خودروی خود را قفل کن!

 


خودرویش را، موتورسیکلتش را، بی ابزار ایمنی و ساز و کار بایسته حفاظتی رها می کند و می رود. وقتی هشدارش می دهی که با این رویه فقط به سارقان کمک می کنی، می گوید: من توکل کردم به خدا؟! حال آن که این نه شرط توکل که شرح ساده انگاری است. خب وقتی «شل بگیری، سفت می خوری» این ضرب المثل به علت فراوانی اتفاق در ادبیات فارسی شکل گرفته است. چه بسیار بوده اند که کارها را به آسانی رها کرده اند و به دشواری گرفتار آمده اند، آسان اعتماد کرده اند و سخت آسیب دیده اند، ارزان داده اند و گران ستانده اند حال آن که اگر چشم باز بود،چاه و چاله را از راه باز می شناخت. اگر هوشمندانه پایه های اعتماد را می ساخت و بدان تکیه می داد، این همه از اعتمادسوزی سخن به میان نمی آمد، اگر عاقلانه رفتار متقابل را تعریف می کرد در حصار رفتار تهی از عقل دیگران محصور نمی شد. اگر به آموزه های دینی عنایت و با توکل، ساز و کارهای ایمنی رعایت می شد، شاهد ناامنی های اتفاق افتاده در جامعه نبودیم. اگر انتخاب راه، ما را از رفتن به بیراهه باز می داشت، کمتر شکار زورگیران می شدیم و... بگذریم.

یک ضرب المثل فارسی دیگر می گوید« با توکل زانوی اشتر ببند» که برای این هم پیشینه ای در آموزه های دینی ذکر می شود که سر بازگویی آن را نداریم، بلکه حرف در این است که توجه به اخبار سرقت ها، مخصوصا سرقت خودرو و موتورسیکلت باید ما را به احتیاط بیشتر و رعایت افزون تر و جدی تر نکات امنیتی برای حفاظت از اموالمان وا دارد.

به یاد بیاوریم گفته سارقان حرفه ای خودرو و موتورسیکلت را که معمولا شکار خود را از وسایلی انتخاب می کنند که امکانات ایمنی کمتری داشته باشد. آن ها می گویند خودروی کنار خیابان که قفل های ایمنی نداشته باشد وسوسه سرقت را به جانشان می ریزد می گویند موتورسیکلت وقتی بی هوا رها شود، در زمین ربوده می شود!

می گویند... خب اگر ما به آموختن ادب از بی ادبان توصیه شده ایم، آن گونه که از لقمان حکیم نقل شده است، پس باید راهکار به دام سارقان نیفتادن را از خود آن ها هم که شده یاد بگیریم. اگر لقمان ادب را آن گونه از بی ادبان آموخت که از زشتی گفتار و کردارشان پرهیز کرد، ما هم از سهل انگاری هایی که دزدان را بر سر شوق می آورد بپرهیزیم و با توکل، قفل و بند وسیله نقلیه خود را، حصار و حفاظ خانه خود را چنان محکم کنیم که دزدان نتوانند به آسانی بر آن فائق آیند. یادمان باشد ما در برابر اموال خود مسئولیم و حق نداریم با سهل انگاری زمینه اتلاف آن ها را فراهم آوریم و علاوه بر این از آن جا که وقوع سرقت به بهداشت روانی جامعه آسیب جدی وارد می کند، در مقابل جامعه هم مسئولیم و نباید اجازه دهیم سارقان با رسیدن به نیات پلید خود، دشنه در روان و بهداشت روانی جامعه بنشانند. این که باید پلیس هوشیار باشد و چنان مقتدر عمل کند که سارق حتی اگر اخلاق و انسانیت ندارد، از ترس قانون، درازدستی از یاد ببرد، درست، این که باید دیگر نهادها و متولیان فرهنگی چنان فرهنگ ساز باشند و انسان تربیت کنند که کسی گرد خلاف نگردد هم درست اما ما خود هم باید مراقب باشیم تا شکار آدم نمایان بی بهره از آدمی قرار نگیریم. این عین عقلانیت، توکل و تفکر است.

صفحه 13 حوادث ، شماره سریال 17184 ، تاریخ انتشار 871102
/ 0 نظر / 91 بازدید