آرامش و رضایت دیگران را نابود نکنیم

گاهی یک جمله، یک نگاه، یک اشاره می تواند نقطه پایانی بگذارد بر یک خوشبختی. تعحب نکنید و نکنیم و نکنند دیگران که برخی اوقات حتی با نیت خیر، شری را به پا می کنیم که هرگز به خیر باز نمی گردد. دور و بر ما هم کم نیستند کسانی که با نیت خیر، بلوا به پا می کنند و بعد هم در شرمندگی کار می مانند و این حس تلخ تا همیشه با آنان می ماند که ندانسته چه آتشی به پا کرده اند. به این نمونه ها دقت بفرمایید لطفا که دوستی زیر عنوان ” زندگی دیگران را نابود نکنیم” بدان پرداخته بود؛

*جوانی از رفیقش پرسید : کجا کار می‌کنی ؟ پیش فلانی، ماهانه چند می‌گیری؟ مثلا می گوید۸۰۰۰۰۰٫ همه‌ش همین؟ ۸۰۰۰۰۰ ؟ چطوری زنده‌ای تو؟ صاحب کار قدر تو رو نمی دونه، خیلی کمه ! طرف هم – با شنیدن این حرف ها- یواش یواش از شغلش دلسرد شد و درخواست حقوق بیشتر کرد ، صاحب کار هم قبول نکرد و اخراجش کرد ، قبلا شغل داشت، اما حالا بیکار است.

*زنی بچه‌ای را به دنیا آورد، زن دیگری گفت : به مناسبت تولد بچه‌تون، شوهرت برات چی خرید ؟ هیچی ! مگه میشه ؟! یعنی تو براش هیچ ارزشی نداری ؟! بمب را انداخت و رفت، ظهر که شوهر به خانه آمد، دید که زنش عصبانی است و …. کار به دعوا کشید و تمام.

*پدری در نهایت خوشبختی است، یکی می‌رسد و می‌گوید : پسرت چرا بهت سر نمی‌زند ؟ یعنی آنقدر مشغوله که وقت نمیکنه ؟! و با این حرف، صفای قلب پدر را تیره و تار می‌کند….

از این دست حرف ها تا دلتان بخواهد از زبان مردم برمی خیزد. اصلا هم کسی حواسش نیست با همین اظهار نظر ساده و نسنجیده چه اثر مخربی به جا می گذارد و چه زندگی ها، امید ها، برنامه ها، را نابود می کند….

بله،این است، سخن گفتن به زبان شیطان. یا بهتر است بگوئیم اجیر بی مواجب شیطان شدن. در طول روز خیلی سؤال ها را ممکن است از همدیگر بپرسیم؛

چرا نخریدی؟

چرا نداری؟

یه النگو نداری بندازی دستت؟

چطور این زندگی را تحمل می‌کنی؟ یا فلانی را چه جور با هاش سر می کنی؟

حیف تو نیست که زن این باشی یا شوی آن؟

چطور اجازه می دهی؟

ممکن است هدفمان نه صرفا کسب اطلاع ، یا از روی کنجکاوی یا فضولی بلکه به خاطر همدلی و حتی خیرخواهی باشد اما نمی‌دانیم چه آتشی به جان شنونده می‌اندازیم !

حواس مان باشد که شر نندازید تو زندگی مردم. واقعا خیلی چیزا به ما ربطی نداره! کور ، وارد خانه‌ی مردم شویم و کَر از آنجا بیرون بیاییم. مُفسد نباشیم. مراقب احوال خوش مردم باشیم که به اندک دلخوشند و با یک سخن نا به جا ناخوش می شوند. مراقب باشیم لطفا و هوای خاطر هم را داشته باشیم و بشنویم از مرحوم سهراب سپهری که خیلی وقت پیش، صمیمانه به ما گفت؛

به سراغ من اگر می آیید/ نرم و آهسته بیایید/ مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من….


ب / شماره 3705 /  شنبه 03 شهریور 1397 / صفحه اول و 3

http://www.birjandtoday.ir/?p=62443


/ 0 نظر / 87 بازدید