آی مردم ! بارانی باید شد

آی مردم! نوروز نیامده، حضرت مهربانی، عیدی می‌دهد، نگاه کن آسمان را، چقدر زلال می بارد، نگاه کن این قطره های رقصان چند دریا مهربانی با خود دارند! نگاه کن!

لب هایت به خنده شکوفا می شود، پس از نگاه، و این یعنی ، آی خدای آسمان و زمین! همه زمین قلبم را گل های شکر کاشته ام که این باران را، شکرانه ای از جنس بندگی خالص سزاست.آی، آی فرشته ها، نگاه کنید، دست های مرا ! نگاه کنید! با همین باران، با همین باران زلال، با همین قطرات مهربان وضو گرفته ام آستین ها، پایین نیامده، دست ها بالا رفته است پی قد قامت دوگانه شکر، برای آن یگانه مهربان و بسم ا... الشکر ... بسم ا... العشق، بسم ا... الحمد و ... الله اکبر، بسم ا... الرحمن الرحیم و ... چقدر واژه های شکر، طعم باران دارند، در نمازی که اذانش را باران خوانده است، وضویش را باران رقم زده است و سجاده اش را باران به زلال خویش متبرک کرده است.

آی فرشتگان نگاه کنید، زمین را! نگاه کنید آدم ها به شکر چگونه شکوفا می شوند، نگاه کنید، پی هر قطره باران، چند چشمه شُکر و شِکَر از دل ها می جوشد، نگاه کنید...

آسمان مهربان شده است، می بارد. بی بهانه، می بارد، بی منت، می بارد ... شاید این باران ، جواب آسمان باشد، به دست های مهربانی که در جشن احسان و نیکوکاری، بر دل نیازمندان باریدند، شاید، مهربانی دست های پر کرامت دیروز، آسمان را بر سر شوق آورد تا چنین ببارد و گاه به برف، گوشه ای از خراسان امام رضا (ع) را نقاشی کند و در یک سو به "ژاله" های زیبا، زمین را سر شوق بیاورد.

آی! باران می بارد. صمیمی، مهربان، بی منت، شاید قطرات باران، این آیات خداوند، به اشارت به یاد می آورند، نوروزی را که در راه هست و چشم های نیازمندان، که با مناجات آه ، «آسمانی مردمان» را به یاری می‌خوانند تا از خجالت فرزندان خود بیرون بیایند.

آی! آسمان ، زمین را از خجالت درخت ها و آهوها، به در می آورد، باز نوبت ماست تا در واپسین روزهای مانده تا نوروز، پدرها را از شرمندگی فرزندان به درآوریم پس این تو و آسمان دلت، آسمان دست و زمین های خسته دل نیازمندان...

آی، آسمان بارید، و شکرانه این باران، مثل هر نعمت دیگر باید از جنس همان نعمت باشد، از جنس باران باشد، پس بارانی شویم...

خراسان - مورخ شنبه 1393/12/16 شماره انتشار 18925 /صفحه2/اخبار

/ 0 نظر / 88 بازدید