جنایتکاری به نام قاچاقچی

سیاه و سفید(۴٠)

 

یکم: تیم ۳ نفره، آب و آذوقه خود را برمی دارند و در کوله پشتی می گذارند. جیب خشاب ها را مرتب می کنند و به راه می افتند. مقصد سنگر کمین است در منطقه ای که هم تابستان آن عذاب آور است، هم زمستان تازه مواجهه با جانوران مختلف هم این مشکلات را چند برابر می کند اما آن چه سبزپوشان نیروی انتظامی را در سنگر نگه می دارد ، نه ابزار و امکانات بلکه اراده و ایمانی است عمیق که گاه پای این ایمان، جان خود را هم می دهند. هدف آن ها هم، جلوگیری از ورود مواد مخدر به کشور است تا فرزندان ایران سلامت بمانند از زهر مواد مخدر که سوداگران مرگ به سوغات می آورند. بچه ها زحمت می کشند، زحمت می کشند و زحمت می کشند در معرض هزار آسیب و خطر، لحظه ها را سپری می کنند. تابستان گرما و پاییز «تندباد » و زمستان «تندباران» است که امان آنان را می برد اما ایشان قسم خورده اند که امنیت ایران وحتی امنیت جهان را در برابر افیون انسانیت سوز مواد مخدر حفظ کنند. پس با همه وجود می ایستند و گاه به قیمت جان تمام می شود این ایستادن و جهاد مبارزه با مواد مخدر تاکنون کم شهید نداشته است...

 

دوم: در شهر و روستا، در کوچه و خیابان هم پلیس به کار مبارزه با مواد مخدر است و برخلاف دفاع مقدس که جبهه درگیری با دشمن در خطوط معدود و محدود و آشکار بود، این بار جبهه مبارزه با سلامت کشان مرگ آفرین به پهنه همه کشور است و باز خط مقدم این جبهه را سبزپوشان تشکیل می دهند که مبارزه را برای افزایش امنیت و جلوگیری از ورود مواد مخدر تعمیق می بخشند.

سوم: دفاع مقدس در مرزی به طول یک هزار و چند صد کیلومتر بود، اما جبهه مبارزه با مواد مخدر به طول همه مرزها و به عمق همه کشور گسترده است و این گستردگی اقتضا می کند، یک لشکر ۷۰ میلیونی هم در مبارزه ایفای نقش کنند ، به دیگر عبارت ما زمانی می توانیم به موفقیت قاطع در این جبهه امید ببندیم که همه آحاد ملت را برای مبارزه بی امان با ناامنی آفرینان بسیج کنیم والا به هر تعداد که از این لشکر کاسته شود از ضریب موفقیت مبارزه هم کاسته می شود.

چهارم: وقتی جبهه متفاوت شد، شکل مبارزه هم متفاوت می شود وقتی جبهه چندگونه شد، مبارزه هم چندوجهی می شود. پس در مبارزه با مواد مخدر که «مبارزه سخت» آن با نیروی انتظامی است، نهادهای فرهنگی باید متولی«مبارزه نرم»شوند و دیگر آحاد اجتماعی هم حداقل به عنوان سربازان جبهه نرم ایفای نقش کنند تا مبارزه به سرانجامی موفقیت آمیز برسد.

پنجم: هر قاچاقچی، یک جنایتکار است با تفنگی پر. فرقی هم نمی کند خویشاوند من است یا برادر تو. قاچاقچی با تفنگ پر، با چشم بسته به هر سو شلیک می کند اگر هوشیار نباشیم، هیچ معلوم نیست ما خود یا عزیزان مان در معرض این تهاجم قرار نگیریم و قربانی نشویم. پس برای حفظ سلامت خود هم که شده در برابر این دشمنان بی تابلو اما پرخطرتر از بعثی های سفاک هوشیار باشیم و بدانیم، سهل انگاری در این نبرد، شکست خفت بار در پی دارد... در این باره بازهم خواهیم نوشت.

صفحه 09 اجتماعی ، شماره سریال 17382 ، تاریخ انتشار 880714
/ 0 نظر / 106 بازدید