کاخ نشینی به چه قیمتی؟

" یکم: شان نگارش این یادداشت پاسخ به یک برداشت است از این قرار؛ «متاسفم برای بنی اسدی با این نوع نگاهش. تا این نگرش هست ما باید در جا بزنیم به امید روزی که هر ایرانی در کاخ زندگی کند» این محتوای پیام یک شهروند بود که پس از درج یادداشت «کاخ نشینی!» به تاریخ یازدهم شهریورماه جاری که درد دل گونه ای بود با شهید کاوه، دریافت شد. گفتم شاید درکنار فراوان مخاطبان گرانقدری که پیام آن نوشته را دریافته بودند و در تماس با صاحب قلم و روزنامه ابراز لطف کرده بودند، باشند کسانی که مثل این شهروند محترم برداشت متفاوتی داشته باشند. پس باید آن سخن را که حق می دانیم دوباره خوانی کنیم.

" دوم: صریح و روشن عرض می کنم. من با ثروت و با تولید ثروت مخالف نیستم بلکه آن را در راستای توسعه و به ظهوررسیدن شان خلاقیت خداوندی انسان می دانم و باور دارم کسی که با تولید ثروت مشروع به جامعه خدمت می کند با کسی که برای تولید علم و معرفت و فرهنگ می کوشد، هم ردیف اند چه وقتی نیت ها همسان و مومنانه شد، تلاش ها مقدس می شود دیگر این که تولید ثروت از راه درست و با به فعلیت رساندن استعدادهای خدادادی، ارزشی همپای ذوالفقار علی علیه السلام می یابد که درباره اموال حضرت خدیجه (س) گفته شده است...

" سوم: با تنبلی و خفتگی به شدت مخالفیم و باورمان همان باور مولوی است که حتی کوشش بیهوده هم به خفتگی و تنبلی و تن پروری ارجحیت دارد، چه اگر حتی همه رفتن ها هم به مقصد نرسد، بازهم باید رفت چون برای رسیدن راهی جز رفتن نیست. پس با برجای ماندن و درجازدن به شدت مخالفیم، همان طور که در جازدن و همانندشدن ٢ روز یک نفر را غبن و ضرر می دانیم، در جازدن هم عین خسران و زیان است.

" چهارم: من هم برای هر ایرانی و حتی برای هر انسان یک کاخ بلکه بالاتر آرزو می کنم اما نه کاخی که بر کوخ های دیگران بنا شده باشد. نه کاخی که خشت، خشت آن از حق این و آن روی هم انباشت شده باشد. من با داشتن کاخ برای هر ایرانی موافقم اما نه کاخی که از انباشت حق این و آن و آه و ناله و نفرین آن و این شکل گرفته باشد. من برای هر ایرانی کاخی آرزو می کنم که براساس حق و عدل بنا شده باشد، نه این که هزینه قدکشیدن کاخ فلان کس را خاکسترنشینی من و تو و ما بپردازد. من بالاتر از کاخ برای هر ایرانی آرزو دارم، منتهی کاخی که از راه باطل و فرصت خواری و ویژه خواری و باطل کرداری فراهم نیاید. خشت کاخ ایرانی باید از جنس تولید درست باشد و آهن آن از جنس استعداد آدمی و ... پس من با کاخ نشینی درست مشکل ندارم، مشکل من با این نوع کاخ نشینی است که برخی افراد به مدد رابطه و با استفاده از رانت های ویژه یک شبه به آلاف و الوف برسند. من با این مخالفم که «زبیریزاسیون» ریشه حق طلبی مردان مجاهد دیروز را بخشکاند. من با این مخالفم که اگر همه برابرند، برخی ها برابرتر باشند من با این مخالفم که میلیاردرشدن فلان فرد از ریال، ریال شهروندان فقیر شکل بگیرد.

" پنجم: من با برخوردارشدن و کاخ نشین شدن همگانی مخالف نیستم بلکه معتقدم هرکس باید در برخورداری از فرصت ها برابر با بهره گیری از استعداد خود به حق خویش برسد من با این که بگویند همه به یک اندازه باید بدوند و چوب جلوی شان باشد مخالفم بلکه معتقدم آن که توان بیشتر دارد باید زودتر بدود و زودتر به مقصد برسد و برنده شود.

اما آن چه مرا و نسل مرا آزار می دهد این است که تو با همه توانت و استعدادت می دوی اما به یک باره ، یک فرد مستظهر به قدرت های پشت پرده با بنز بیاید و با توی دونده مسابقه بگذارد و ببرد. من با ویژه خواری و کاخ نشین شدن از این راه مخالفم و نمی توانم بپذیرم که وقتی محمود کاوه، با بسیجی بی نام و نشانش از یک سفره نان می خورد، برخی ها سفره های آنچنانی داشته باشند درحالی که سفره برخی مردم خالی باشد.

" ششم: من فقر پیدا را در جامعه که شانه به شانه کفر می زند برنمی تابم و باور دارم باید با اعمال عدالت بیش از گذشته، فرصت ها را و ثروت ها رامیان مردم توزیع کرد و همگان را برای به ظهوررساندن استعدادشان تجهیز کرد، آن وقت براساس عدالت همه به حق شان می رسند، نه براساس فرصت های ویژه برای آدم های ویژه. من وقتی کوخ ها را می بینم نمی توانم کاخ ها را بپذیرم، وقتی پای خسته و زخمی هموطنم را می بینم با مسئله ای به اسم خودروهای چند صدمیلیونی مشکل پیدا می کنم. وقتی افرادی برای استحمام خود با مشکل مواجهند نمی توانم بپذیرم اشتراک کارواش خودروی فلان ابن الوقت ٧٠٠هزار تومان باشد. وقتی سوء تغذیه بسیاری از مردم را می بینم، سوء هاضمه و پرخوری برخی را عین بی عدالتی می دانم. وقتی ...

" هفتم: من با برخورداری و رفاه مردم مشکل ندارم، مشکل من این است که بعضی افراد، به قیمت فقر دیگران برخوردار و به قیمت خاکسترنشینی مردم کاخ نشین شوند و به قیمت همه عمر پیاده بودن مردمان، خودروهای چندصدمیلیونی سوار شوند.

" هشتم: من دست تولیدگر کارآفرین را می بوسم و جهاد برخورداران را به اموال مثل جهاد مجاهدان عزیز می شمارم و باور دارم تا کارآفرین تکریم نشود کار ارزش گذاری نمی شود و بی کاری مثل بختک در زندگی مردم خودنمایی می کند. پس کارآفرین صاحب حرمت است. تولیدکننده عزیز است، سرمایه ای که در راه رستگاری مردم به کار آید صاحب کرامت و من همه این ها را عزیز می دانم. چون براساس تلاش و کوشش و بدون استفاده از رانت های باطل به وجود آمده است.

" نهم: من باز هم آرزویم را باز می گویم و برای تحققش تلاش و دعا می کنم که روزی همه انسان ها از بهترین شرایط زندگی برخوردار باشند و هر ایرانی در کاخ زندگی کند، در شهری که حتی یک کوخ نباشد و همه از شرایط زندگی خوب، فراتر از حداقل ها برخوردار باشند.

صفحه 02 اخبار ، شماره سریال 17076 ، تاریخ انتشار 870618

 

/ 0 نظر / 92 بازدید