تکلیف، حرکت ها را جهت می دهد

انسانِ سالک، باید مقصد را مشخص کند. مقصد که در افق قرار گرفت، حرکت به عنوان یک ضرورت مطرح می شود چه همانطور که گفته اند شاید همه حرکت ها به مقصد منتهی نشود ولی برای رسیدن به مقصد ناگزیر باید حرکت کرد و پا به راه گذاشت. باید رفت که این اقتضای حیات است و از ماندن جز مرگ نزاید حتی اگر آبِ حیات آفرین باشد. دیده ایم که مرداب ها ، حاصلِ آب های به رکود رسیده است و چنین می شود که مایه حیات، ابزار ممات می شود و چه بسیار کسانی که در مرداب ها مرده اند. باری، باید حرکت کرد.برای حرکت نیز، حتما نیاز به محرک داریم. اما چه چیزی می تواند محرک ما باشد؟ هر محرک، شعاعش تا کجاست؟ بیانات آیت الله حائری صفایی در این باره در کتاب"روش برداشت از قرآن صفحه"۱۰۷ به زیبایی به ماجرا می پردازند با این بیان که؛ هنگامی که محرک ما وظیفه ها بود،نه احساسات و عواطف و رقت ها یا.....عمل به وظیفه و اطاعت این امر مارا آسوده می دارد.اگر می بینی که با عمل به وظیفه آسوده نمی شوی این نشانه شرک هایی است که پنهانی در دل تو خانه دارند و علامت بت هایی هستند که تو را حرکت داده اند .....و این است که اطاعت کننده ها و تقوا داران ،از بن بست ها آزاد می شوند و از گرفتاری ها گشایش می یابند و فشار ها آن ها را خرد نمی کند.... بله، وقتی محرک، انجام تکلیف بود نه تنها خستگی نمی آورد که نشاط هم همزاد و همذات لحظه به لحظه دشواری های عمل است. همین است که می بینیم مجاهدان راه خدا در تنگناها هم "فراخ سینه" اند و در بمباران حوادث هم چهره ای آرام دارند. کجا خوانده ام یادم نیست ولی خوب یادم مانده است ماجرای زندانی مبارزی را که هرچه تازیانه اش می زدند آخ نمی گفت. او کتک خوردن را هم بخشی از راه می دانست، بخشی از هدف لذا حاضر نبود به اندازه یک آخ هم باعث رضایتِ دشمن شود. اینان اهل حرکت اند، حتی هر تازیانه برایشان به مثابه یک گام به جلوست چه در زیر شکنجه هم دارند به تکلیف خود عمل می کنند اما اگر محرک احساسات و عواطف باشد، خیلی زود خواهیم برید. در این تردیدی نیست. آزمون هم شده است این مسئله لذا در زمان جنگ می گفتیم کسی که در هیجان مارشِ عملیات به جبهه بیاید، با شنیدنِ اولین صوت خمپاره دشمن، در هم خواهد شکست اما کسی که با نگاه باز و برای انجام تکلیف دینی و ملی ، لباس رزم می پوشد، در خمپاره باران دشمن نیز نه تنها به تردید نمی افتد که عزمش برای کوبیدن سر دشمن و رسیدن به مقصد که همان نجات وطن و مردم است، جزم تر می شود. نکته ظریفی است اینکه تکلیف محوران هرگز خسته نمی شوند و در حرکتِ مدام اند اما اگر محرک جز وظیفه باشد معلوم نیست حرکت تا کجا ادامه داشته باشد و در مسیر چه اتفاقی بیفتد......ب / شماره 3578 / دوشنبه 14 اسفند 1396/ صفحه اول و 3/ چ2


/ 0 نظر / 45 بازدید