ماجرای خاکریز و خانه

سیاه و سفید(۴١)

 

یکم: گفتیم- دیروز- که قاچاقچی، مثل جنایتکاری مسلسل به دست است که با چشم بسته شلیک می کند و هر آن ممکن است ما یا عزیزان ما قربانی جنون جنایت قاچاقچی شویم پس باید در مقابل او خاکریزی بسازیم که ما را مصون بدارد. از آن جا که او در همه جای کشور، تکثیر شده است ما هم خاکریزهای امنیت آور را باید در پهنه کشور علم کنیم حتی در میان خانه خود، چه شاید قاچاقچی، پدر، برادر، خواهر و... یا خویشاوند نزدیک ما باشد. پس جبهه مقابله را با او باید از همین خانه شروع کرد و نه تنها اجازه نداد نهاد خانواده را به «خانه امن» خود و برنامه های مرگ آفرینش تبدیل کند بلکه اعضای خانواده با گشودن اولین جبهه برای مقابله با او، خانه را برایش ناامن کنند.

 

دوم: جنایتکاری که خودی و بیگانه نمی شناسد، از هر بیگانه و هر دشمنی پرخطرتر است و دفع شر او هم لازم تر پس شایسته است، افراد برای مقابله با قاچاقچیان از همه توان خود بهره بگیرند هم افکار عمومی را علیه آنان بسیج کنند و هم برای اصلاح آسیب زدایی جامعه با مسئولان اصلاح جامعه همکاری کنند.

سوم: پلیس، برادری خود را با ما ثابت کرده است و چه دلیلی برای این محکم تر از آن که او جان و جوانی اش را در کوه و دشت و مرزها و در کوچه و خیابان شهرها و روستاها هزینه می کند تا ما امنیت و آرامش داشته باشیم. پس خوب است ما هم دست گرم او را گرم تر بفشاریم این البته به معنای ندیدن نقاط ضعف پلیس نیست بلکه برای برطرف شدن نقاط ضعف و ارتقای توان پلیس هم باید او را کمک کنیم و مشخصا در حوزه موادمخدر باید در کنار پلیس و علیه قاچاقچیان سنگ تمام بگذاریم، حتی اگر قاچاقچی خویشاوند نزدیک ما باشد. چه ما در مکتب حق آموخته ایم، خویشاوندی عقیدتی هزار بار ارزشمندتر از خویشاوندی خونی است و در قرآن هم «تبت یدا ابی لهب» را می خوانیم که خویشاوندی حضرت رسول مکرم(ص) را با عمویشان قطع می کند و باز از لب معطر و مطهر حضرت رسول روایت خوانده ایم که سلمان فارسی را تا مقام «منا اهل البیت» برکشیده اند. پس ما هم با مشق نویسی عملی از این سرمشق باید بتوانیم، پلیس آگاه، صالح و سالم را خویشاوند خویش بدانیم و خویشاوند ناصالح و ناسالم و قاچاقچی را از خود برانیم و به سنت جاهلیت که همخونی را بر همه حقیقت ها و حق ها ترجیح می داد خط بطلان بکشیم.

چهارم : اگر مردم همراهی نکنند، یعنی اگر من، اگر تو، اگر ما، در مبارزه با موادمخدر، با سرقت، با زورگیری، با شرارت و با همه زشتی ها، در نقش یک سرباز ظاهر نشویم، باید در اعتقاد ما به جامعه سالم و پاک تردید کرد، چه هرکس می خواهد به جامعه سالم برسد، باید تلاش کند و هزینه های این تلاش و تکاپو را هم بپردازد. گاه پرداخت هزینه در اندازه خون یک شهید است و گاه به اندازه دل بریدن از رابطه خویشاوندی است. به هر حال، هزینه زندگی را در جامعه سالم باید پرداخت.

پنجم: اگر در همه حوزه ها هم به عملکرد پلیس انتقاد داشته باشید باز در حوزه مبارزه با موادمخدر و شرارت و سرقت و ناامنی و زورگیری باید در کنار پلیس باشید و باشیم. این به نفع همه ماست.

صفحه 09 اجتماعی ، شماره سریال 17383 ، تاریخ انتشار 880715
/ 0 نظر / 106 بازدید