این کابوس های خودساخته روزانه!

هیچ کس مثل خود ما نمی تواند به معماری امروز و فردای مان بپردازد. ما خود بهترین آرشیتکت حیات خویش می توانیم باشیم که قلم برداریم و با خط کش مهندسی، نقشه موفقیت را ترسیم کنیم. موفقیت هم دست بر شانه کسانی می گذارد که دست به زانو گرفته باشند برای برخاستن. کسانی که افق نگاهشان از دوردست ها هم آن سوتر برود.

آدم های چنین البته قدردان لحظه ها هم هستند و زبان و نگاهشان به شکر و سپاس است که این خود آرامش را به زندگی می آورد. اینان به خوبی می دانند که باید برای هرچیز به اندازه ای که می ارزد ارزش قائل بود نه بیش از آن. ارزش گذاشتن بیش از اندازه، اندازه را هم از دست به در می کند حال آن که در همه احوال باید اندازه نگه داشت که به قول قدیمی ها “اندازه نکوست”. همین هم می شود قاعده یک زندگی موفق و راهی که می تواند ما را از کوچه بن بست نجات دهد.

من دیروز که این پست را می خواندم که؛ “بیش از حد نگران اتفاقات پیش رو نباشید. شاید مدام فکر کنید که در گذشته باید کار دیگری انجام می دادید, اما به یاد داشته باشید نباید در این افکار غرق شوید و از لحظه اکنون غافل شوید.”

دیدم من خود بسیاری اوقات گرفتار پندارهایی از همین دست هستم. نگران روزهایی که نیامده است و حوادثی که نه تنها روی نداده بلکه شاید هیچ وقت هم اتفاق نیفتد. نگران شده ام بارها چنان شدید که هرکس می توانسته است خط های نانوشته اش را از چهره ام بخواند. به این فکر می کردم که روزهای پیش رو چگونه رقم خواهد خورد و شب ها چگونه از راه خواهند رسید. یعنی با فکر کردن به آنچه نیست برای خویش کابوس می ساختم و با چشم باز به تماشایش می نشستم و از ترسش، می لرزیدم. شده بودم مثل افرادی که بلیت می خرند و به سینما می روند برای دیدن فیلم ترسناک و ترس را جرعه جرعه می نوشند و می لرزند مثل یک زمستان سرد بی آنکه شیرینی خربزه ای زیر زبان شان نشسته باشد!

البته فقط من نیستم که به این حال دچار شدم که بسیارند هم بندان من در زندانی که برای خویش می سازیم. شاید خود شما هم در این تجربه با ما مشترک باشید. لذا هم من و شما و هم دیگران باید خود را از چنگ این حس ناخوشایند نجات دهیم.

نباید روزهای نیامده را با قلم ناامیدی نوشت بلکه اگر قرار است به فردا فکر کنیم باید روشن و ظفرمندانه و پر امید باشد این نگاه تا نه تنها امروزمان را به آتش بکشد بلکه فردا را سبزتر و شکوفاتر در نظر آورد تا تابش آن امروز مان را هم رونق دهد.

من باور دارم که انسان اگر خود را باور کند و استعداد خدادادی خود را کشف کند نه تنها مقهور حوادث نمی شود بلکه بر آن غالب و از آن حدیث و فرصت تازه می سازد که نتیجه اش مثل عسل کام همه را شیرین خواهد کرد. این توصیه ای است که باید با جان پذیرفت و با نگاه مثبت به جهان نگریست تا عالم تعامل هم با ما به نیکی و شیوه مثبت رفتار کند و از مصیبت برهاند….


ب / شماره 4061 / چهار شنبه 6 آذر 1398 / صفحه3

http://birjandemrooz.com/?p=12359


/ 0 نظر / 458 بازدید