رقابت ها و رفاقت ها

 

 روزها و شب های گذشته در خیابان های مشهد، شاهد یک پدیده جدید در عرصه تبلیغات انتخاباتی بودیم به این گونه که اعضای ستادهای انتخاباتی و مخصوصا دو تن از کاندیداها با توزیع بروشور، رقص پرچم، شعاردهی و... حالت پرشوری به خیابان ها و خیابان گذرها بخشیدند و به جرأت می توان این شور را یک پدیده نو نامید و حالا این که این شور، پرنشاط هم بود، مسئله ای است که پس از انتخابات باید از سوی کارشناسان امر مطالعه شود تا اگر قرار بود در سال های دیگر و انتخابات های دیگر هم مورد استفاده قرار گیرد، آسیب شناسی و آسیب زدایی شود تا کمترین آسیب را به اخلاق، آرامش و روحیه اخوت جامعه نزند بلکه با سالم سازی رفتار، رقابت افراد و دیدگاه ها را در کنار رفاقت معنا کند و فرصتی دست دهد تا آحاد جامعه در اخلاق، اخوت، آرامش و... گامی به پیش بردارند، اما تا آن روز که باید به دیده علمی به این رویدادها نگاه کرد می توان وجه تهییج افکار عمومی را از دستاوردهای این قبیل «میتینگ های خیابانی» و «همایش های متفاوت» دانست. من دلیل این که تهییج آخرین گام در مباحثی همچون انتخابات است را نمی دانم اما می دانم در مباحث معرفت شناختی، تهییج، گام نخست است و متقاعد ساختن گام دوم و اقناع گام سوم است اما فرایند تبلیغات انتخاباتی برعکس این روند است، این هم از مسائلی است که باید به جد مورد مطالعه قرار گیرد.با همه این ها، نکته ای که می توان بدان اشاره کرد این است که در خیابان های مشهد و شاید هم دیگر شهرستان ها، ستادهای تبلیغاتی رقبا نزدیک هم و گاه حتی کنار هم قرار دارد اما با وجود کری خوانی ها و گاه حتی ناپرهیزی های گفتاری، «برخورد» آن گونه که در کشورهای دیگر اتفاق می افتد پیش نمی آید. شاید این از آثار شور و شوق باشد که هرگاه پدید آید، آمار برخوردهای خشن کاهش می یابد. چه برخوردها و دعواها، معمولامعلول علتی است به نام عصبانیت حال آن که شور و شادی فصل نشاط است و شادمانی و اوج گرفتن حس دیگر خواهی، حتی اگر آن دیگری رقیب هم باشد. لذا آن چه از همسایگی ستادها و تیم های تبلیغاتی با وجود متلک پرانی هاو بداخلاقی های گروهی اندک در چشم من می نشست حس دوست داشتن بود این که اینان همدیگر را سوای رنگ ها و شاید هم با تفاوت رنگ ها دوست دارند. این دوست داشتن هم نعمتی است که اگر «بزرگ ترها» آن را از یاد نمی بردند و با هم مهربان تر بودند، شاید جامعه از این که هست هم مهربان تر می بود اما... همیشه ما از بزرگ ترها یاد گرفته ایم چه می شد، یک بار هم بزرگ ترها از ما یاد می گرفتند دوست داشتن را و این که ما در خیابان های مشهد، در عین رقابت، اهل رفاقت هم بودیم اگر هم جایی، سنگی بر بلور رفاقت خورد، ترجمه رفتار بزرگ ترها بود! بگذریم، روزهای گذشته، خیابان های مشهد یک پدیده جدید را تجربه کردند. شور و شوق را در رقص پرچم ها و تکان عکس ها و دست ها دیدند. خدا کند بزرگ ترها هم مهربان تر باشند و هم روند تبلیغات آسیب شناسی و آسیب زدایی شود تا فردا بهتر از امروز رقم بخورد.

صفحه R01 اخبار (رضوی) ، شماره سریال 17285 ، تاریخ انتشار 880321
/ 0 نظر / 92 بازدید