مصطفی، مصطفی بود!

می گویند اسم بر صاحب خود اثر می گذارد تا جایی که گاه انسان،ترجمان عینی نام خویش می شود چنانکه تا او را بخوانند همه مفهوم آن اسم تجلی پیدا می کند . باز همین که آن مفهوم به ذهن آید نام و تصویر صاحب اسم در ذهن آدمی قاب می شود. برای من چمران از این قبیل آدم ها بود و چنانکه به درستی او را مصطفی نامیده بودند، مصطفی و برگزیده شده بود. زندگی اش را که می خوانم می بینم فراتر از یک انتخاب ، یک گزینش ویژه است برای حضرت خداوند.همان که در آیه 41 سوره مبارکه طه می خوانیم؛ وَ اصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسي‏/ «من تو را براى خودم پرورش دادم و ساختم». باری من چمران را در چنین قابی می بینم، پاک و خالص برای خدا. زندگی او عرصه این باور بود از اول تا آخر والا نمی توانست از رفاه غرب و شوکت علمی و آینده روشن این جهانی و همه امکاناتی که برایش فراهم بود، دل بکند و خود را به کانونی دراندازد که جز بلا- به ظاهر- نمی توان دید اما چمران برخلاف ما در این کربلای بسیط شده تکلیف جز زیبایی نمی دید. این نگاه هم که شکل بگیرد دیگر مهم نيست چندسال زندگي مي کني، طول عمر مهم نيست، مهم اين است که در اين مدت چه مي کني. مهم اين است در اين «چه مي کني»هايت چه نيتي داري. لذاست که برخي ها عمر به درازا مي گذرانند اما کارنامه عملشان به هيچ نمي ارزد چون نمره قبولي در آن ثبت نشده است بعضي ها هم کوتاه زندگي مي کنند اما نام بلندشان از قامت تاريخ هم آن سوتر مي رود. خيلي ها تلاش و تکاپو دارند اما همه اين ها براي يک چيز است؛ براي «من» براي «منيت» براي خودنمايي و باز اين را هم در بازار حقيقت قيمتي نمي گذارند بالاتر از پول سياه.اما رو سفيد آناني هستند که در لحظه لحظه زندگي خود کاري مي کنند که آب در لحظه، لحظه جريان خود و آفتاب در لحظه، لحظه پرتو افشاني خويش مي کند. روي آناني در دو دنيا سفيد است که در عرض زندگي خود به حيات طيبه مي رسند، و به زندگان آبرو مي دهند و با «خود نديدن» به مرحله «خدا ديدن» مي رسند و چمران چنین بود. چشم بسته بر خویش و تمام وجود چشم شده در حضرت خداوند لذا دوستی و دشمنی را هم در شکوه تولی و تبری معنا می کرد و در میدان رزم نیز نه مدارا که مروت را هم معنایی کامل بود. او نه ولع جنگ داشت و نه شوق تیر انداختن بلکه این آخرین و ناگزیر ترین اتفاق بود که از سر ناچاری انگشت برماشه بفشارد. چمران، چریک بود، دانشمند بود، وزیر بود، سیاستمدار بود و باز این همه، مصطفی چمران نبود. آنان که او را می شناختند و هرکس او را در لابه لای کتاب ها و دست نوشته ها و خاطرات او بشناسد درمی یابد که مصطفی، مصطفی بود، خالص برای خدا و کوشا برای آزادی و امنیتِ بندگانِ مظلوم خدا

 ب / شماره 3652 / پنج شنبه 31 خرداد 1397 / صفحه اول و 3


/ 0 نظر / 94 بازدید