سنگ را از جاده برداریم

 مومن دست باز دارد. کسی که می خواهد به پنجره فولاد و مشبک های ضریح دخیل ببندد باید دست باز داشته باشد. تا دست ها مشت باشد هیچ کاری نمی شود کرد،نه برای خود نه برای دیگران. حتی قنوت هم نمی شود خواند و دعا که دعاخوانی هم دست باز می خواهد که بال پرواز شود.

در حوزه اجتماعی نیز هزار دست هم که مشت باشد، باز همان قطعه سنگ در جاده خواهد ماند و راه همه را خواهد بست، اما اگر مشت ها باز شود و دست ها به یاری کنار هم قرار گیرند، کوه هم که باشد از سر راه کنار خواهد رفت.

درهای آسمان هم باز خواهد شد و... قصه جوامع موفق را هم اگر بخوانیم این نوع تدبیر را که در ادبیات دینی به «تعاون بر خیر» از آن نام برده می شود را بسیار خواهیم دید و دقیقا میزان توفیقشان نیز به اندازه ای است که روحیه همگرایی را تقویت کرده و به رفتار درآورده اند.

در حوزه اجتماعی نیز آن جا که مردم نسبت به هم همدل و همراه هستند و دستانشان هنر گره گشایی از مشکلات مردم است شاهد توسعه نیکی ها و سعادت ها هستیم.

در این جامعه، مشکلات در برابر اراده مومنانه جمع، سر خم می کند و فرد اگر در برابر دشواری های هولناک هم قرار بگیرد باز امید خود را از دست نمی دهد و سر پا می ایستد برای مبارزه با مشکلات، چون باور دارد در جامعه دینی هرگز تنها نخواهد ماند بلکه کسانی را خواهد یافت که درس گرفته از مکتب امام رضا(ع) به یاری اش می شتابند و همین امر او را بر هر کاری توانا می کند، از سوی دیگر نیز آن که به یاری هم کیش یا هم نوع خود می شتابد در این دنیا پاداش کار را می گیرد به این شکل که اولاً در جامعه ای که همه به هم کمک می کنند کار او روی زمین نمی ماند و هم این که به سعادت لذت کار نیک و آرامش پس از آن می رسد و در آن دنیا نیز قلبش از آرامش که فضل خداوند است سرشار می شود. امام رضا(ع) در این باره می فرمایند: هر کس اندوه و مشکلی را از مومنی برطرف کند، خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف می سازد (اصول کافی/ج۳/ص۲۶۸) پس اگر می خواهیم در روز قیامت با قلبی عاری از اندوه محشور شویم، راهش را در کلام امام رضا(ع) بجوییم و با عملی کردن این رهنمود در زندگی خود، قطعات جورچین سبک زندگی رضوی را کنار هم بچینیم تا حیات ما بیش از همیشه با فرهنگ رضوی عجین شود و خود ما نیز در خویشاوندی به امام چند گام به پیش برداریم. چه در حوزه عقیده، خویشاوندی را نه «خون»، که «خوی» تعیین می کند.

«خوی» هم قابل تعالی است. بر خلاف خون که نمی توان تغییرش داد، خوی را هم می شود تغییر داد و هم تعالی بخشید.

اصلا فلسفه بعثت انبیاء و استمرار نبوت در امامت همین است. تعالی بخشی به اخلاق، همان که آخرین پیامبر خدا در فلسفه وجودی بعثت خود اعلام فرمود: انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق.

این نیز درس و رسم همه انبیاء و اولیاست و همین که در کلام امام رضا(ع) می خوانیم نتیجه آن را نیز می توانیم ببینیم زیرا به راستی هر کس از کار مردم گره گشایی می کند، نشانه های رضایت خداوندی را در همین دنیا و در زندگی خود می تواند ببیند...

خراسان جنوبی - مورخ یکشنبه 1394/05/11 شماره انتشار 19033/صفحه2/در همسایگی خورشید

/ 0 نظر / 91 بازدید