ویترین چهره

سیاه و سفید(١۶۴)

آدم عاقل، در جام بلوری، پساب و آب کثیف نمی ریزد اگر چنین کرد او را عاقل نخوانند و با او هم نشینی نخواهند، اما تعجب می کنم از کسانی که در جام بلورین دل خود، فاضلاب کینه و حسد و حقد می ریزند و داعیه عقلانیت هم دارند و خود را مومن هم می دانند و برای این رفتار زشت آدابی هم قائل اند و معتقدند کینه ورزی و دشمن خویی آدابی دارد که باید رعایت شود. حال آن که آن چه آدابی شایسته دارد، ادب انسان بودن است نه کینه ورزی که خود ثمره بر هم خوردن ادب و آداب است...هیچ آدم عاقلی، زباله های عفونی را در ویترین نمی گذارد، اگر گذاشت، او را عاقل نخوانند و به هم نشینی و دوستی نخواهند، ویترین مغازه جای چشم نوازترین، زیباترین و بهترین کالاهایی است که معرف مغازه باشد و مردمان را به داخل مغازه بکشاند. چهره هم چنین نقشی دارد. ویترین رفتار و نگاه و شخصیت آدمی است، حالا هیچ آدم عاقلی حاضر می شود این ویترین را با اخم و تخم و نگاه پر کینه و پیشانی پر خط و نشان زشت کند و جلوی چشم مردم بگذارد؟نمی دانم چرا مردم ویترین مغازه را پر از ابزار نازیبا نمی پسندند اما کسی به آنان که ویترین چهره را به زشتی آلوده اند خرده نمی گیرد. کسی از آنانی که دل را، این سراچه مهر را از کینه انباشته اند انتقاد نمی کند، کسی حتی به آنان نمی گوید آن که ویترین مغازه را از آشغال پر کند اول ضرر کننده ماجرا خواهد بود چه دیگر کسی رغبت ورود را به مغازه اش نخواهد یافت تا چه رسد به خرید کالا. آن کس که ویترین چهره اش را هم با اخم و تخم با گره ابرو و خط پیشانی می آراید هم اولین متضرر ماجراست این را می شود به عینه در زندگی این افراد یافت و پیری زودرس را که چونان برف قبل از زمستان بر سر و روی آنان می نشیند دید و بیماری های گوناگونی را که جسم و روح شان را به گرو می برد هم مشاهده کرد حال آن که وقتی کسی ویترین مغازه را با کالای خوب تزئین می کند مشتری های فراوانی را به مغازه خویش می کشاند و با فروش کالاها، خود بیشترین فایده را می برد و آن که سیمایی آرام دارد ویترین چهره را به لبخند و نگاه مهربان تزئین می کند هم خود بیشترین نفع را می برد، هم دوستانش زیاد می شوند و هم از بدخواهانش کاسته می شود. فراوانی دوستان، افزایش آرامش را در پی دارد و از آرامش هم سلامت زاید و بیماری در کاهش افتد و سعادت در افزایش، پس آدم عاقل هرگز حاضر نخواهد شد، دل را با عفونت کینه، به بمب بیماری تبدیل کند. حاضر نخواهد شد مزرعه آرامش را به آتش بی قراری بسوزاند. حاضر نخواهد شد، بر پیکر سلامت خویش، تیر قهر و حقد ببارد. آدم عاقل همیشه مراقب سلامت خویش است و برای رسیدن به سلامت و سعادت عاشقانه به همه جهان نگاه می کند زیرا می خواهد زندگی کند و برای خوب زندگی کردن راهی جز مهربانی و همه خواهی و عاشقانه نگاه کردن نیست، چنان که «ژرژساند» می گوید: «من عشق می ورزم زیرا می خواهم زندگی کنم.» ما هم که می خواهیم زندگی کنیم باید عاشق باشیم، باید عشق بورزیم... خراسان - مورخ سه‌شنبه 1389/01/17 شماره انتشار 17517/صفحه٩/اجتماعی

 
/ 0 نظر / 110 بازدید