به احترام لبخندِ مردم

تابلوهای لبخند که در شهر اکران شد، بسیاری را لبخند بر لب نشاند و اندکی را هم اخم در پیشانی. هر کس از زاویه نگاه خود تابلوها را دید و خواند و به بیان نظر پرداخت که البته هر دو نگاه در جای خویش از احترامی چون حق مردم برخوردار است. من اما با لبخندِ مردم موافقم و باور دارم لبخندزدن در جامعه ما و لبخندنشاندن بر لبان مردم، بهره بیشتری از ایمان دارد تا اینکه به اخم بنگریم و بخواهیم این خط را امتداد دهیم در جامعه. خب طرح لبخند البته هزینه هم دارد، چنان‌که طرح‌های پیشین و بنر‌های دوره‌های قبلی هزینه داشت؛ اما این هزینه را باید دربرابر فایده‌ای که از طرح‌ها عاید جامعه می‌شود، سنجید. به اعتقاد من توسعه امید و آرامش عمومی و لبخند مردم را آن‌قدر ارزش است که به دنیا نباید داد؛ چه رسد به هزینه‌ای که برای این طرح شد. این طرح را من ازجمله دینی‌ترین پروژه‌های مدیریت‌شهری می‌دانم و با استمداد از روح سید‌الشهدای انقلاب اسلامی، این خاطره شهید آیت‌ا... بهشتی را به اشتراک می‌گذارم که فرمود: «گاهی پیش از مباحثه و بعد از آن یا قبل از درس، با دوستان می‌گفتیم و می‌خندیدیم. یکی از دوستانم که بزرگ‌شده جلسات مذهبی بود، می‌گفت فلانی حالا که در آغاز تحصیل علوم اسلامی هستیم، بهتر است خودمان را عادت بدهیم و نخندیم یا کمتر بخندیم. گفتم چرا؟ گفت این آیه قرآن است «فلیضحکوا قلیلا ولیبکوا کثیرا»؛ «باید کم بخندند و زیاد بگریند.» سپس یکی‌دو حدیث هم در این رابطه خواند. من از وی پرسیدم آیا خندیدن کاری حرام است؟ گفت نه، حرام نیست. گفتم حالا که حرام نیست، من می‌خندم. از این ماجرا چندسالی گذشت و من اولین مطلبی که به صورت مستقل و بر اساس کتاب و سنت درباره‌اش تحقیق کردم و سعی کردم قرآن را از اول تا آخر به صورت علمی بررسی کنم، همین بحث بود تا اینکه به این آیه رسیدم. به خود گفتم عجب، این آیه در قرآن است، اما مطلب درست نقطه مقابل مطلبی است که دوست من فهمیده بود و آن دستور پیغمبر بود که باید تمام نیروهای توانا برای شرکت در مبارزه علیه کفار و مشرکینی که به سرزمین اسلام هجوم آورده بودند، بسیج شوند. عده‌ای با بهانه‌های مختلف از فرمان خدا و پیغمبر تخلف کردند. خداوند در این آیات قرآن می‌فرماید: «لعنت خدا بر کسانی که دیدند پیغمبر با انبوه مسلمانان به میدان نبرد می‌روند، اما باز هم دوست‌داشتن زندگی آن‌ها را وادار کرد تا از فرمان خدا و رسولش تخلف کنند و بمانند» و به‌دنبال آن به‌عنوان یک نفرین و کیفر می‌فرماید: «ازاین‌پس کم بخندند و زیاد بگریند.» از دیدگاه اسلام زندگی با نشاط نعمت و رحمت خداست و زندگی توأم با گریه و زاری خلاف رحمت خداست.»(١) فکر می‌کنم مطلب آن‌قدر رساست که نیاز به هیچ شرح و بیانی نیست. از منظر بهشتی و باورمندان نگاهش، شادی مؤمنانه، رفتاری دینی است؛ چنان‌که رنگ‌های روشن و شاد مورد تأیید و تأکید است و رنگ‌های تیره، مکروه شمرده می‌شود پس باید برای توسعه شادی و فراوانی رنگ‌های شاد در جامعه کوشید. این به تحقق مطالبه رهبر انقلاب در افزایش امید عمومی هم نقشی بسزا ایفا می‌کند و در جای خود مأموریتی ملی و تکلیفی انقلابی است که باورمندان انقلاب باید بدان همت کنند.

١. سخنرانی شهید بهشتی، اسلام و ٢٧خرداد۶۶، شماره ٢٣٣٣، ص ٩. تفریحات سالم، روزنامه جمهوری اسلامی.


شهرآرا / شماره : ۲۷۴۳ / پنج شنبه 27 دی 1397 / صفحه اول و 2

http://shahraraonline.ir/shahrara/1397,10,27.html

http://shahraraonline.ir/shahrara/news/1397/10/27/pdf/2.pdf

http://shahraraonline.ir/shahrara/js,print.ajax?y=1397&m=10&d=27&p=1&n=10

 


/ 0 نظر / 25 بازدید