می آیی به سان ماه در حریم خورشید

می آیی

پر
هیمنه

پر
لبخند

به سان
نوروز

با
رایحه بهار

در
اولین روز بهار

می آیی

و این
بشکوه آمدنت

پرشکوفه
می کند

نگاه
را

نگاه
هر که را

از مهر
سرشار است

و
معنای محبت را می فهمد

و در
نگاه تو

به دنبال
آیت ا... می گردد

نشانه ای که

او را
به صاحب نشانه برساند

می آیی

و
کلامت

جاری
می شود

مثل
چشمه

مثل
کاریز

مثل
رود

و
آوایت

زیباترین
موسیقی می شود

که
آدمی را به وجد می آورد

به شور
می آورد

به
شعور می رساند

می آیی

- پرشکوه-

به سان
آفتاب

- پس از صبح صادق انتظار-

و روز
می شود

همه
کوچه های جان

همه
کوچه های جهان

و خط
اشاره نگاهت

و
جریان کلامت

تا آن
سوی افق می رود

تا
جایی که باید

بر
افرازیم پرچم را...

می آیی

- زلال تر از هیمنه-

و
لبخندت

آن قدر
پرطراوت و عزیز است

که می شود

از آن
پیاله گرفت

پیاله
گرفت

پیاله
گرفت

آن
گونه که از سقاخانه اسماعیل طلا

می آیی

و حس
می کنم

قطعه ای از حرم عشقی

و
کلامت

بوی
حدیث می گیرد

و
نگاهت بوی معرفت

می آیی

و در
حرم

- به سخن-

خطی می
کشی

که خط
تمیز حلال از حرام است

و
کلامی که

دژ می شود

- پایدار و استوار-

در
برابر همه حرامیان

می آیی

و سخن
می گویی

به
ترجمان

کلمة
لا اله الا الله حصنی

فمن
دخل حصنی

امن من
عذابی

به
شرطها

و
شروطها

و ان
من شروطها

و ما
باز می آموزیم

عشق به
امام رضا (ع) را

عشق به
امامت را

و عشق
به ولایت را ...

 

 

 

 

/ 0 نظر / 92 بازدید