16 آذر و خط سرخی که امروز باید خواند

قصه دشمنی آمریکا با ایران، ماجرای دیروز و امروز نیست. 76سال است که هر جا نام آمریکا به میان می آید با جنایت عجین است در ایران. 16 آذر 1332، گواه روشن این گزاره است و خونی که از پیکر دانشجویان جوشید و آهی که از نهاد مردمان برخاست شهادت می دهد که یانکی ها هر جا که پایشان رسیده، بر خونی قدم کوفته اند که از پیکر فرزندی از ایران جاری شده است. آن سال که با پیروزی انقلاب و تأسیس جمهوری اسلامی 25 سال فاصله داشت اما ایرانی ها به ویژه قشر روشن و فرهیخته ملت می دانستند “کابوها” هر جا قدمشان برسد، نحسی، سفره خواهد گسترد. شومی شان را هم در ساقط کردن دولت ملی دکتر مصدق به عینه دیدیم و بازگشت دیکتاتوری به ایران از مسیری بود که آمریکایی ها با نابودی امید ملت و حضور غیرقانونی و دخالت براندازانه خود هموار کرده بودند. همین رفتار هم بود که ملت ایران را به ویژه دانشجویان را به نفرتی عمیق از آنان کشاند تا جایی که وقتی ریچارد نیکسون، معاون رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده آمریکا، می خواست به ایران بیاید دانشجویان به اعتراض برخاستند و نتیجه آن این شد که با گلوله پاسخ گرفتند از دولتی که با برنامه آمریکا به قدرت بازگشته بود. به حقیقت، فردای آن روز که نیکسون به ایران آمد، پا بر فرشی گذاشت که با خون سه جوان برومند ایرانی قرمز شده بود. دکترای افتخاری در رشته حقوق را نیز که در دانشگاه تهران که در اشغال مشهود نیروهای نظامی بود، دریافت کرد. بوی خون می داد. این “دکترای افتخاری حقوق” از منظر مردم ایران، تقدیری بود که شاه، که افتخار سلطنت دیکتاتوری خود را مرهون حمایت یانکی ها می دانست و در واقع، بابت پانهادن بر “حقوق ملت ایران” به معاون رئیس جمهور آمریکا می داد. حال آن که اگر قرار بود در شرایط عادلانه دکترای افتخاری آن هم از نوع حقوق اهدا کنند باید به لوح ها به نام بلند احمد قندچی، آذر (مهدی) شریعت‌رضوی و مصطفی بزرگ‌نیا مزین می شد. آنانی که برای دفاع از حقوق ایرانیان در تعیین سرنوشت خود، جان خویش را گذاشتند. ملت نیز البته برداشت پرچمی که از دست آنان افتاده بود و به زیر کشید حکومتی را که پای دکترای نیکسون امضا می گذاشت و تا امروز نیز همین پرچم بر شانه مردم است. هر شهیدی که بر خاک افتاده است دیگری آن را به دوش کشیده است و از آن روز تا امروز اگر چه پرچمداران پرشماری در مبارزه از پای افتاده و در خون غنوده اند اما آن پرچم همواره شانه عوض کرده و در اهتزاز مانده است. پای آن پرچم فقط آن سه آذر اهورایی و دیگر هم باوران شان نیستند که به برکت خون شان، هرکس خون به غیرت در رگ هایش می جوشد، پای این پرچم است آن هم نه فقط در ایران که در پهنه گیتی فراوان اند مردان و زنانی که علیه آمریکا، ایستاده اند. اگر یک نفر را از پا بیندازند، ده نفر به جایش برمی خیزند و آدم احساس می کند این می تواند از همان عرصه هایی باشد که خداوند درآیه 65 سوره انفال می فرماید: “هرگاه بیست نفر با استقامت از شما باشند، بر دویست نفر غلبه می‌کنند”. بله، شهید، تمام نمی شود بلکه تکثیر می شود، ضریب می یابد و در جبهه مقابله با دشمن، می ماند. هر نفر، ده چندان می شود و در برابر ده تن از دشمن می ایستد. این را امروز در جبهه مقاومت اسلامی می بینیم، جبهه ای که پرچمش با همت شهیدان در اهتزاز است….


ب / شماره 4069 / شنبه 16 آذر 1398 / صفحه3

http://birjandemrooz.com/?p=12584


/ 0 نظر / 22 بازدید