معجزه قرآن، معجزه انسان


" یکم: هرکدام از علوم را از خرمن پرنور قرآن بهره ای است و به تناسب از آن سخن به میان آورده و یا به اشارت مردم را بدان دعوت کرده اند، اما به نگاه من یک علم است که بیش از همه با قرآن سنخیت دارد و می توان گفت قرآن تجسم حقیقی و زلال آن است و آن علم هم «علم رسانه» است و قرآن اگرچه از تاریخ و فلسفه و فقه و اخلاق و ... سخن به میان می آورد، اما به نفسه خود یک رسانه است، با کارکرد پیام دهی، اطلاع رسانی، اصلاح افکار مردم، جهت دهی به اذهان و در راستای به کمال رساندن انسان. یعنی کارکرد حقیقی و اصیلی که می توان برای یک رسانه واقعی تعریف کرد و هرگاه کار در رسانه های ما به فرهنگ قرآنی نزدیک شود در راستای شکل دهی جامعه براساس مدل قرآنی موفق خواهیم بود و رویکرد به قرآن هم جامعه ما را به سمت توفیق می برد و می توان میزان توفیق جامعه را با اندازه رویکرد قرآنی آن سنجید، چنان که میزان توفیق انسان را نیز هم. یعنی انسان قرآنی موفق است و چه توفیقی بالاتر از به رفتار درآوردن زیبایی ها و چه زیبایی بالاتر از ملکه شدن رفتار قرآنی در زندگی انسان.

" دوم: قرآن راهکار زندگی است و دقیقا به همه شئون زندگی کار دارد و برایش برنامه؛ عمل به این برنامه هاست که شفابخش است والا نگاه خالی به قرآن مثل نگاه به نسخه است که تا پیچیده نشود، دردی از بیمار دوا نمی کند؛ بلکه نسخه را باید پیچید. باید طبق آن دارو مصرف کرد تا جسم را از بیماری پاک کرد و در این ساحت هم باید خود را مخاطب قرآن دانست، آیات آن را در رفتار جاری کرد تا جان از بیماری های معنوی و معرفتی پاکیزه شود. قرآن کتاب همیشه زنده است و هرکس می خواهد به حقیقت زنده باشد باید در آن نفس بکشد؛ باید نفس هایش بوی قرآن داشته باشد، باید معجزه قرآن را چنان درک و تجربه کند تا خود هم به معجزه تبدیل شود. چیزی که حقیقت ایمان است والا تا انسان خود به معجزه تبدیل نشود به فهم قرآن و اعجاز آن نخواهد رسید و بسیار خواندن قرآن برای فرد بی بصیرت حجاب افزا هم خواهد شد. چنان که در مورد خوارج شد و سیاهی خطوط چنان در جانشان نشسته بود که نور جمال قرآن مجسم و ناطق مولاعلی را نمی دیدند.

" سوم: قرآن معجزه است. معجزه ای که یک معجزه بزرگ دیگر به نام محمد(ص) آورده بود و اعجاز می کند و انسان ها را نیز به پاکیزه جانی و عبودیت فرا می خواند تا توان اعجاز بیابند چه تا جان پاکیزه و قرآنی نشود، کاری چاره نخواهد شد و سیه جانان آلوده باور در ساحت قرآن هم جز خسارت نمی بینند و آیه به آیه قرآن جز خسارت نمی افزایدشان زیرا جانی روشن ندارند و آینه نیستند تا فهم خورشید کنند و آفتاب برای شب پرست، جز عذاب هدیه ای ندارد. برای فهم آفتاب باید دیده ای بیدار و بینا داشت و برای فهم قرآن هم جان پاکیزه و تا این محقق نشود آن اعجاز هم محقق نمی شود، چه اعجاز قرآن هم، مثل اعجاز عصاست که در دست فرد عادی، چوبی بیش نیست اما در دست اعجاز موسی به اژدهایی سحرخور و سحرکش تبدیل می شود که همه برنامه های فرعون را برهم می زند. مثل پیراهنی است که اعجاز شفای چشمان یعقوب را از جان یوسف می گیرد و ... پس جان را باید به معجزه قرآن چنان آراست که به معجزه تبدیل شود، به معجزه قرآنی.

" چهارم: هر دانشی را از قرآن بهره ای است، اما قرآن یک رسانه است. و واژه به واژه اش رسانای نوری که جان آدمیان را به روشنای ایمان می رساند و آنان را تا کعبه مقصود که همانا رسیدن به حق است رهنمون می شود...

صفحه 12 اندیشه ، شماره سریال 17087 ، تاریخ انتشار 870631

 

/ 0 نظر / 109 بازدید