شور عاشورایی

 

 این روزها، نه زبان که چشم ها حرف می زنند، حرف هایی از جنس اشک، از جنس باران. این روزها لب ها و زبان ها فریاد می زنند. چشم ها هم به فریاد می آیند غم عاشقی را... این روزها، از مساجد و حسینیه ها، از تکایا و خیمه ها، از کوچه  و خیابان ها غم است که به بین المللی ترین زبان، به گریه، به اشک روایت می شود و مردمان، تاریخ را، یک نفس تا چهارده قرن پیش دویده اند تا خود را به کربلا برسانند و امروز و فردای خود را بدان معطر کنند؛ آری، دویده اند و خود را به کربلا رسانده اند و این خیزش عظیم، این حضور پرشکوه، این باران اشک، این ... نشان از آن سرزمین بهشتی خدا دارد، نشان از عاشورا. مردم خود را رسانده اند و دریافته اند باید همه زندگی خود را بر مدار حسین (ع) تعریف کنند، باید پا جای پای مولای عشق بگذارند و باید از تک به تک یاران حسین (ع) درس بگیرند و باید به آن ها اقتدا کنند، آن گونه که آنان به سیدالشهدا (ع) اقتدا کردند.این روزها، چشم ها حرف می زنند حرف هایی از جنس اشک به هر سو که روکنی، این چشم ها را چشمه  حروف خواهی یافت...

خراسان رضوی - مورخ یکشنبه 1393/08/11 شماره انتشار 18824/صفحه اول و 4/شور عاشورایی

/ 0 نظر / 93 بازدید