بچه خیبری ها هنوز هم حاجی اند

بچه خیبری ها همه شون حاجی اند....این دیالوگ عباس بود در آژانس شیشه ای وقتی حاج کاظم گفت: تو که می دونی من مکه نرفتم، چرا به من می گی حاجی؟ عباس، با همه صداقت روستایی و زلالی بسیجی اش گفت: بچه خیبری ها همه حاجی ان.... بچه هایی که در اولین عملیات آبی- خاکی، حماسه آفریدند. گفتم، آبی- خاکی، یاد دو اسم افتادم که حجت مسلمانی اند برای من و ما، اول، مولا علی، همو که ابوتراب اش می خواندند؛ پدر خاک! دومی هم شهیده همین روزهاست، حضرت زهرا که کوثرش می خوانیم و مادر آب. اما فرزندش، در عطش آب، برخاک کربلا به شهادت رسید تا آب و خاک در هم آمیزند و چراغی بسازند که تا همیشه راه حقیقت را روشن نگهدارد و همه را امکان پیمودن صراط مستقیم حق موجود باشد. الله اکبر که ۱۴ قرن بعد، در گوشه ای از این خاک، حکایت آب و خاک تکرار شد در عاشورایی که باورمندان حسین، آفریدند در عملیات خیبر. در «رزمی مردانه» که برای اولین بار« نامردان روزگار» را با بمباران شیمیایی، به جهان معرفی کرد. حماسه ای که مثل حقیقت، شعله می کشید و باطل باوران عراقی با بمب های شیمیایی کوشیدند آن را خاموش کنند غافل از اینکه «والله متم نوره» است « ولو کره المشرکون» و آن نور کامل شد با شهادت مردانی که در حج خون حاجی شدند با اینکه با مکه صدها فرسنگ فاصله داشتند. حاجی شدند آن هم از نوعی که در بندگی به کمال می رسیدند. حاجی شدند ، نه به نام که به رسم و راه و بر این راه استوار ماندند. زخم خوردند و آخ نگفتند. بر زمین افتادند و برخاستند و کسی صدایشان را نشنید. درد داشتند و ننالیدند که به این باور رسیده بودند که عبد خدا، جز برای خدا لب باز نمی کند. یقین داشتند که خیبری باید سوز داشته باشد اما دود، نه! دعا باید داشته باشد و اصلا دست هایش مقیم همیشه آسمان باشد اما ذره ای ادعا نباید در دیده و حتی دلشان بنشیند. آنان خود را از همه ادعاها و غبارها تکانده بودند و صاف و صافی شده بودند برای خدا پس نسبت شان با خلق نه طلبکاری که گره گشایی بود و نان خود را همیشه بدهکار و مکلف به خدمت می دانستند و می دانند هنوز؛ لذا هرگز زبان به طلب، باز نمی کنند هرچند مردم اگر تامل کنند درخواهند یافت آنان طلب دارند نه اینکه بدهکار باشند. آنان جان خویش را به میدان آوردند و بسیاری از به میان آوردن دست و زبان خود هم ابا داشتند. آنان با شهادت جاودانگی یافتند اما برخی ها امروز، به نامشان می خواهند گذشته خود را روشن جلوه دهند. بگذریم، خیبری ها همه حاجی اند. رابطه خود را هم با خدا چنان تعریف کرده اند که در منای عشق، اسماعیل باشند و چراغ راه، تا روشن باشد این راه. نورانی باشد جاده و خط خورشید همه صفحات را پر کند. بچه خیبری ها همه شون حاجی اند.... این حرف عباس آژانس شیشه ای بود و باور خیلی از ماها که به احترام خیبری ها برمی خیزیم. خیبری هایی که سوز دارند اما دود ندارند. سوز دارند ، درد دارند اما صدایشان را کسی نمی شنود. کاش خیبری ها به اندازه همه مردم تکثیر شوند....


 حیات / تاریخ انتشار: شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶ | شناسه مطلب: 137544


http://hayat.ir/fa/137544/


/ 0 نظر / 6 بازدید