آینه خبرنگار است

 

اتفاق نیست

آقای خبرنگار

خانم خبرنگار

اتفاق نیست

قصه انتخاب است

انتخاب کسی که دستانش پاک باشد

و چشمانش هم

و دلش نیز

و اندیشه اش هم هزار البته

تا بتوان در دستانش قلم نهاد

همان که به قسم خداوندی

به «ن و القلم و ما یسطرون» جاودانه شده است

در دستانش

دستان پاک و به وضو معطرش قلم نهاد

تا بتواند اندیشه های پاک را

پاکیزه و شیرین بنویسد

و احساسی که از دل پاکش برمی خیزد را

غزل کند

کسی که مومنانه

چشم شود و ببیند

عالمانه کلمه شود و بنویسد

و خبرنگاری کند...

اتفاق نیست

آقای خبرنگار

خانم خبرنگار

انتخاب است

و تو از میان هزار در هزار آدم

برگزیده شده ای

تا اطلاع را به همه جان ها برسانی

جز خبر در آزمون

هر که را افزون خبر جانش فزون

شرح توست که جان فزون داری

و روح فربه

به خبرهایی که باید چراغ راه باشد

و تو این چراغ ها را

- هرکدامشان را-

باید سر راهی بگذاری

تا کسی به بیراهه پای نگذارد

باید بگویی

تا کسی ناشنیده به خطا نرود

تو خبرنگاری

رسالت تو

ایمان توست

ایمانی که با بعثت جان گرفت

هدف یافت

و شناسه شد

شناسه تو

امر به معروف و نهی از منکر است

به صادقانه ترین روش

به شکوهمندترین کلمات

به تاثیرگذارترین نگاه

در قلم تو

جوهری است از جنس خون شهیدان

اگرچه سرخ نیست جوهر

اما جوهره عشق را

و سرخی خون شهید را

وشکوه شهادت را

نگهبانی امین است

تو خبرنگاری

چشم بینای مردم

و زبان صادق خدمت

و شاعر هرچه زیبایی است

دستان تو

قلم تو آینه است

نقش را «راست» می نماید

تا بدانند همه آینه شکستن خطاست

خود را باید بپرداخت

هرکه در آینه خویش را نازیبا می بیند

آینه راوی واقعیت است

وخبرنگار حقیقت

وخبرنگار نیز

آینه ای است صادق

و باید که قدر دانست

صداقتش را

* اتفاق نیست

آقای خبرنگار

خانم خبرنگار

اتفاق نیست

قصه انتخاب است

و تو انتخاب شده ای...

 

  

/ 0 نظر / 114 بازدید