اگر روزه ها واقعي شود

 ماه رمضان هم مبارك است و هم فرصتي است مبارك براي بهره گيري مومنان كه بايد از آن به نحو شايسته بهره برد ونبايد گذاشت اين فرصت چون فرصت هاي ديگر از دست برود. اين درست كه شايد بسياري بگويند، رمضان فرصتي است كه به تهديد تبديل نمي شوداما استفاده نكردن از فرصت خود بزرگ ترين تهديد است. پس بياييم، قدردان نعمت رمضان، با دركي زيبا شناختي از روزه و سحر و افطار و ناز و نيايش، بايستگي هاي اخلاقي را در خويش بارور كنيم و به ياد داشته باشيم كه اگر چه مي گويند فصل «بايدها» گذشته است اما در هندسه تربيتي ديني «بايد» هميشه وجود دارد و نسبيت نتوانسته است بر همه حوزه ها مسلط شود. در حوزه اخلاق هنوز مي توان گفت «بايد» مهربان بود، «بايد» صداقت را در گفتار و رفتار نهادينه كرد و بالاتر اين كه «بايد» صداقت گفتار را با رفتار گواهي كرد. «بايد» از دروغ پرهيز كرد. «بايد» حق محور بود. «بايد» به حق ديگران احترام گذاشت.
پس مي توان گفت «بايد» در كلاس رمضان، معرفت آموخت و «بايد» اين آموخته ها را به عمل درآورد و بايد همه سال را بر محور فرهنگ رمضان، سامان داد. يادمان باشد، رمضان فقط تشنگي و گرسنگي كشيدن نيست، بلكه قامت كشيدن مومنانه است به گونه اي كه انسان همه آنچه مانع رشيد شدن اوست از خويش بزدايد، تعلقات زميني را فرو شويد و چنان قد كشد و جان توسعه دهد كه بتواند دست برد در آسمان و با يك دست خورشيد را برگيرد و با يك دست ماه را و به تسبيح و تهليل بپردازد و الا از عطش و گرسنگي بي نتيجه هيچ سودي عايد انسان نمي شود و اگر در رمضان رمزي نگشاييم روزه، معنا نخواهد يافت و اگر روزه، به واقع معنا شود، آن وقت رمزگشايي از رمضان، براي همه ميسر خواهد شد و سنت مولاعلي چنان گسترش خواهد يافت كه هيچ نيازمندي باقي نماند و هيچ سفره اي بي افطاري و سحري نباشد. اگر «روزه» در جانمان جاي بگيرد، دلمان «روضه» نور خواهد شد و علي گونه زيستن در كوچه و شهر، نمود عيني خواهد داشت، آن وقت از ساحت حكومت تا كوچه و خيابان مومنانه زيستن را خواهيم آموخت و همه چيز زيبا خواهد شد و... اگر امروز اين گونه نيست من دليل آن را وهمه ناهنجاري هاي گوناگون در عرصه هاي مختلف و شكل گيري فسادهاي سياسي و اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي را از آن رو مي دانم كه روزه ما در همان حد «نخوردن» باقي مي ماند، چنان كه نماز ما در همان مرحله قرائت و الا اگر روزه ما روزه باشد، جامعه ما هم «روضه» مي شود. اگر روضه نيست و گاه بوي تند پلشتي  شامه ها را مي آزارد، به اين خاطر است كه رمزي در رمضان فرا نگرفته ايم و الا مگر مي شود كسي معناي گرسنگي رمضان را بفهمد آن وقت ميليارد، ميليارد بالا بكشد مگر مي شود كسي عطش بكشد و آب بر روي مردم ببندد و آبروي مردم را ببردمگر مي شود كسي سر سفره افطار مناجات بخواند، آن وقت قصه فسادهاي اخلاقي اين گونه باشد و آمارها چنين زياد
مگر مي شود كسي سحر برخيزد و سحري خورد، آن وقت پارتي بازي كند و هم خون و هم حزب و رفيق خويش را بر صندلي رياست بنشاند مگر مي شود كسي اهل رمضان باشد و زيبايي هاي آن را درك كند آن وقت، پلشتي ها را ببيند و صدايش به داد عليه بيدادها بلند نشود مگر... مطمئن باشيد و باشيم و باشند ديگران كه ميو ه هاي تلخ و فاسد، ثمره نشناختن رمضان است و اگر فساد در اشكال اقتصادي واجتماعي و ... شكل مي گيرد، ريشه در مشكل بي ايماني دارد و الا ايمان به رمضان آن قدر حرمت دارد كه رمزها بگشايد بر جان ها و گره بگشايد از روزگار مردم... بگذريم. به كسي برنخورد. رمضان را آغاز كرده ايم و كمتر از يك ماه فرصت داريم تا رمضان را بفهميم، آن وقت درخواهيم يافت، كه آدم شدن اگر چه مشكل است اما «محال» نيست و بسيارند آنهايي كه از رمضان، با خدا جور ديگري رابطه برقرار كرده اند و با تعريف زندگي خويش براساس مدل علوي، «آدم» شده اند!(ص-۹-اجتماعی)

/ 0 نظر / 95 بازدید