شهادت، اکتسابی است

 

خدا بیامرزد سید شهیدان اهل قلم، آقا سید مرتضی آوینی را. نگاهی افق گشا داشت و دروازه های ملکوت را به روی آدمی را چنان می گشود که می توانستی آخر ماجرا را همین اول ببینی. او اهل اشارت و بشارت بود. در هر پدیده، در هر چیز، در هر حرکت و سکون، آیات روشن می هواند از راز هایی که از چشم خیلی از ما ها نهان مانده بود. او اهل کربلا بود و تراز نگاهش هم آن حقیقت بود چنانکه در باریکی گردن هم به این نگاه می رسید که ؛ ....زندگی زیباست اما شهادت از آن زیبا تر است...

ومگر نه آنکه گردن ها را باریک آفریده اند تا در مقتل کربلای عشق، آسان تر بریده شود؟ و مگر نه آنکه از پسر آدم، عهدی ازلی ستانده اند که حسین را از سر خویش بیشتر دوست داشته باشد؟

باری، آوینی میان انسان و حسین( ع) رابطه ای وثیق یافته بود که همه چیز با این تراز سنجیده می شود. از نگاه او هرکس تا نسبت خود را با سید الشهدا تعریف نکند نمی تواند نسبت خود را با زندگی و مرگ و معاد و بهشت، تعریف کند.او می گفت و عارفانه هم می گفت که؛ هیچ کس را تا به بلای کربلا نیازموده اند، از دنیا نخواهند برد. این هم یعنی اینکه کربلا، وسعتی به اندازه همه زمین و عاشورا پهنه ای به اندازه همه تاریخ دارد.

در هندسه فکری او تاریخ و تقویم فقط یک روز دارد و آن هم عاشوراست و فرزند آدم در هر کجای زمین و زمان یک امتحان در پیش دارد که اگر از همه امتحانات دیگر بگذرد، لاجرم در این یک امتحان به جد سنجیده خواهد شد و آن ابتلای کربلاست که همه سر نوشت انسان را چنان در بر گرفته است که از آن گریزی نیست و آدم خوب می داند که اگر شهید نشود، خواهد مرد و این راه سومی ندارد پس هر کس می خواهد به چنگ مرگ نیفتد، هر کس در پی زندگی جاوید است.هرکس از مرگ می ترسد، باید و باید و باید خود را برای شهادت آماده کند. شهغدت هم همان طور که آوینی می گفت و می نوشت، اکتسابی است نه انتصابی ... یعنی باید بکوشی و جد را به جهد برسانی تا شهید شوی. خدا بیامرزد آن شهید نوجواد که به گمانم بالازاده بود. اما هرکه بود هم فرقی نمی کند، همه پلنگانی که از یک چشمه آب می خورند برادرند و بالاتر، همه آنانی که به نام حسین قیام می کنند، کلهم نور واحد اند پس بگذارید اصل ماجرا را بگوییم که می گویند وقتی بنده خدایی آن نوجوان ریز نقش را دید گفت: چطوری به جبهه آمده ای؟ جواب شنید؛ با التماس!

گفت: چطور گلوله ها را در لوله توپ می گذاری؟

باز جواب داد: با التماس!

مرد گفت: چه جوری شهید می شوی؟

و جواب شنید: برای شهادت که خیلی باید التماس کرد...

بله، خیلی باید التماس کرد و این التماس را در همه مراحل زندگی باید به کار گرفت تا زبان را قوت التماس و انسان را روی التماس باشد. اینکه آوینی می گوید، شهادت اکتسابی است دقیقا به همین معناست که باید خود را ساخت.

باید چنان زیبا زندگی کرد که از شایستگی برای شهادت سرشار شد چه اصلا نمی شود مرگ بشکوه و زیبا، ادامه زندگیی نازیبا باشد. باید چنان خوب زیست که در انتخابی دو سویه شهادت را انتخاب کرد و هم از طرف حضرت دوست به این مقام شامخ انتخاب شد و الله اکبر که هنوز و همیشه این راه باز است منتهی برای شهادت باید در هر زمان استطاعت داشت و این هم اکتسابی است پس به عمل برخیزیم....

 

حیات / تاریخ انتشار: جمعه ۱۰ فروردین ۱۳۹۷| شناسه مطلب: 137957

http://hayat.ir/fa/137957/


/ 0 نظر / 86 بازدید