تلاش تنها راه نجات

نه تنها اهل حرکت نیستیم برخی هامان که از تنبلی و کسالت سرشار، برجا می نشینیم و خیالِ مان را به حرکت در می آوریم و آرزوهامان را هم با آن همراه می کنیم. توقع مان هم می شود که از دالان خیال، آرزو بتواند خود را به مراد برساند و همه چیز درست شود. خب اگر خیال می توانست جهان گشا بشود باید "تخیلی نویسان" هم بر قدرت بودند و هم در ثروت اما چنین نیست. قدرت دست دیگران است و ثروت نیز دست گروهی دیگر. تعالی یافتگان همه دیگرانند که ملک و ملکوت را فتح می کنند اما اصحاب تخیل همچنان آواره کوچه های ذهن خویش اند و اجاره نشین آرزو های خود. برای ترقی در عرصه های واقعی و حقیقی باید با همه وجود تلاش کرد. باید سعی ها را به سمت موفقیت، جهت داد. باید تا می شود خوابیدن و حتی نشستن را کاهش داد و به سعی و عمل برخاست. و راستی وقتی خداوند علی اعلا، پیامبر خویش را خفته نمی خواهد و با یا ایها المدثر و یا ایها المزمل، فرمانِ قیام می دهد و به کوشش می خواند، دیگر برای دیگران چه جای برجا نشستن؟

استاد فرهیخته، مرحوم آیت الله صفائی حائری، با کلامِ انسان سازِ خود در صفحه 57 کتاب ارمند نامه های بلوغ، می فرمایند: ."...در اين راه بلند، نمى‌توان نشست و آرام بود و نمى‌توان به كهولت رفت و مضطرب بود و نمى‌توان با شتاب از مسير بيرون زد.بايد سعى، سرعت و اعتدال را با هم داشت.

آنچه از تو مى‌خواهند، عمل نيست، كه سعى است و اين سعى بايد در لحظه‌ى مناسب، تحقّق بيابد و از حدود خارج نشود. اين، قرآن است كه مى‌گويد: «لَيْسَ‌ لِلاِنْسانَ‌ الاّ ما سَعى».

سعى، تنها دارايى ماست و سعى،با عمل تفاوت دارد. سعى، نسبتِ‌ عمل با قدرت و توانايى انسان را با خود دارد.كسى كه از سرمايه‌اش بخشيده،با كسى كه از نانش كم كرده و بخشيده است،برابر نيستند. گرچه عمل‌ها و حجم عمل آن ثروتمند زيادتر است، ولى سعى او اندك است. و آنچه براى انسان مى‌ماند، سعى است، نه عمل؛ كه عمل بدون توجّه به توانايى، عامل غرور مى‌شود.آنچه تو را از غرور مى‌رهاند، اين مقايسه‌ مستمر ميان عمل با توانايى ، ميان عمل تو و عمل‌هاى ديگرانى است، كه براى دنيا مى‌كوشند؛ ميان عمل تو براى خدا و عمل تو براى خودت است. اين مقايسه‌ها، تو را از غرور مى‌رهاند؛ كه مى‌فهمى براى او سعى نداشته‌اى و حتّى مى‌فهمى كه سعى تو، سرعت نداشته و در جايگاه مناسب خود ننشسته است. " باری، باید سعی کرد. باید سعی کرد و باز هم باید سعی کرد. این تکلیف کسانی است که طالب سعادت اند. ما را هم اگر سرِ سعادت هست، باید پایِ حرکت و دستِ عمل هم باشد که به عمل کار برآید، به خیال، هیچ نشاید....


ب / شماره 3740 / دو شنبه 16 مهر 1397 / صفحه اول و 3/


/ 0 نظر / 25 بازدید