برای همه شهیدان ، مادر است زهرا(س)

کلمات، بار مفهومی خود را دارند و چون نام شوند برای انسان و در شناسنامه ای بنشینند، داد و ستدی سازنده با صاحب خویش برقرار می کنند. کلمات، ماندگارند، و برخی کلمات، ماندگارتر چنانکه صاحب آن کلمات هم در مانایی، شان خویش را دارند. کلمات، برخی شان، کتابِ توامان اسرار و کشف اسرارند که باید آن را چون ذکر خدا، هزاران بار خواند چنانکه نامِ شما را یا حضرت بی بی! نامتان را اگر چه پیوسته نوشته اند؛ « فاطمه» اما شرحی از حروف مقطعه اید؛ الف لام میم فاطمه. حرف به حرف نامتان، رمزی است میان بنده و خدا. سری است در مناجات و دعا بر آستان حضرت بی منتهی. شما فاطمه ای و من در همه فرهنگ نامه های عاشقانه برایش یک ترجمان یافتم؛ شهید! و شهید را اگر ترجمه کنیم می شود فاطمه و میان همه شهیدان هزاره های نخست از قابیل تا زمان طلوع تان و از آن زمان تا همیشه، با شما پیوندی است خدا نشان. از مولا علی که گذشت، همه شهیدان را به معنا، مادرید و شهیدان نیز خود را فرزند بلافصل شما می دانستند و با غیرت نامتان جهان را تکان می دادند. همین رعناقامتانی که این فاطمیه به پیشوازتان آمده اند، رابطه بنوت را در دامان شما با شهادت، گواهی داده اند. همین حس واقعی است که ما را به هماوردی با همه یزیدهای زمان می کشاند تا نگذاریم حسین ایمان مان، تنها بماند. شعار کلنا عباسک یا زینب، خبر همت و همیت برادری دارد که در رابطه مادری شما معنا می شود. همین باور بود که بر نسل ما - که خاک پای عباسیم- نام بلند آن شاه را نهاد تا در دفاع از حرم ماه، جشن شهادت بگیریم. ما فرزندان شماییم که در ترجمه نام بلندتان، ستاره وار طلوع می کنیم در شکوه شهادت، تا بداند دنیا که فاطمه را فدکی است به وسعت همه زمین و مالکیتی است به درازای همه زمان که هیچ کس نمی تواند برآن نقطه پایان بگذارد که فاطمه آغاز حیات عشق و شهادت است و همه شهیدان به نام او هزار باره طلوع می کنند مثل این ستاره هایی که این روزها در این دیار، روشنگر راه فردایند. فردایی که با نام فاطمه زهرا( س) معنا پیدا می کند و با ظهور یوسف زهرا، به زیبا ترین فصل خویش می رسد. فصلی که باور داریم دیدار دوباره با شهدایمان میسر خواهد شد و آنان از قاب ها ، به بیرون گام برخواهند داشت و آرزوی خویش را -که به دعا از خدا خواستند – در رکاب پورِ رشیدِ حیدر و زهرا، زندگی خواهند کرد و برای بسط این تجربه نورانی به پهنه گیتی دوباره با جان به میدان خواهند آمد.... وآن روز دیر نیست و دور نیز، بلکه نزدیک می نماید آن مقدس هنگامه ای که اذان از مکه برخیزد، آن مزارِ نا پیدا، غبارها را از جان بتکاند و شهدا، نفس تازه کنند و چهار چوبِ قاب ها، به اندازه چهارچوبِ در، بزرگ شود و آغاز شود حدیث عشق، دور نیست که نزدیک هم هست، ان شاالله....


 حیات / تاریخ انتشار: دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ | شناسه مطلب: 137516

http://hayat.ir/fa/137516/

/ 0 نظر / 7 بازدید