مادرانِ افتخار آفرین

دولبه چادرش را گرفت و بلند شد و راه افتاد به‌سمت در و صدایش را آزاد کرد؛ «همه پسرهایم را داده‌ام تا تو خم به ابرو نیاوری، حالا داری گریه می‌کنی؟» این مضمون، گفته مادری است که پسرانش شهید شده بودند و او در دیدار با امام روح‌ا... ، یکی‌یکی، قاب عکس پسرانش را نشان می‌داد و به معرفی آنان می‌پرداخت و شاید هم‌ دستی به ناز بر تصویرشان می‌کشید. امام این صحنه‌ها را که دید، بغضش شکست و شانه‌های آن مرد خدایی هم همراه بغض و اشک چشمانش شد که آن «زینبی‌زن» به غیرت برخاست که «من پسرانم را داده‌ام تا تو خم به ابرو نیاوری»... انگار بَر‌ خورده بود به مادر.

راست می‌گفت او. صد پسر دیگر هم اگر می‌داشت، می‌داد در راه خدا تا خلق او را به اسارت نبرد شیطان، تا راه خدا همیشه باز بماند، تا ایران و انقلاب و امام راست‌قامت بایستند در‌برابر جهان باطل و خم هم به ابرو نیاورند. کم هم نبودند مادرانی از این دست و من خود در بهشت رضا، مادری را دیدم که چادر به کمر بست و پیکر شهیدش را به خاک سپرد و همان‌جا پسر کوچک‌ترش را مهیای برداشتن اسلحه برادر شهیدش کرد.

در همه جای ایران، از این شیرمادران وجود دارند. اصلا هستی و ماندگاری انقلاب، بسته به وجود آنان است. من با شناخت این ظرفیت بزرگ می‌نویسم و با همه حیثیتم گواهی می‌دهم که بزرگ‌ترین قدرت ایران را مادرانی‌اند که در راه آرمان‌ها نه‌تنها از خود، که از جان خویش که همان فرزندانشان باشد، هم می‌گذرند. من اسم اینان را گذاشته‌ام «مادرانی قوی‌تر از بمب اتم». اقتداری که همه باطل‌باوران دنیا هم اگر پشت‌به‌پشت هم دهند، اگر همه تحریم‌ها را چند‌برابر کنند، اگر همه تیرهای حیله را در چله کنند، بازهم نمی‌توانند جلوی این اقتدار خدایی را بگیرند که ایران هرگز در زادن مادرانی چنین بزرگ،

سترون نیست.

تاریخ این دیار می‌تواند به اعصار گواهی دهد که از میان‌ همه نسل‌ها، مادرانی چنین کریم، وجود داشتند و دارند هنوز. البته حماسه دفاع مقدسِ ما، فرصتی ناب بود برای اینکه آیاتِ خدا را در سیمای این مادران بهشتی ببینیم و دیدیم هم. مادرانی که تمام‌قد پای استقلال و عزت ملی ایستادند و خود را با نهضت حسینی و حضرت‌زینب(س) چنان تعریف کردند که کربلا همه جغرافیای فکری و تاریخی ما را در‌بر‌گرفت. این مادران در‌برابر دنیا در همه شئون و شعوبش ایستادند و سر خم نکردند، نه‌فقط در‌برابر دشمن خارجی، که حتی دربرابر کسانی که می‌خواستند از آنان سنگ ترازوی مطامع دنیایی بسازند هم ایستادند و می‌ایستند.

اینان بزرگ‌تر از آن‌اند که در دسته‌بندی‌ها و سنجه‌های این گروه و آن گروه بگنجند، بلکه اینان سرمایه ماندگار انسانیت هستند و باید برای همه بمانند. برای انقلاب، برای ایران، برای تاریخ. هیچ‌کس حق ندارد از نامشان، استفاده کند، چه رسد به سوءاستفاده. حق ندارد این سرمایه کلان را در بازی‌های خردِ خود خرج کند. همه باید بکوشیم و بکوشند خود را با آرمان شهدا و این قهرمانانِ قهرمان‌پرور تطبیق دهند، آن‌ هم در عمل؛ چه هر جناح به‌اندازه‌ای که اهل حقیقت و شفافیت و صراحت و عدالت است می‌تواند خود را به آرمان‌های شهدا و مادران شهدا نزدیک ببیند، نه به‌اندازه‌ای که ادعا می‌کند.

شهدا اهل عمل بودند، مادران شهدا هم مثل فرزندان خویش‌اند. بزرگ و خدامحور و اهل عمل. تکریم اینان‌ هم فراتر از حرف و تعارف، عمل به سیره شهداست. هرجا که هستیم و هر کاری که داریم، بدانیم که باید دین خود را به آرمان‌های شهدا ادا کنیم. هرجا هستیم، خوب کار کنیم و بی‌منت در خدمت مردم باشیم و همه ظرفیت‌ها را برای تعالی مردم و پیشرفت کشور فراهم کنیم.

شهدا از جان و مادرانشان از جانانِ خود گذشتند. ما هم لااقل طبق وظیفه تعریف‌شده کار انجام دهیم تا بدهکار مردم و انقلاب نشویم. خود را برای انقلاب و مردم بخواهیم، نه مردم و انقلاب را برای خود... همین!

 

شهرآرا / شماره : ۲۴۹۷ / پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۶ / صفحه 10/ خانه زندگی

 

http://shahraraonline.com/shahrara/js,text.ajax?y=1396&m=12&d=10&p=10&n=03

/ 0 نظر / 79 بازدید