شهید ساجدی، معلم عشق بود

 

انگار فیض روح القدس وزیده بود در نگاه روستازاده دانشمندی که از نفس هایش، عطر مسیحا می تراوید و جان می بخشید به جان های راکد و نگاه های خاموش. نمی دانم در نگاه شهید هاشم ساجدی چه رازی نهفته شد که هر کس با او نگاه در نگاه می شد، نگاهش به زندگی عوض می شد. کم نبودند مردمانی که در شعاع انفاس قدسی او، به باور قداست انسان مومن رسیدند و دریافتند، عاشورا نه یک روز در تقویم و کربلا نه فقط یک قطعه خاک در دیار عراق که هر مومنی را کربلایی و عاشورایی است که به گاه شهود «راز رشید» عطر شهادت می گیرد. شهید سرلشکر ساجدی، معلم نبود به نام و عنوان اما مشی و مرامش از او معلمی ساخته بود که آموزگار عشق بود و در نگاه و لبانش شکوه معلمی و توان پرورش به کمال رسیده بود، لذا شاگردان بسیاری داشت، بی آن که نامی در دفتر داشته باشند، بی آن که حضور و غیابی در کار باشد، که شاگردان عشق هرگز غایب نیستند و همیشه حاضرند و کلاس عشق را هم شاگردان حاضر فراوان است حتی آن هایی که در سال های بعد می رسند هم می توانند، نیمکت نشین این کلاس باشند، چنان که ما را سعادت نشستن سر کلاس شهداست و ان شاءا... فیض برخاستن در کنارشان هم باشد. شهید هاشم ساجدی، فرمانده دلاور، مهندسی رزمی قرارگاه نجف اشرف، مردی بود که با مرامش معلمی می کرد و آن روز معلم شجاعت و اخلاق، آموزگار  رزم و مردانگی بود. «کربلایی مردی» که ریشه در عاشورا داشت و سرانجام نیز در امتداد قافله ای که ۷۲ شهید داشت و در جایگاه هفتاد و سوم، برای همه مشتاقان شهادت جا گذاشته بود در پنجم آبان سال ۶۳ در کربلای میمک، نسبت خود را با مولا سیدالشهدا سرخ نشان داد و اینک ماییم و معلمی، جهادگری، سرداری به نام شهید ساجدی که خود در پرتو انوار کلام آیت ا... شهید مدنی، شهید هاشمی نژاد، شهید اندرزگو، این ۳ سید عاشق و این ۳ شهید، به فهم تازه ای از حیات و شهادت رسید و دلیل راه شد برای ما، ما، اما آیا پا به راه خواهیم شد، راهی را که ساجدی رفت؟ آیا زندگانی چون او را اسوه زیست خویش قرار خواهیم داد؟...

خراسان رضوی - مورخ یکشنبه 1392/08/05 شماره انتشار 18536 /صفحه اول و ۵/فرهنگی

/ 0 نظر / 88 بازدید