الفبای آزادگی

ایمان که در نخل وجودت قامت کشید، هزار توفان هم تو را از پا نمی اندازد چنان رشید می شوی به ایستادن که هرکس ایستادگی را تصور کند، به تصدیق سروقامتی و جوانمردی تو خواهد پرداخت. هرکس هم بخواهد، به تصدیق آزادگی بپردازد، جز قامت بلند تو تصوری نخواهد داشت، این باور من است و هزاران چون من که در لابه لای کتاب ها و خبرها، از میان کلمات و واژه ها و حروف، به فهم پرتوی از «الف» ایستادگی تو رسیده ایم و باورمان به یقین تعالی یافته است که شمایان در اسارت با معجزه آزادگی، امتداد شهادت را فرادید تاریخ گذاشتید. شما یزیدهای زمان را، ابن زیادها را، در هم شکستید. شما به هر روز اسارت، عاشورا را نشان دادید و همه شب هاتان،رایحه ای از شب قدر داشت که فرداهایش، آزمون بود و شکنجه بود و حتی مرگ. اما شما از آزمون ها سرفراز بیرون آمدید، شکنجه ها، شکست، شکنجه گر نشست، شما، اما راست قامت ایستادید تا ایران، تا تاریخ، تا قلم، به افتخار شما بایستد. شما ایستادید و ایستادگی را معنا شدید، چنان که برخی از نسل امروز در فاصله ای نه چندان دور با آن دوران نتوانند هضم کنند، مقاومت یک انسان را. وقتی برای آن ها، از صبوری شما می گوییم، می پرسند مگر می شود.

وقتی می گوییم، بزرگ ترین دغدغه شما ... وقتی امام قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفت، نه اشتیاق آزادشدن و پایان جنگ که این بود؛ به امام بگویید، ما ایستاده ایم، بگویید به خاطر ما و آزادی ما، به دشمن امتیاز ندهند. بگویید ما شهادت را زندگی کرده ایم و این جا هم سرباز شماییم و تمام قد می ایستیم. بگویید، ما کم نمی گذاریم بگویید اگر در جبهه نیستیم، اما این جا را جبهه می کنیم. بگویید... بله، دغدغه آنان در تلخناک ترین روزها، هم شیرین کامی ایران بود. برایشان از جانشان هم مهم تر بود که امام ناراحت نشود، حاضر بودند درهای اردوگاه، هرگز باز نشود، درهای سلول ها هم دیوار شود اما دشمن نتواند، از وجود آنان برای فشار بر ایران استفاده کند. «حاضر» بودند از عرصه حیات «غایب» شوند، اما لبخندی بر لب دشمن ظاهر نشود. حاضر بودند... بله، شاید برخی ها امروز در نیابند شکوه حماسه آزادگی را، اما فردا، فردا، که تاریخ ورق بخورد، فردا، که نگاه ها به انصاف صفحه خوان تاریخ شود، همه در خواهند یافت، که شمایان «عظمت انسان» را پاس داشتید.

همه خواهند فهمید، راز آزادی و آزادگی ایران را در کنار مزار شهدا، باید در نگاه شما جست که طلسم های اسارت را باطل کردید و خود به باطل السحری تبدیل شدید که دشمن را در آتش خود افروخته نشاند و شما گلستان را مترادف نام ایران نوشتید. پس ایران و ایرانی، تا همیشه آزادگی را در کلاس عمل شما به جشن می نشیند و سالگرد بازآمدن شما را به میهن، مثل تکرار بهار، نوروز می داند و مبارک باد می گوید، مبارک باد روزی که با آمدن شما، نو شد، مبارک باد این نوروز...

خراسان رضوی - مورخ یکشنبه 1393/05/26 شماره انتشار 18760 /صفحه5/ویژه

/ 0 نظر / 99 بازدید