ترازوی تلاش و توقع

 


یا به اندازه تلاشت توقع داشته باش یا به اندازه توقعت تلاش کن؛چه اگر این دو هماهنگ نباشد، آهنگ زندگی ناموزون خواهد شد.این ناموزونی در همه شئون زندگی هم خود را نشان خواهد داد.چنان که اگر همین امروز بسیاری از زندگی ها را نگاه کنیم درخواهیم یافت،چقدر فقر هارمونی،زندگی را زشت کرده است که اگر زشت نبود این بی تناسبی، شاهد این همه درگیری و یقه درانی نبودیم.اگر هرکس به اندازه تلاش و تکاپویش توقع داشت،مدیریت زندگی راحت بود و راحتی زندگی فراهم و آرامش فراهم تر.

دیگر جایی برای رشد حسد و توسعه فزون خواهی نمی ماند که مدام حسرت زندگی این و آن را به زندگی خود بیاورد تا لحظه هایی را که می شود به شیرینی گذراند، تلخ تر از زهر کند.

دقت کرده اید، مرد خسته از کار به خانه می آید که باید کانون آرامش باشد اما لباس هایش را به در نیاورده،خانم حسرت های یک روز و توقع های یک عمر و حرف های ناشی از مقایسه زندگی خود با دیگران را تحویل مرد می دهد تا نه تنها خستگی از تن او به در نیاید بلکه خستگی با تحقیر افزون تر هم در جانش بنشیند،آن وقت او به کوه آتش فشانی تبدیل می شود که همه ایستگاه های آتش نشانی هم نمی توانند خاموشش کنند.

صدایش بلند می شود به فریاد که ندارم خانم! و خیلی حرف های دیگر، که به قلم آوردنش،از شان قلم می کاهد و از جایگاه کاغذ و نوشته هم.بگذریم،اگر آن کسی که توقعش از تلاشش فزون است از بازدارنده های اخلاقی و ایمانی هم کم بهره باشد، دستش به زشتی ها ی کرداری آلوده می شود،سرقت، قاچاق،رشوه،ربا،ریا و چاپلوسی،تملق،نامردی و ... جای ارزش ها را در کردار وحتی گفتار و پندارش می گیرد به گونه ای که دیگر در پندارش هم دچار عذاب وجدان نمی شود و زشتی کارش او را هوشیار نمی کند.

او فقط به آن چه شیطان برایش زیبا می نماید، توجه دارد و می کوشد به چیزهایی که از راه صحیح نرسید، از راه باطل برسد و روشن است از راه باطل کسی به حق نمی رسد و آن چه او به خانه می آورد، آتش خواهد بود که قبل از همه زندگی خودش را بدتر از جهنم خواهد کرد.

تازه اگر آسایشی هم برایش به ارمغان آورد آرامش را برای همیشه از او خواهد گرفت، چه آن که خانه بر آتش بنا می کند جز سوختن سرانجامی نخواهد داشت، هرچند بتواند چند روزی آن را به تاخیر اندازد.

پس یا به اندازه تلاش باید توقع داشت یا به اندازه توقع تلاش کرد والا زندگی سرشار از حرص و آز و حسد و طمع خواهد شد آن گونه که فرد برای لحظه ای هم از لذت زندگی بهره نبرد.

به خصوص اگر از شرکت کنندگان در مسابقه تجمل هم باشد آن وقت واویلاست، زرق و برق زندگی دیگران او را کور خواهد کرد یا او را از حسد خواهد کشت. آری این بیماری فقط یک درمان دارد و آن پرهیز از غلتیدن در وادی تجمل و همسان کردن توقعات و تلاش هاست تا مدیریت زندگی را راحت و راحتی زندگی را افزون کند.

صفحه 08 خانواده و سلامت ، شماره سریال 17202 ، تاریخ انتشار 871124
/ 0 نظر / 91 بازدید