عطر بعثت می دهد طلوع سجاد (ع)

بوی بعثت می دهد طلوع مردی که با لهجه ملکوتی در زمین سخن می گفت و مردمان را به خدا می خواند و می فرمود که نسبت خود را با خدای خویش تعریف کنید، آن هم در سخت هنگامه ای که حاکمان جور، میمون وار از منبر رسول ا... بالا و پایین می شدند و مردمان را به خویش می خواندند، تا سد راه خدا شوند آن ها می خواستند، مردم، نسبت خود را با آنان تعریف و تعیین کنند، که هزار البته باید تسلیم باشد، باید همراهی باشد و حتی باید سربازی باشد، می گفتند: باید اسلام را همانی بپندارید که ما می گوییم و گرنه، پاسخ ما شمشیر است. می گفتند، حق همان است که ما می گوییم و هرکس جز این بگوید، توان گفتنش را خفه خواهیم کرد.

می گفتند ... و چنین هم می کردند، که میمون های اموی، بر شط خون می رفتند اما در این میان مردی برخاسته بود که خدا را نشان می داد. واژه هایش عطر قرآن داشت و نگاه و کلامش پر از رایحه بعثت بود. او مردمان را می خواند تا نسبت خود را با خدا تعریف کنند، به بندگی برسند و در ساحت بندگی خدا، همه بت ها و طاغوت ها را از دل بشویند. او زندگی اش، تجسم تجربه نبوی اخلاق بود، انگار در شوره زار اموی، در زمان خلافت شیاطین بوسفیانی، خداوندمی خواست پیروزی «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» را بر پیشانی خلقت به تماشا بگذارد پس امام سجاد(ع) را فرا نگاه انسان قرار داد، پرشکوه مردی که به زبان بهشتی دعا، راه زندگی را نشان می داد و درس بندگی می آموخت، اویی که در کنار کعبه در برابر نگاه هشام از میان ازدحام به گاه طواف برایش کوچه باز می شد، تا هشام پر از کینه، چشم بر آشنایی او بندد و زیر تیغ زبان فرزدق به یادآورد که او سجاد است علیه السلام، مردی که ترجمه اخلاق نبوی بود به قرائت علوی و امروز به نام او عید شده است. مبارکمان باد.

خراسان رضوی - مورخ یکشنبه 1394/03/03 شماره انتشار 18978/صفحه6/فرهنگی

/ 0 نظر / 89 بازدید