیست&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;که خورشید از مشرقش طلوع می&amp;nbsp;کند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;صبح حقیقی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با بیداری جان&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و طلوع خورشید دانش&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رقم می&amp;nbsp;خورد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;الف....ب...پ&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به هر حرفی که می&amp;nbsp;آموزی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;معلم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و زیبا شدن را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خوب شدن را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خدایی شدن را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;می&amp;nbsp;آموزی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تا زندگی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چند گام به تعالی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اعتلا&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به حقیقت&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نزدیک&amp;nbsp;تر شود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;درس تو&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هم زمزمه محبت است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و هم دست گرفتن&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و پا به پا بردن&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و شیوه درست رفتن&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و درست زندگی کردن آموختن&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از این روست&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که تقویم زندگی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بچه&amp;nbsp;های خوب&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جمعه دارد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما تعطیلی ندارد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گریز ندارد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بلکه هروله دارد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به سوی کلاس&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;الف...ب...پ&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به هر حرف که می&amp;nbsp;آموزی معلم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بهتر رفتن را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تعلیم می&amp;nbsp;کنی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;لذاست که تا خورشید چشمانت&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;طلوع می&amp;nbsp;کند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و از لبانت نور می&amp;nbsp;تراود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;راه فلاح و رستگاری&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;باز است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;افتادن هم اگر باشد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برخاستنی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به دنبال دارد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;... و ما ایستادگان کلاس درس توایم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;معلم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ای خدا را نشانه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ای معرفت را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دلیل جاودانه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ای عشق را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حجتی عارفانه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ای معلم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ای آفتاب بی&amp;nbsp;غروب زمانه...&lt;/p&gt;
&lt;div class="NewsSubTitle"&gt;خراسان رضوی - مورخ سه&amp;zwnj;شنبه &lt;span dir="ltr"&gt;1391/02/12&lt;/span&gt; شماره انتشار 18107 /صفحه۷/فرهنگی&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://baniasadi.persianblog.ir/post/2233</link>
      <author>gholamreza baniasadi</author>
      <comments>http://baniasadi.persianblog.ir/comments/3621/9364479/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-3621.post-9364479</guid>
      <pubDate>Tue, 01 May 2012 07:24:04 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
