وقتی مردم بدهی موسسات مالی را باید بدهند!

برخی سخنان مسئولان محترم، تصاویری را در نگاه جامعه می سازد و مسائلی خلق می کند که نمی توان به سادگی از آن گذشت. مثلا من، چند روز است که درگیر این مسئله ام تا جایی که نمی توانم آن را از ذهن بیرون کنم. همه می دانیم که هر جا جمعی مالباخته باشند ، فرد یا گروهی مال نیزخورده اند. یعنی کسانی که مال مردم را – به هر عنوان- به یغما برده اند. این مردم چون در"بازار اسلامی" به موسساتِ تابلو دار و دارای شعب گوناگون که معمولا در تابلوهاشان هم عنوان زیر نظر بانک مرکزی را قید کرده اند، اعتماد کرده اند پس شایسته شماتت نیستند و به قاعدع صاحب "بازار اسلامی" که حکومت است باید پاسخگوی شان باشد اما از کجا؟ این را قطعا همه می گوئیم و می خواهیم که از جیب و حلقوم همان کسانی که پول مردم را گرفته اند نه از جیب مردم. اینکه جناب رئیس جمهور می فرمایند ما 11 هزار میلیارد از پول مردم را با پول مردم پرداختیم ، قطعا نمی تواند اقدامی به صواب باشد هرچند از سر ناچاری بدان اقدام کرده باشند. این ناچاری را هم باید با یقه گیری از بانیان ماجرا، چاره کرد، چه همه می دانند از این چیزی بدتر نیست، پولی که مال مردم خوارها برده اند و خورده اند را از جیب مردم داد. درست نیست برای بازگرداندن پول به جیب مردم، از جیب دیگر شان برداشت؟ مگر منهدم کردند پول ها را که نمی شود از آنها گرفت؟ مگر آتش زده اند که قابل بازیابی نیست؟ این خیلی بد و از بد هم بدتر است که این موسسات در روز روشن و دربازار اسلامی ، جیب مردم را بزنند و طلبکاری را به جایی برسانند که طبق گفته آشنا، مشاور رئیس جمهور، برخی شان-مثلا- با اسلحه به بانک مرکزی بروند و طلبکار هم باشند. یعنی کار آنقدر ول است که هرکس هرکار بخواهد می کند؟ چرا همیشه دست دزد جلوتر است؟ چرا نتوانسته ایم آنچه خورده اند و برده اند را بازگردانیم؟ یا نگفته ایم ماجرا را؟ موسسات فلان و بهمان و خاوری، زنجانی، و پیشتر ها جزایری و فاضل خداداد و ... کدامش را برگرداندیم؟ به راستی کسی یقه این سازمان های عریض و طویل نظارتی را در این قبیل ماجرا ها گرفته است که چه می کنند که کار به اینجا می کشد؟ چطور یک نفر برای یک سوپر، یک خرازی، یک ماست بندی و.... از هزار جا استنطاق می شود و باید سند و مدرک ارائه کند و پاسخ دهد ولی این موسسات دامن گستر در پهنه ایران بی خبر هرکار بخواهند می کنند؟ آیا راه چاره ای برای مقابله با اینان نیست؟ چطور با کسی که مال افراد را می برد مثل همین ماجرای دزد چندین و چند باره گوسفندان، با قطع دست برخورد می شود اما اختلاس گران و کلاه برداران و مفسدان اقتصادی که مال و اعتماد و امید مردم و اعبار نظام را یک جا برده اند، برخوردی که باید نمی شود؟ نمی گوییم به شعار که جان شان را بگیرید و یا دست شان را به ساطور قطع کنید اما می گوئیم دست طمع شان را از بیت المال و مال مردم قطع کنید والا با این رویه باید هم کلاه مان را بچسبیم و هم جیب ها مان و هم امید و نیز اعتماد مان را . آدمی هم دو دست بیشتر ندارد و جیب هایش را بگیرد، کلاهش را خواهند برد و کلاهش را بچسبد جیب هایش را خواهند زد. مراقب آن باشد کفش هایش را از پایش درخواهند آورد.... بگذریم. مطالبه ما از دولت و نهاد قضا برخورد قاطع و اعتماد ساز با ماجراهایی از این دست است و پیش از آن، پیشگیری از وقوع ماجراهایی چنین که ؛ سرچشمه شاید گرفتن به بیل/ چو پر گشت نشاید گرفتن به پیل را انگار برای چنین اموری گفته اند. قبل از واقعه باید علاج کرد و الا ثابت شده به تجربه که بعد واقعه آنکه برنده است آقا دزده است و بازنده مردمی و ملتی که اموالشان به یغما رفته است و مهمتر از مالشان، آرامش و اعتماد و باوری که از آن ها به تاراج می رود. به چاره باید برخاست آقای رئیس جمهور! البته نه از جیب مردم. نباید حل ماجرا به گونه ای باشد که برای دادن پول مردم از جیب دیگرش بردارند که باز هم مال باخته بماند و دیگر مردم که هیچ نقشی نداشته اند در ماجرا هم در شمار مال باختگان قرار گیرند. مال را باید از حلقوم مفسدان و مال مردم خورها بیرون کشید. به هر شکل و هر قیمت، همین! ب / شماره 3550 / دوشنبه 9بهمن 1396/ صفحه اول و 3

/ 0 نظر / 87 بازدید