مرز باریک دست‌گیری و «دستگیری»

صاحب سخن را نمی‌شناسم اما سخنش را باید بر جان نوشت به خطی قیمتی‌تر از طلا: «زنده بودن حرکتی است افقی، از گهواره تا گور. اما زندگی کردن حرکتی است عمودی، از فرش تا عرش. زندگی تداوم بی‌نهایت اکنون‌هاست.» این سخن برای من نقش حدیث را داشت در نو شدن نگاه به زندگی. از دریچه این کلام، دیدن دنیا یک جور دیگر است. می‌توان فراوان آدم‌هایی را دید که روی یک خط ممتد حرکت می‌کنند بدون اینکه خود، امتداد داشته باشند. افرادی که گردش لیل و نهار، نهاد جانشان را -که می‌بایست ناآرام و نوخواه باشد- به قراری یکنواخت رسانده است. آنان را از «روزمرِگی» به «روزمرْگی» رسانده است. به مردن لحظات و روزها عادتشان داده است. گویی هیچ بعثتی در آنان اتفاق نمی‌افتد. اما هستند در همین میان، انسان‌های بزرگی که بر خویش امیرند و بر عالم، عمود. امروزشان پلکان فرداست، چنان که دیروزشان نسبت‌به امروز چنین بود. اینان سر در آسمان دارند و راهشان را به‌سوی عرش می‌پیمایند. این سلوک، رسم بندگی و تکلیف همه ماست. حتما توجه داریم که ماموریت ما در زندگی «بی‌مشکل زیستن» نیست، «باانگیزه زیستن» است. انگیزه‌ای الهی که ما را به بزرگی برساند. هر مشکل و سختی و مصیبت را باید مرحله‌ای از امتحان دانست که چون با موفقیت به آخر رسد، ما را در آغازی دیگر قرار می‌دهد. در هر آغاز و در هر نوشوندگی باید دلداری کرد و مراقب بود شکست دلی را به حساب ما ننویسند. با مردم به تعامل باشیم و به‌هم کمک کنیم اما هیچ‌گاه افراد را شکل نردبان نبینیم و پای بر آن‌ها نگذاریم. مرز باریک دست‌گیری و مچ‌گیری را به یاد داشته باشیم و بدانیم که خدا مردمان دست‌گیر را فراوان دوست دارد و دست می‌گیرد اما با مچ‌گیران میانه‌ای ندارد.


شهرآرا / شماره 3257 / سه‌شنبه ۰۴ آذر ۱۳۹۹ / صفحه 16 / نگاه هشتم

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/2259/33816


/ 0 نظر / 14 بازدید