ارتش، اسم رمز جوانمردی است

اسم سرهنگ را نمی دانم. در اینترنت هم سرچ کردم نیافتم نام پهلوانی را که در منطقه سیل زده، قامت، دوتا کرد تا پیرمردان و پیرزنان، از پشت او رکاب بسازند برای سوار شدن به کامیون. مهم هم نیست. او در لباس سربازی و با همین تعریف به جایگاهی می رسد که در سه دهه پیش، اسلافش بدان رسیدند. این تصاویر – که چندان واضح هم نبود- مرا یاد امیر عزت اندیش ارتش ایران، شهید نیاکی منفرد انداخت که در اوج محبت پدر- فرزندی، نه در عیادت، در تشییع جنازه دختر و شب هفت و... هم حضور نیافت چون باید در جبهه می ماند و پسرانش را در عملیات، سایه سر و جایگاه پدر می بود. او در جبهه ماند بی آنکه از ماجرای دختر بیمارش به کسی چیزی بگوید و در سایه آن برای خویش آوازه ای بتراشد. او معتقد بود به وظیفه خود عمل می کند و امروز، این سرهنگ هم ادبیاتی چون او دارد و از وظیفه انسانی و ملی خود می گوید. این گفتار و کردار برای من، بسیار امید آفرین است و جلوه ای از تعریف رهبر انقلاب که از ارتش جمهوری اسلامی به عنوان "کلمه طیبه" یاد کردند. کلمه ای که در نگاه قرآنی به شجره طیبه، مانند شده است که اصل و ریشه در زمین دارد و سرشاخه در آسمان. شاید سرشاخه ها بشکنند در ماموریت ها اما شکوفا می شوند به شهادت و تکثیر می شوند در نسل های بعد از خود، چنان که امروز در میان نسل نوی ارتش، اگر چه نام، که نشانه ها می بینیم از قهرمانان ملی دفاع مقدس. آن حماسه و این امداد به ما می فهماند که؛ ارتشِ ما نه فقط تولیدکننده و حافظ امنیت است که دارای سبک و سلوکی است که در عرصه‌های مختلف می‌توان به روشنای راه پیش رو در کنار آن امید بست. این امید هم به پشتوانه تجربه گران سنگی است که از سر گذراندیم و سر بلند بیرون آمدیم. این که در زلزله یا سیل، در کوتاه ترین زمان و با بیشترین توان خود را می رسانند، ثمره تجربه موفق جنگ است.ما در جنگ که آزمون مردی و مردانگی است، ارتشمان را و ارتشیانمان را با عیار بالای جوانمردی دیدیم. ما خاکی‌پوشانی را دیدیم که خدا را باور داشتند و ذراتِ خاک، به شکوه ایمان سرخشان گواهی می‌دهد.

من معتقدم اگر ارتشِ ما فقط یک قهرمان داشت در اندازه حسن آبشناسان، آن شیرِ شرزه دشت، کافی بود تا همیشه خود را زیر دین ارتش بدانیم، حال آنکه ارتشِ ما از این مردان فراوان داشت که یکی چون«حسن» به «حُسنِ خُلق و قدرتِ راهبری» در دیده و دل نشست و الا مامِ وطن در کنار او ،اقارب‌پرست، شاهین راد، صیاد شیرازی، احمد کشوری، علی اکبر شیرودی، عباس دوران، عباس بابایی و... فراوان دارد که هرکدام برای خود و وطن خود پرچم‌های هماره در اهتزازند و ایران جان می‌گیرد به جان آنان که جهان را به احترام واداشتند وقتی چون آبشناسان، صدام را به هماوردیِ رودررو خواندند و چون شاهین راد، با یک گردان نیرو، بر ١۴ گردان تا دندان مسلح، فائق آمدند و یا چون نیاکی منفرد، مردانگی را، عشق را، معرفت را و معنویت را از نو معنا کردند و امروز در مناطق حادثه دیده، حدیث جوانمردی را با عمل تفسیر می کنند و هر کدامشان، از امیر تا سرباز، همت و باوری دارند که باید در کتاب‌ها به شرح برخاست، اما دریغ که از حماسه دفاع و حماسه آفرینان، کم گفتیم ولی امروز نباید بگذاریم، این حسرت ، مضاعف شود. باید گفت از عصر پیش و امروز را باید خط به خوط نوشت و هزار بار خواند تا امید بگیرد وطن به حضور فرزندانش، که بی نام و بی نشان، در قامت یک پهلوان، به یاری مردمش، قد راست می کنند. آن سرهنگ و سرهنگ ها را باید دید. چنان که سرباز حادثه تروریستی اهواز را نباید فراموش کرد. این گفتن ها، تجلیل از یک شخص نیست که تفسیر جوانمردی یک مکتب است. باید گفت و باز هم باید نوشت از فتوتی که ریشه در تاریخ ما دارد....


حیات / چهارشنبه 28 فروردین 1398 | Wed Apr 17 2019

http://hayat.ir/125-105-142967


/ 0 نظر / 15 بازدید