نقطه، سر خط

در جست وجوی شادی، راه به بیراهه می بریم. این کیمیا در کعبه است و ما پا به راه ترکستان می شویم. معلوم است که اگر به مقصد هم برسیم، به مقصود نخواهیم رسید. یادم هست که جایی و از زبان بزرگی خواندم که «مردم به دلیل اینکه شاد نیستند، بدی می کنند. ناشادی هم نتیجه قطع شدن از مبدا فیض است. اگر کسی به خدا متصل باشد، همیشه شاد و آرام و سعید است. دلیلی ندارد که بخواهد حالش بد باشد وقتی با خالق بهترین ها اتصالی همیشگی دارد.»اگر در رفتار و زندگی اولیای خدا تامل کنیم، خواهیم دید که چقدر سرشار از آرامش هستند. چقدر راحت می گذرند. چقدر قدر می کشند، تاجایی که مشکلات اگر به اندازه کوه هم شده باشد، باز دربرابرشان کوچک می شود. آنان بزرگند. ما هم می توانیم و حتی باید بزرگ شویم. برای این کار هم از قدم های کوچک باید شروع کنیم. قدم های کوچک اما پرشمار و پیوسته ما را به مقصد می رساند.جایی خواندم که باید برای تغییر از همین برداشتن ریزه سنگ ها در زندگی شروع کنیم، پس لطفا «اگر در اوج عصبانیت هستید یا شدیدا افسرده اید، فقط کمی حستان را تغییر دهید. افسرده اید، کمی عصبانی شوید. عصبانی هستید، کمی بی حوصله شوید. بی حوصله اید، کمی از خود سوال کنید. درحال شکایت و سوال پرسیدن از خود هستید، کمی بی خیال شوید. بی خیال هستید، کمی به آینده امیدوار شوید. امیدوار هستید، کمی برای رسیدن به هدفتان حرف بزنید. همین طور ادامه بدهید تا حالتان بهتر و بهتر بشود. شاید عبور از این پله ها هرکدام یک ساعت یا بیشتر طول بکشد ولی شروع کنید تا در حس بد باقی نمانید؛ چون حس بد مساوی است با اتفاق بد.» اتفاق بد هم که معلوم است چه نتیجه ای خواهد داشت. این فقط رسم الخط زندگی فردی نیست، بلکه در ساحت اجتماعی هم باید برنامه مند به دنبال کوچک سازی بحران به معضل و معضل به مسئله باشیم و با حل مسئله هم خود و جامعه را به یک نقطه شروع برای جهش برسانیم؛ درست مثل یک «نقطه، سرخط.»


شهرآرا / شماره 3353 / سه‌شنبه ۱۷ فروردين ۱۴۰۰ / صفحه 16 / نگاه هشتم

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/6124/322291


/ 0 نظر / 9 بازدید