پلیس معیار

در هر جامعه ای، در هر گروه و صنفی، باید افرادی به عنوان الگو تعریف شوند تا به عنوان سر مشقی دارای بایستگی ها، فرادید دیگران قرار گیرند تا در شبیه شدن دیگران به آنان، جامعه چند گام به جامعه مدل و مطابق با معیارها تبدیل شود.

چه وقتی برای لباس، نیازمند مدلیم، برای رفتار هم نیازمندیم و برای شکل دهی به عناصری که قوام جامعه به آنان بسته است نیز هم. پس نیازمند پلیس مدل هم هستیم پلیسی که الگوی پلیس های دیگر قرار گیرد و چنین پلیسی به باور من باید دارای ویژگی های فراوان خوبی و توانمندی و کارآمدی باشد از جمله

ئ١ کارآمدی و اقتدار ذاتی داشته باشد تا در کنار اقتدار قانونی با توان مضاعف به دفاع از جامعه در برابر هنجار ستیزان و رفتارهای نابهنجار و قانون شکن برخیزد و دارای چنان شخصیتی باشد که بتواند بردیگران اثر مثبت بگذارد.

ئ٢ به علم و دانش پلیسی روز مجهز باشد تا برای گشایش گره های انتظامی و امنیتی از دست تجربه و دانش خود چنان استفاده کند که بهره گیری از دندان به ذهن هیچ کس نیاید. هم حوزه ماموریت خود را بشناسد و هم توان خود را و هم توان حریف را و...

ئ٣ به «صلاح» بیش از به کارگیری «سلاح» معتقد باشد و برای اصلاح جامعه نیز با همه وجود هم به عنوان یک شهروند و هم به عنوان مجری قانون تلاش کند و هیچگاه شانه از زیر بار مسئولیت خالی نکند.

ئ۴ در مواجهه با فرد مجرم، در پی مقابله با جرم باشد. نه نسق کشیدن از مجرم، یعنی در پی درمان عارضه جرم باشد که عارض ذات انسانی شده و از او مجرم ساخته است، مثل یک پزشک که حتی به گاه عمل جراحی و به دست گرفتن تیغ هم قصدش، دفع بیماری از بیمار و سالم سازی وجود اوست. پلیس هم باید با نیت دفع بیماری جرم از بیمار مجرم باشد. حتی هنگامی که بر او اعمال قانون یا اقامه حدود می کند.

ئ۵ پلیس باید از همه امکانات مقابله با جرم برخوردار باشد و از همه توان هم باید استفاده کند والا اگر خودش با همه وجود به میدان نیاید، از همه امکانات هم کاری ساخته نیست پس باید انگیزه پلیس را به حد اعلا رساند تا نقش آفرینی اش هم در حد اعلا باشد.

ئ۶ زندگی پلیس باید به گونه ای تامین باشد که دغدغه زندگی او را از پرداختن به ماموریت های محوله باز ندارد، یعنی زندگی او باید در شان خودش باشد نه این که مشکلات زندگی او را از ماموریت ها باز دارد و یا حداقل توانش را تقسیم کند، البته سطح زندگی او نباید چنان باشد که درد مردم را نفهمد بلکه باید همسطح مردم باشد.

ئ٧ پلیس همیشه باید در حال آموختن باشد و خود را به نو یافته های علم پلیس مجهز کند غفلت از آموختن یعنی قدر ندانستن فرصت پلیس بودن.

ئ٨ همواره قانون را نصب العین خویش قرار دهد و مطابق صریح قانون رفتار کند و از اعمال متفاوت قانون نسبت به افراد متفاوت پرهیز و عدالت را اجرا کند، آن گونه که در شان یک پلیس مسلمان ایرانی است.

ئ٩ در یک کلام، پلیس ایرانی باید از هر چه ضعف است خالی و از هر چه قوت است برخوردار باشد تا مردم بتوانند به امید چشم بیدار او راحت بخوابند و در برابر قانون ستیزان امنیت سوز به او تکیه کنند. پلیس ایرانی باید بهترین باشد.

صفحه 13 حوادث ، شماره سریال 17103 ، تاریخ انتشار 870721

 

/ 0 نظر / 117 بازدید