چشم به راه «مصلح» هستیم آیا؟

 

وقتی چشم به راه میهمانی هستیم، متناسب با حرمتی که برایمان دارد و عزتی که در دل و دیده مان برای خویش آفریده است، مهیای پذیرایی می شویم. خانه را مثل دسته گل می کنیم، بهترین ها را فراهم می آوریم تا در پذیرایی از او هیچ کم نگذاریم و مهم تر از خانه و وسایل پذیرایی و غذا و میوه و... خود را آماده می کنیم تا از لحظه، لحظه با او بودن توشه برگیریم. چشم می شویم در نگاه و لبان آن عزیز تا چه گوید و ما از آن خرمن پرفیض چه ها برداریم.آری همه چیز را آماده می کنیم و خود آماده تر می نشینیم. هیچ ندیده ایم و نشنیده ایم و حتی به روزگاران هم نخوانده ایم که کسی، میهمانی عزیز را در راه داشته باشد اما خانه اش ناآماده باشد و خودش هم ناآماده، آن هم میهمانی که حکم صاحب خانه دارد و به هزار التماس بخواهیم بر ما منت نهد و قدم بر دیده بگذارد، آن وقت نه دل و نه دیده آماده نباشند، نه این نمی شود حداقل از عقلا بعید است، به میهمانی بخوانند و در خور شأن میهمان چیزی فراهم نیاورند، نه این عاقلانه نیست اما... با عرض معذرت به خودمان نگاه کنیم و به دعای فرجی که فراوان می خوانیم و حسرتی که می کشیم برای آمدن آن نگاری که اگر بیاید، جهان پر از نور و روشنی می شود. به خودمان نگاه کنیم و دستانی که هر از گاهی - لااقل - اگر نگوییم بسیاری از مواقع پی دعا به آسمان می فرستیم و اللهم کن لولیک می خوانیم، صلوات هایمان را به عجل فرجهم کامل می کنیم و گاه حتی تا «سهل مخرجهم» و در گامی دیگر تا «و اهلک عدوهم» هم امتداد می بخشیم ولی وقتی کسی به انصاف به ما و رفتارمان، به ما و گفتارمان، به ما و حتی پندارمان نگاه کند، هیچ نشانه ای از انتظار نمی بیند که بر عکس نشانه های مشخصی می بیند از نبود انتظار و حتی با عرض معذرت، مانع تراشی برای ظهور. بگذریم، با هر کسی تعارف داشته باشیم، با خود که تعارف نداریم، ما کجامان به یک منتظر می خورد. کدام رفتارمان نشان از آمادگی دارد. آیا حاضریم نه دلمان، نه زبانمان حتی حاضریم، همین گوشی موبایلمان را باز کنیم در حضور آن که مدعی هستیم دوستش داریم و انتظارش را می کشیم؟ آیا حاضریم، همین پیامک هایی که برایمان می آید، نه لااقل پیامک هایی که ما خود برای دیگران می فرستیم را برایش بخوانیم؟ بلوتوث هامان را چطور؟ آیا حاضریم ایشان ببیند و...؟ باز هم بگذریم!! کسی که منتظر یک عزیز است، همه چیز را متناسب با آمدن او آماده می کند، نه این که در خانه دل شاهد انباشت زباله های متعفن دروغ و تهمت و غیبت و بدخواهی و بددلی و بدچشمی و بدپنداری باشیم که حتی هیچ رفتگر و پاکبانی هم بدون ماسک نمی تواند آن ها را جمع کند نه این که دست هامان به گاه گره گشایی مشت شود و گره نگشاده بر سر طرف کوبیده شود نه این که، دست هامان به گاه برداشت حرام باز شود، نه این که سفره هامان با لقمه های آتش رونق گیرد، نه این که ناحق را لباس حق بپوشانیم و بر صدر بنشانیم و حق را به آتش ناحق بسوزانیم، نه این که بی هنری را هنر قلمداد کنیم و هنر را، از دید مردم دور داریم، نه این که ناعادلانه بر جایگاه هایی که حق مان نیست تکیه زنیم، نه این که فساد را بپذیریم و برای اصلاح کاری نکنیم و... . نه، این جز مانع تراشی بر سر راه ظهور مصلح نامی ندارد، آنانی که به واقع منتظر ظهور مصلح هستند، اصلاح را از خویش آغاز می کنند، جان خویش را چنان پاک و تابناک می کنند که خود به یک چراغ تبدیل شوند سر راه، نه این که چاه و چاله شوند جلوی راه مردم. آنانی که منتظر مصلح هستند، خود اصلاح می شوند و اصلاح گر و هزینه این اصلاح را هم حتی به جان می پردازند. این یک شعار قدیمی اما حدیث نو و تازه است که «منتظران مصلح خود باید صالح باشند» پس اگر به واقع چشم به راه قبله داریم و دل در گرو ظهور آن نازنین سوار، خود را اصلاح کنیم که اگر چنین شد، مصلح هم خواهد آمد.....

خراسان رضوی - مورخ یکشنبه 1392/04/02 شماره انتشار 18435 /صفحه ۴/منتظران ظهور

/ 0 نظر / 82 بازدید