مراقب معتادان پرخطر باشید

 

 این روزها اگر در کوچه و خیابان های شهر نگاه کنیم، کم نخواهیم دید، سرنگ های خونینی که گوشه و کنار افتاده اند. این ها هر کدام خبر از فاجعه ای دارد. فاجعه ای به نام اتراق لااقل چند دقیقه ای یک معتاد پرخطر، در کوچه خانه من و شما، در چند قدمی زندگی من و شما، در چند قدمی فرزندان من و شما. پیشتر شهروندی در تماس با نگارنده از کودکانی می گفت که بازیگوشانه و بی اطلاع، این ابزار آلوده را برمی داشتند برای بازی و گاه پر آب می کردند و به طرف هم می پاشیدند. نمی خواهم بگویم مخاطرات این گونه اعمال چیست. نه پزشکم و نه اطلاع آن چنانی از مباحث پزشکی دارم. این باشد تا اهل فن به بازگویی آن بپردازند. من فقط به زشتی ماجرا می پردازم و این که کودکی و نوجوانی، جوانی، شهروندی که باید نگاهش از زیبایی سرشار شود در تماشای کوچه های شهر، از زشتی به جا مانده رفتار زشت تر یک معتاد، پر می شود. من به این می اندیشم که تماشای این صحنه ها در ضمیر ناخودآگاه کودکان چه اثری خواهد گذاشت. آیا دیدن این صحنه ها نه تنها برای بهداشت نگاه و روان او در امروز بلکه برای فردای او هم خطر نخواهد داشت؟

از کوچه ها بگذریم و پای به خانه ها بگذاریم، رفتار معتادان پرخطر در خانه آیا سلامت خانواده خودشان را تهدید نمی کند؟ مگر نه این که خانواده های معتادان افرادی مظلوم ترند که در معرض ستم مضاعف قرار دارند؟ اینان هم در امروز زندگی از نکبت داشتن پدری، مادری، برادری آلوده عذاب می کشند و هم رد پای این نکبت در فردای زندگی آنان سیاه تر از امروز خود را نشان می دهد. آیا هیچ به آمار طلاق ها نگاه کرده ایم و رد اعتیاد را در آن مطالعه کرده ایم؟

می گویند هر معتاد، زمینه آلودگی ده نفر دیگر را فراهم می کند. قصد داوری درباره این فرضیه را هم ندارم. حتی اگر معتاد ویروس وار، به تکثیر آلودگی هم نپردازد فقط یکی، دو نفر را گرفتار کند و یا حتی این تعداد را هم آلوده نکند، فقط آلودگی اش در اندازه بهداشت روانی و منظر عمومی باشد، باز آیا نباید مسئولان دست به کار شوند؛ آیا متولیان سالم سازی جامعه نباید، دست غیرت از آستین همت به در آورند و معتادان پرخطر را بسان نقطه های سیاه از سطح جامعه جمع کنند؟ آیا با وجود این نقطه های سیاه می توان به سفید بودن جامه جامعه امید داشت؟

من معتقدم در کنار برخورد قانونی با برهم زنندگان هنجارهای جامعه، باید قاطع ترین برخورد پلیس با معتادان پرخطر و زورگیران و سارقانی باشد که امنیت روانی جامعه را به تاراج می گیرند. باید یقه از کسانی بدرانیم که با رفتار پرخطر خود، یقه از امنیت روانی جامعه می درانند.

در کنار پلیس و دستگاه قضا که باید قاطعانه برخورد کند، من برای خانواده ها نقش حیاتی قائل هستم و معتقدم تا نهاد خانواده به یاری نهادهای اجتماعی نیاید، کارها به سامان نخواهد شد. یادمان باشد قرار نیست فقط معتادان پرخطر دیگران بد باشند و معتاد عضو خانواده ما، نه قرار هم نشده است که رفتار «پرخطر» آنان در خانواده خودشان «بی خطر» باشد. پس اگر سرنوشت جامعه برایمان چندان مهم نیست لااقل برای مصون ماندن فرزندان خود خانواده از خطر، به طرد معتادان پرخطر که قصد اصلاح خود را ندارند، اقدام کنیم. این به نفع خود ما هم هست.

یادمان باشد، «آب» با همه زلالی اش وقتی به «فاضلاب» تبدیل می شود دیگر جز چاه و اگو، راهی دیگر ندارد. آب وقتی نوشیدنی است که آب باشد نه فاضلاب؛ افراد، تا زمانی عضو خانواده هستند که زلال باشند و باعث افتخار، اما آیا کسی به عضویت معتاد پرخطر که قصد اصلاح ندارد در خانواده خود احساس فخر می کند؟

چیزی نمی نویسم، منتظرم اقدامات مردان قانون را در جمع آوری معتادان پرخطر ارتقای امنیت اجتماعی ببینم، آن وقت حرف برای گفتن فراوان است.

صفحه R01 اخبار (رضوی) ، شماره سریال 17269 ، تاریخ انتشار 880231
/ 0 نظر / 93 بازدید