روزی که آمدی بهار شد؛ گل ها به استقبال تو خندیدند، خندیدند خندیدند

 

به استقبالت می آیم

با یک جهان شوق

با یک دنیا بی قراری

یادم می آید

قرار عاشقانه ای که با هم داشتیم

هر کس رفت

برات شفاعت دیگران را بنویسد

هر کس ماند

بر صراط مستقیم عشق ثابت قدم بماند

هر کس ماند

چنان محکم بماند

که شهید بماند

شهادت بماند

و آزادگی نیز هم

... و قسمت ازلی

اگرچه بی حضور ما کردند

اما به وفق رضا بود

که ما از حضرت دوست جز عشق ندیدیم

و جز رضا

جوابی نداریم

او شهید شد

پرشکوه و عارفانه،

تو چنان رفتی

که بشکنی اسارت را

و از آن بخوانی

نماز آزادگی را

و من باز آمدم به شهر

تا کوچه ها

با تابلوی شهید

بر مدار شهادت بماند

و آب و جارو

هر روز

بر تن کوچه ها

شعر تمیزی بخواند

به روزی که تو باز می گردی

تو باز می گردی

و ما به استقبال می آییم

با چشمانی که

طعم اشک بر شهید دارد

و دست هایی که

در تقدس تابوت شهید

رشک ملک را برمی انگیزد

می آیی

و ایران غرق شادی می شود...

خراسان جنوبی - مورخ یکشنبه 1393/05/26 شماره انتشار 18760 /صفحه اول

/ 0 نظر / 90 بازدید