قامت سبز و این سه گانه باشکوه

رنگ ها، پیغام بر پیام ها هستند. هر رنگی را معنایی است و هر مفهومی را هم با رنگ خاصی می توان نشان داد. مثلا سیادت را سبز نوشته اند. این رنگِ بشکوه، زیبا می نشیند در شرح آقایی و سیادتی که از نفس های رسول خدا ریشه می گیرد و در قامت آل رسول، تکثیر می شود و سوم شعبان، یک نوروز بهاری است برای تکثیر این حقیقت هماره شکوفا که با طلوع حسین، علیه السلام، دامن گستر می شود.  در این دامنه روشن می توان به تماشای زیباتر از همه زیبایی ها ایستاد و دید که؛ 

سیادت به حسین -علیه السلام- می‌آید و پرچم‌داری به عباس-سلام ا... علیه- و قافله‌سالاری به حضرت سجاد -علیه السلام. عجب پرشکوه است این سه‌گانه شعبانیه. انگار حضرت خداوندگار آلبوم اشارت‌ها را گشوده است و به انسان بشارت می‌دهد فرداهای روشنی را که در پیش است، روزهایی را که بر مدار عشق و معرفت چنان تعریف خواهد شد که عرفان مثل نفس در جان باورمندان ایمان جاری شود.آری، سیادت به قامت رشید حسین می‌آید چه سید جوانان بهشت باشد یا سید‌الشهدای بهشت‌آفرین. پرچم‌داری به عباس می‌آید، چه پرچم نبرد، چه پرچم وفا. فرات گواه همیشه‌جاری این حقیقت است، به هر قطره‌اش و بر هر لبی که بنشیند. قافله‌سالاری هم به سجاد می‌آید، چه سالاری کاروان کربلا تا طلوع صبح از شام و چه قافله کلمات آسمانی‌ای که در شکوه دعا کنار هم می‌نشینند تا انسان را به معرفت مبعوث کنند. این سه‌گانه پر‌شکوه در حیات و باور نسلی ما و عصر ما هم طلوعی پر‌شکوه دارد.

پاسدار لباس سبز خود را به یمن نام مبارک حسین(ع) می‌پوشد و تا نقطه رهایی می‌رود و با شهادت، به مانایی می‌رسد و جانباز جامه هزارزخم خویش را زره دفاع از حقیقت و ایستادن در برابر باطل می‌کند و آزاده در هوایی نفس می‌کشد که درکی تازه از امامِ عابدین عارف دارد، امامی که با ظرافتِ تمام و تدبیر تام کربلا را و عاشورا را ماندگار کرد، چنان‌که یزیدیان بدنیت و پلید هرگز نتوانستند چراغ هماره روشن و نورافزا را خاموش کنند بلکه این چراغ با ظلمت‌سوزی در طول تاریخ، هدف اصلاحگری نهضت حسینی را ادامه می‌دهد.

اینکه ما در این سه روز پاک‌ترین فرزندان این آب و خاک را به جشن می‌ستاییم و مبارک‌باد می‌گوییم، از این روست که باید و باید و باید در صراط مستقیم حسین و عباس و سجاد -علیهم السلام- گام بردارند چنان‌که پیش از این، پاسدار‌ها همت و باکری و برونسی و کاوه و بروجردی و کاظمی شدند و جانبازان به هر نفس شهادت را سرودند چنان که فرزند پر افتخار خراسان جنوبی، حضرت حجت الاسلام محمود رضا جمع آور دارد این روزها شهادت را زندگی می کند. گل نرگس خوسف، دوسال و اندی است که صدایش شهید شده است و از تکان لب هایش جز لبخند، بر نمی خیزد. مثل او هم کم نداریم که در سپاه جانبازان، زیستن بر مدار شهادت، تکلیفی است که برای ماندگاری شهادت بر عهده گرفته اند. آزادگان ابوترابی‌وار، از تهدید اسارت به فرصت آزادگی رسیدند. آنان بر مدار حق به حقیقت جانی تازه دادند و امروز ما وام دار آن حماسه پرشکوه هستیم که ما را به کربلا رساند و با نهضت حسین(ع) در دل تاریخ به حرکت درآورد تا در شکستن باطل سهمی داشته باشیم. باید که قدر دانست این فرصت را و فرصت آفرینان را که با تعریف خویش بر سلوک حسینی و عباسی و سجادی، چراغ راه شدند تا بر همه تاریکی ها فائق آییم و راه به صراط مستقیم الهی پیوند زنیم که انسان را به خدا می رساند.

باری، پاسدار را، جانباز را، آزاده را به برکت میلاد سید الشهدا، آقای جانبازان، و قافله سالار احرا، حرمت باید نهاد که این خود تکریم عظمت حقیقت است. تعظیم نام ماندگار امامت و پرچمداری جریان مقدس عاشورا. این نیز نسبتی است همیشه مانا و رمز گشایی از باوری است که عاشورا را تکلیف همه روز ها می داند و برای مردمان، نقش هایی نوشته است که در کربلا به ظهور رسید و در این میان باید در جای ایستادن و نقشی که به عهده می گیریم توجه داشته باشیم که در طرف مان حسین باشد. حواس مان باشد که غفلت، ما را در صف مقابل نبرد....


حیات / سه شنبه 20 فروردین 1398

http://hayat.ir/125-105-142779


/ 0 نظر / 13 بازدید