آغازی دوباره با پلیس!

به پایان اعتقاد نداریم، در دفتر خدمت، هر نقطه، نه به معنای پایان که به معنای نقطه، سر خط است و شروعی دیگر . هر آغاز نیز، پیامی دارد؛ نو و تازه شو و دوباره در ابتدای راه قرار بگیر که کتاب خدمت را، دیوان خدمت عاشقانه را هر روز باید صفحه ای نو، زد و حرفی تازه نگاشت. از این منظر، ماجرای هفته نیروی انتظامی، همان حکایت به ضرب المثل درآمده است که؛ به پایان آمد این دفتر، حکایت، همچنان باقی است... باید هم باقی باشد که تا جامعه هست و آدم هست و زندکی هست، این حکایت هم هست. دفتر ها چون سال ها به پایان نی رسند و ما در آغازی دیگر قرار می کیریم با این امتیاز که یک سال، بزرگ شده ایم و یک دفتر به تجربیات مان اضافه شده است پس باید رفتار خویش را، گفتار خویش را و حتی افکار و پندار خویش را باید در ترازی بالاتر تعریف کنیم چه همانگونه که - به حق- توقع داریم، فرزندان مان با یک سال بزرگ شدن و دانش آموزان مان با یک سال درس خواندن، رفتاری پخته تر داشته باشند، ما هم باید پخته تر و علمی تر و حرفه ای تر و مجرب تر از سال پار، عمل کنیم. این قاعده پیشرفت است و قانون تعالی نیز هم. پلیس هم در راس این قاعده است چون در صف اول دیده شدن است. این نیز می طلبد که با نگاهی به گذشته و راه رفته و پرونده های به سامان رسیده، درس بگیریم برای اینکه در سال پیش رو، گره ها را زودتر و کم هزینه تر بگشاییم و راه پیش رو را امن تر و ارزان تر به مقصد برسانیم. توقعی که جامعه اعم از نخبگان و آحاد مردم دارند این است که پلیس را مقتدرتر، کاراتر، اثر گزارتر از قبل ببینند . این البته بدان معنی نیست که جامعه را پلیسی کنیم بلکه این پلیس است که باید اجتماعی تر باشد و با رویکردی چنین به جای امنیتی مردن فض، فضای امن را برای مردم فراهم کند. در فضای امن است که استعداد ها می شکفد، جوانه می زند و به نهال تازه و درخت تناور و پر ثمر تبدیل می شود تا جامعه را به موفقیت برساند. در فضای امن است که حرمت ها حفظ می شود تا جایی که یک بانوی تنها، یک پسر خردسال، یک دختر بچه، یک پیر زن و پیرمرد و....بتوانند بدون لحظه ای هراس، به کوچه و خیابان آیند و با اطمینان کامل، کار خود را انجام دهند و در آرامش تام و تمام به خانه برگردند. این حق مردم است و حق ایران عزیز که فضایی چنین داشته باشد. با وجود پلیس مقتدر، با حضور کارآگاهان و جان برکفان ناجا، این شدنی است چه مردم پلیس را باور دارند و می دانند هرجا پلیس هست و حتی آنجا که نیست هم وجودش احساس می شود، امنیت هم هست. فزون خواهان و دراز دستان هم این را می دانند هرجا دست آنان به تعدی، بر یقه کسی بنشیند، دست بند قانون هم بر دست او قفل خواهد شد و او را به پشت میله های سرد محبس خواهد کشاند تا درس عبرتی شود برای آنانکه در سر ، هوای عبور از چراغ قرمز های جامعه و تعدی به مال و حان و ناموس مردم دارند. اینکه پلیس هر از گاه، متجاسران را چوب در آستین در کوچه و خیابان می چرخاند برای همین است که بدانند بدخیالان که چوب هست و اقتدار هست پس هوای آستین خود را داشته باشند تا هوا برندارد آن را و راه برای چوب قانون ، باز نشود. بگذریم، مردم هم پلیس را باور دارند، هم در سایه بیداری و اقتدارش، به راحتی می آرامند و هم آن را قپی تر از دیروز و کارامد تر از ایام قبل می خواهند. پلیس هم برای تحقق این خواست مردمی باید برخیزد و تصمیم سازان و تصمیم گیران هم باید برای محقق شدن این خواسته همه بستر های مادی و معنوی را فراهم کنند. همه ابزار و امکانات را به خدمت آورند تا پلیس، این نماد اقتدار جمهوری اسلامی، قدرت خدا را محقق کند.

 خراسان رضوی / شماره3687/ ویژه پلیس شماره 7/ شنبه 22 مهر 1396/ صفحه اول و 2

/ 0 نظر / 101 بازدید