تا علی (ع) بود، هیچ کس تنها نمی ماند اما ...

 

زمین و زمان

به «یاعلی» دم گرفته اند

و باران

سهم همه چشمانی است که

با آسمان خویشاوندند

و با دریا از یک جنس

چشمانی که اصل بارانند

* زمین و زمان

به سوگ نشسته اند

عزای مولای زمان و زمین را

سوگ سرخ امیرمومنین را

و من چشم که می گشایم

همه را سوگوار می بینم

چشم که می بندم

انگار همه جانم پر می شود

از کودکان یتیم کوفه

که با کاسه های شیر

به زیارت شیر خدا می روند

اما ...

* لبان علی (ع)

چنان بی تاب شربت شهادت است

که تاب نوشیدن شیر ندارد

وقت رفتن است انگار

و پدر می رود

و کودکان یتیم

از کوفه تا همه جا

از آن روز تا همیشه

به سوگ می نشینند

در سوگ مردی که تا بود

هیچ کودکی احساس یتیمی نمی کرد

هیچ غریبی تنها نمی ماند

و هیچ نیازمندی

دست خویش خالی نمی یافت

اما ...

* شب شهادت علی است

و قدر نام بزرگی است برای امشب

باید گریست

باید مویه کرد، غربت عشق را

و باید دست شد

و تا آسمان دعا امتداد یافت

باید حاجت خواست اما ...

* یا شمس الشموس...

یا بن الحسن...

ما بی سلیقه ایم

تو حاجات ما بخواه

ور نه گدا مطالبه آب و نان کند...

اما شما برایمان

طلب ایمان کنید

در شب نزول قرآن

در شب عروج امیرمومنان...

خراسان رضوی - مورخ دوشنبه 1392/05/07 شماره انتشار 18465 /صفحه۷/فرهنگی

/ 0 نظر / 88 بازدید