انتظارِ نوروز و انتظارِ روزِ نو!

خانه تکانی، استقبال رسمی از نوروز است و درخت کاری، تلاش عملی انسان برای خیر مقدم گفتن به بهار این تمثیل ها، حاوی این معنای بلند است که در انتظار هرچه که هستیم باید آمادگی استقبال از آن را متناسب با آن در خویش ایجاد کنیم. برای نوروز نه تنها، خانه را تمیز و کهنه ها را نو می کنیم که رخت و لباس نو هم تهیه می کنیم و با همه گرانی های استخوان شکنی که هست باز برای فراهم کردن آجیل و شیرینی، همت می کنیم تا در قدمِ نوروز، چیزی کم نگذاشته باشیم. خود را به این امر هم موظف و صاحب تکلیف می دانیم که اگر کم بگذاریم، در شرمی همیشگی گرفتار خواهیم شد. قصه درخت کاری هم اگر نه به این قوت اما وجود دارد و اهالی نماد ساز و سرمشق نویس، دیری است که این کار خیر را دارند به رسمی ماندگار تبدیل می کنند که می توان آن را صدقه و خیری جاری هم نامید. دارند توجه مان می دهند به این ضرورت که انتظار هر چیز باید از جنس خود آن باشد. در انتظار نوروز باید به نوسازی برخاست و در انتظار بهار باید به غرس نهال و کاشت سبزه همت کرد. این آیا ذهن را و دل را و اندیشه را به این حقیقت راه نمی نماید که در موضوع انتظار ظهور هم باید ماموریتی چنین برای خود قائل بود؟ مایی که در آستانه عید مدام از هم می پرسیم که چه کرده اید و چه خریده اید و از کدام بازار می توان لوازم را بهتر و مناسب تر تهیه کرد آیا یادمان هست که نسبت به نوروز حقیقی و بهار واقعی زمین و زمان هم تکلیفی بر شانه داریم؟ چقدر نسبت به میعاد حتمی موعود بزرگ به هم یاد آوری می کنیم؟ چقدر به ضرورت نوفهمی انتظار و نوسازی ایمان برمدار امامت، توجه داریم. به خانه قلب و پس انداز رفتار و اعمال و ذخیره کلمات مان حساسیم که متناسب با شوق حضورِحضرت مُنتظَّر باشد؟ با هزار تاسف در خویش و اطراف خویش چنین حساسیتی نمی بینم. شوق ما به نوروز، هزار بار بیشتر از انتظار ما برای روز نویی است که همه جهان را نو خواهد کرد. این را در مذمت استقبال از نوروز نمی گویم بلکه تاکید بر درس آموزی از این رفتار نکو و ممدوح دارم. حرف من این است که عید را به زیبایی و با دست و دل پاک و اخلاق کمال یافته باید استقبال کرد. بهار را به غرس نهالی باید خیر مقدم گفت و این باید ما را به یک ضرورت حیاتی و معرفتی توجه دهد که منتظران هم فراتر از ادعا و حتی دعا، باید به مقدمات ظهور توجه کنند و توجه کنیم ما که در شعار و ادعا و حتی در مجالس دعا، به فرج خوانی ، لب می تکنیم و دست در آسمان می بریم و حرف ها مان، بوی خواهش برای اجابت دارد. باید رفتار ما و اعمال ما، صدق این گفتار را امضا کند که اهل صداقت را رسم چنین است که صدق گفتار شان در رفتارشان به شکوفه می نشیند. خدا کند ما را هم امضایی چنین پای دفتر گفتار مان نقش بندد....


ب / شماره 3863 / پنج شنبه 16 اسفند1397 / صفحه اول و 3/


/ 0 نظر / 18 بازدید