ادبیات انقلاب باید انقلابی ساز باشد

 
ادبیات، فقط نقش بر دفتر نیست، برای این رقم نمی خورد تا کتابی فقط به قفسه کتابخانه ها اضافه شود و حالا گروهی آن را بخوانند، حتی نقد کنند و ... همین. ادبیات، حتی فقط به «زبان» کار ندارد تا کلمه تولید کند و کتاب لغات را فربه تر کند. ادبیات، هم به «زبان» کار دارد و هم به «صاحب زبان» و هم به «زمان» و هم به «زمین». ادبیات می خواهد با ایفای نقش خویش از قالب کلمه تا قلب مخاطب نفوذ کند و او را برانگیزاند. اگر به روزگاران کهن حکیمی فردوسی نام به شاهنامه سرایی برخاست، فقط برای شعر نبود این درست که خودش گفت

بسی رنج بردم در این سال سی/ عجم زنده کردم بدین پارسی

فردوسی در قالب کلام و «زبان» ما را با رستم آشنا می کند و با مفهوم متعالی «چو ایران نباشد تن من مباد». از سیاوش برایمان می گوید که   از آتش گذشته،  نماد پاکی است و اشارت دهنده پاکیزگی، صلح خواهی که اگر تیغ هم بر کمر می بندد برای رسیدن به صلح شرافت مندانه است. ما با فردوسی، توس و رهام و اسفندیار و بهمن و گودرز و برزو و فرامرز و آرش و کاوه و ... را می شناسیم که هرکدام، نماد یک تفکر بودند و با این همه برای حراست از «وطن» یک نظر داشتند. و البته ما در شاهنامه، به ضرورت دشمن شناسی هم می رسیم  و ...

ادبیات فقط یک نام نبود در یک داستان. حکایت دشمنی بود و هست که هر روز به یک نام و یک نشان درمی آید و هرکسی به سربلندی خود، دین خویش و میهن اش فکر می کند در کنار خودشناسی، باید دشمن شناسی هم داشته باشد.

شاهنامه، یک دیوان شعر نیست، یک کتاب زندگی است، اصلاً ادبیات فراتر از زبان، با زندگی سروکار دارد و ادبیات انقلاب نیز با زندگی انقلابی و فراتر از آن با تفکر انقلابی که مدام باید نیروی انقلابی بسازد و از ارزش های انقلاب پاسداری کند. نگاه دنیا هم به ادبیات نگاهی استراتژیک است و با آن از مرزها و حدود و ثغور باورها و منافعش حراست می کند.امروزه نیز در این هماوردی که کلمات و فریم های فیلم و تصاویر و پازل ها و بازی ها، جای مردان جنگی و تیغ و تیر را گرفته اند دست بالا را کسانی دارند که از همه ظرفیت های ادبیات خود، به هنرمندانه ترین شیوه بهره گیرند، این ظرفیت ها را توسعه دهند و با غنی سازی آن استعلای خود را بر دیگر فرهنگ ها تحقق بخشند. ما نیز از این قاعده مستثنی نیستیم ما باورمند «الاسلام یعلو و لایعلی علیه» هستیم و «کلمة الله هی العلیا» را تابلوی اتاق خانه مان کرده ایم تا این باور را به ملکه توانستن هم تبدیل کنیم.

پس باید ادبیات را، ادبیات انقلاب را جدی بگیریم، باید این ادبیات در خدمت گفتمان انقلاب چنان قوی عمل کند که «حرف حق» ما بر مدار «جادلهم بالتی هی احسن» جهان گیر شود که صدور انقلاب نیز نه با صدور جنگ افزار و جنگجو، که با ارائه مدل برتر زندگی است و ما می خواهیم، چشم جهان را به «ولکم فی رسول الله اسوة حسنه» روشن کنیم. می خواهیم زیبایی های تمدن اسلامی - ایرانی را از طریق گفت وگو به همه آنانی که توان منصفانه دیدن و عاقلانه عیارسنجی کردن دارند عرضه کنیم.می خواهیم فرصت حظ و بهره بردن همه آدمیان از این سرمایه بزرگ فراهم شود. ما باور داریم «منافع ملی» ما با به سعادت رسیدن همگان گره خورده است و برای این هم تلاش می کنیم مثل یک مجاهد، یک سرباز در جبهه ای که یمین و یسارش را ادبیات و هنر شکل داده است، از ادبیات انقلاب و دفاع مقدس، تا ادبیات دینی و ملی که هویت ما را رقم زده است تا هنر متعالی که رسالت روح بخشی به رفتار آدمیان را دارد و ... ادبیات می خواهد انسان ساز باشد و ادبیات انقلاب، می خواهد از آحاد جامعه، انسان های انقلابی بسازد، انسانی که هم نگاهش، هم گفتارش و هم رفتارش انقلابی باشد پس ادبیات یک حوزه راهبردی است و توجه راهبردی هم می طلبد، بودجه راهبردی نیز هم ...

ویژه‌نامه -  ویژه نامه ادبیات انقلاب - مورخ شنبه 1392/11/12 شماره انتشار 18613 /صفحه ۱۱۳

/ 0 نظر / 88 بازدید