خون، قطره، قطره زندگی

به بهانه روز جهانی اهدا کنندگان خون
 

نفس چنان که شیخ اجل، سعدی می فرماید: چون فرو می رود ممد حیات است و چون برمی آید مفرح ذات و بر هر کدام شکری واجب، اما... اما نه کسی حواسش به آمدن آن است و نه به رفتن، نه حتی کسی به فکر شمارش و محاسبه آن است فقط وقتی صدا به فهم و به فریاد بلند می شود که نفس می رود و نمی آید و... بله کسی اصلاً حواسش به نفس نیست چه رسد به این که به شکرانه آن برخیزد. قصه خون هم همین است، تا پرغصه نشود، کسی حواسش نیست که خون، قطره قطره، زندگی می بارد و در رگ ها، جویبار حیات را تشکیل می دهد. حواس مان نیست، بعضی از همنوعان مان مثل مردمان خسته و در بیابان مانده که تشنه یک قطره آب هستند - تشنه یک قطره خون می مانند. ولی... ولی برای آب آسمان است و ابر و بارانی که به کرامت الهی می بارد و گل و خار و خاشاک و حتی حشره مانده در میان سنگ را هم از یاد نمی برد، اما ماجرای خون، این مایه حیات بخش و زندگی ساز را ابرهای آسمانی، تمشیت نخواهند کرد بلکه این «آسمانی مردمان زمین» هستند که باید ببارند به وقت سلامتی، تا به مدد خون سالم آنان، زندگی گرفتاران بیابان خشک بیماری و درماندگان زخم حوادث، نجات پیدا کند. آری. خون، مثل نفس است، مثل آب است. اما نفس را و آب را حضرت خداوندگار تقدیر می فرماید اما خون را، به تقریر بندگی ما حوالت داده است، تا ما با هدیه اندکی از خون مان، نشان دهیم، جامه خلیفة اللهی که در عهد ازل پرو کرده اند، زینت قامت ماست. مایی که به شأن انسانی خویش، «خلیفة ا...» هستیم و «باید» مظهر شئون خداوندی رحمت و کرامت و مهربانی باشیم. پس این ما و این فرصت اهدای خون. این ما و این رسم جوانمردی. این ما و این زندگی بخشی، این ما و این پهلوانی. پس مثل نفس، مثل باران، زلال و بی منت به قطرات خون خود، در تن بیماران نیازمند جاری شویم...

خراسان رضوی - مورخ یکشنبه 1394/03/24 شماره انتشار 18994/صفحه8/جمعه

/ 0 نظر / 90 بازدید