جای خالی «کتاب» در زندگی های «بی حساب»

 
خدا بیامرزد قدیمی ها را، پدران و مادران مان را، زندگی شان خیلی حساب داشت، هر چیز جای خودش بود و سنگ بنای خانواده چنان محکم بود که توفان هم آن را از جا نمی جنباند، اما امروز، گاه می بینم که یک «نسیم» هم در زندگی و باورهای ما «سونامی» به راه می اندازد و همه چیز را درهم می ریزد. به راستی چرا؟ چرا قوام زندگی های قدیمی، باورهای قدیمی، مثل بناهایی که می ساختند، محکم بود و چرا قوام برخی زندگی های امروز و باورهای امروز، باز مثل بناهایی که برخی «بساز بفروش ها»، می سازند. عمرش چنین کوتاه است؟

من برای یافتن پاسخ این چرایی ها، بارها تأمل کرده ام، مطلب خوانده ام و ... به نتایجی هم رسیده ام. از جمله این که اگر زندگی های گذشته «حساب» داشت از آن رو بود که مردم به نسبت سوادشان بیشتر اهل «کتاب» بودند، اما امروز، بی حسابی برخی زندگی ها را باید گذاشت پای «قهر با کتاب»، برخی ها هم که انگار اصلا با کتاب آشنایی نداشته باشند تا مثلا کارشان به «قهر» بکشد! به هر حال «قهر»، اول پیش زمینه ای به نام «آشنایی» دارد، اما برخی ها، اصلا انگار آشنایی نبوده است که پیامدی داشته باشد!

خب معلوم است که نتیجه هم باید این باشد که در زندگی، در جامعه و ... می بینم. زندگی بی کتاب، به روزها و ماجراهای بی حساب می انجامد اما اگر کتاب ورق بخورد، اگر خطوط سیاه خوانده شود آن وقت شاهد خط های روشن در پندار و رفتار و کردار خواهیم بود که زندگی را هم چراغان می کند. یادش بخیر پیرمردهای قدیمی که حتی روستاییانشان هم اهل قرآن و دعا و مکتب بماند که اهل منطق الطیر عطار و شاهنامه و گلستان و بوستان و حافظ بودند، دور هم که می نشستند، سخن که می گفتند، اگر کسی اهل خوشه چینی بود، می توانست در پایان نشست هایشان با دامنی پر از معرفت برخیزد. شب نشینی هاشان هم به واقع «چراغانی» بود، همان طور که خودشان هم این عنوان را برای شب نشینی ها انتخاب کرده بودند، طرفه نگاهی داشتند و نغز کلامی. ساختار زندگی ها با حساب بود و مردمان، اگر هم دانش «ریاضی» چندانی نداشتند اما معرفت «حسابی» داشتند اما امروز... بگذریم، نمی خواهم سیاهه ای از کردارهای رنگین امروز بنویسم، فقط می خواهم به یاد آورم که جای یک چیز در زندگی ما خالی است هر روز هم خالی تر می شود و آن کتاب است، همان که قدیم ها «یار خاموش»اش می خواندیم و این همه فریاد و واویلا که به گوش می رسد از هر سو، پیامد، قهر با «یار خاموش» است وگرنه اگر رابطه هامان با آن «نازنین یار» دوستانه می بود، آن قدر پشتوانه داشتیم که اندک چاله ای، مثل چاه ما را در خود نکشد و اندک نسیمی، برایمان سونامی به پا نکند. کاش دوباره به کتاب سلام کنیم و از آن سلامت جوییم، کاش ...

خراسان رضوی - مورخ سه‌شنبه 1392/09/05 شماره انتشار 18560 /صفحه اول و ۶/جامعه

/ 0 نظر / 92 بازدید